تاریخ خبر: ۳۰ آذر ۱۳۹۴

مهربانی با طبیعت تمرین مهربانی با خودمان است

مهربانی با طبیعت تمرین مهربانی با خودمان است

حکایت مدیران فرهنگی ما ومهندسی فرهنگی

 

تیمور احمدوند

بقلم تیمور احمدوند

با خودم قرارگذاشته بودم دریادداشت ها بر اولویتهای فرهنگی بیشترتاکید داشته باشم خصوصا که جدیدا ازدبیرخانه شورای فرهنگ عمومی مجموعه ای تحت عنوان رساله تشریفات در زندگی به سبک اسلامی به دستم رسیده بود، مجموعه ای مفید، کاربردی و موثر به شرط آنکه دغدغه ومنظورمدیران فرهنگی قراربگیرد. حال آنکه بعید می دانم تا این لحظه کسی ازمدیران، این مجموعه را که تحت عنوان مهندسی فرهنگی منتشرمی شود رویت کرده باشند واگررویت شده مطالعه کرده باشند واگرمطالعه کرده باشند با کارشناسان جلسه ای برای راهکارهای اجرایی شدنشان ترتیب داده باشند و اگر و اما…
ولی پاره ای اتفاقات موجب شد تا پرداختن به ۲۶۷ عنوان آداب شخصی وادبیات ارتباط با خود را که برای فصل اول این کتاب در نظرگرفته شده و البته با دیگر موضوعات فصول بعد کتاب که به رقم خوشگل ۲۰۲۰ با عنوان همسایگی بد می رسد بگذاریم برای فرصتی مقتضی وبسنده کنیم به این یادداشت موخره کتاب. اکنون برای دیدن روشنایی ورسیدن دوباره به سرچشمه های اصیل باورها و شناخت و فهمیدن سبک زندگی ایرانی ـ اسلامی، می باید بازگشتی جانانه نمود وفضیلت های فراموش شده را از آئینه فرهنگ و اندیشه خویش غبار زدایی کنیم، زیرا که تاکنون بی توجهی به دردهای انسانی و راهکار درمان فرهنگی، موجب بی توجهی به بهداشت اجتماعی، دردها سیاسی وآلودگی های اقتصادی شده است وغفلت ازیافتن و داشتن سبک زندگی ایرانی ـ اسلامی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی کرده است.
واما بعد.. چه شد که ازآن گفتار۲۰۲۰ البته نه به مصداق شیر داستان مولوی یال وکوپال را درز گرفتیم؟!
دراخبار داشتیم که چندی پیش اثری هنری درپارک شهرِ مقابل استانداری ازنظرها دورشد.
فقدان این اثرهنری که یک عقاب خراطی شده توسط هنرمند هم استانی آقای یاوری فارغ التحصیل روانشناسی بالینی، به سفارش شهرداری بود ناخواسته آدم را یاد داستان های مختلف عقاب درادبیات کهن ومعاصر می انداخت. ازروزی عقابی ناصرخسرو گرفته تا عقاب مرحوم پرویزناتل خانلری. هی دست دست کردیم که بنویسیم یا ننویسیم، ننویسیم نشانه بی تفاوتی است، بنویسیم تف سربالاست، آخر این مرتبه علی رغم سفارش مدیرمسئول آنچه را نوشتیم تحویل ندادیم باشد که همه فکر کنند عقاب پارک شهرهمراه کلاغان شده است برای رسیدن به عمربیشتر، تا نگویند جنس ته این تیر ازخود ماست و ازکه نالیم که ازماست که برماست، بگذار همه تقصیرها گردن خود عقاب باشد و کلاغان پارک کنار رودخانه پُر زباله شهر و وسوسه ضیافتشان…..
تا اینکه چندی پیش یکی از افراد موثق و دردمند گفت: فلانی من هر روز برای ورزش به کنار دریاچه کیو می روم، تازگی ها متوجه شده ام روز به روز از تعداد غازهای دریاچه کم می شود؟!
نمونه ای از سمورهای زیبا که در کنار یکی از پارک های خرم آباد زندگی می کنند
گفتم: خب شاید تعدادی ازآنها مرده اند؟
گفت: خُب، چرا لاشه شان نیست؟ مثل لاشه هزاران قطعه ماهی، لاشه مرده را که گربه هم نمی برد، بعد ادامه داد: بابا ! من هر روز برایشان نان خشک می آورم، دقیق یک به یک شان را می شناسم، می بینم سُر و مُر وگنده اند، ولی یک مرتبه غیبشان می زدند .
گفتم: یعنی چه؟ یعنی می خواهی بگویی برای غازهای این دریاچه یک غاز چران استخدام کنند؟! گفت: یعنی نمی ارزد حالا که بعضی ها دارند با هوسبازی آبروی شهر را می برند……؟!
سرتان را درد نیاورم، این را هم ننوشتیم تا اینکه چند روزپیش شنیدم شخصی با تفنگ ساچمه زنی به سراغ مرغابی ها وغازهای دریاچه آمده و به سمت آنها تیراندازی کرده و این در حالی بود که جدیدا شاهد میزبانی دریاچه از چند قطعه مرغابی وحشی چنگر بوده ایم.
برای بررسی بیشتر موضوع و اینکه چرا گستاخی تا به اینجا رسیده که فردی بیاید و دست به این عمل غیر فرهنگی بزند قرارگذاشتم و همراه آن دوست محترم حضورم را در کنار دریاچه بیشترکردم.
باورکنید مواردی از این دست حتی در میان آن دو هزاروبیست گفتار نیامده بود!
درمجموعه مهندسی فرهنگی درزندگی به سبک ایرانی ـ اسلامی، دو هزار و دویست گفتار برای ارتقای سطح رفتار افراد آمده که موضوعاتی از این دست ازآنجا که از بدیهیات مورد لزوم برای ادامه و بقای حیات اجتماعی افراد است اصلا مطرح نشده است.
بیراه نگفته ایم اگربگوئیم شهرداری باید نظارت ومدیریت بیشتری بر مجموعه تفریحی دریاچه کیو داشته باشد چرا که مدیریت ایجاد، مدیریت نگهداری را هم ایجاب می کند. ولی سهم ما از این مسئولیت اجتماعی چه می شود؟
آیا ما به عنوان اعضای زنده وعاقل این مجمومه شهری وظیفه ای نداریم؟شیوه امربه معروف و نهی از منکر مسئولانه ما چگونه است؟
آیا بازتاب کیفیت تعاملات اجتماعی و مطالبات حقوقی ما با شهروندان ومسئولان شهری به گونه ای بوده است که انتظار بازدارندگی ازاین دست اختلالات رفتاری ویا قصورات مدیریتی داشته باشیم. بی پرده بگویم، می خواهیم سوزنی به خودمان بزنیم وآنگاه جوالدوزی به دیگران . رفتارهای فرهنگی وصفات هنری واصولا مدنیت اجتماعی نه موروثی است که بواسطه انتقال ژنتیک از نسلی به نسل دیگرارث برسد و نه قابل اعمال از طریق بخشنامه ودستورالعمل حکومتی. همه اینها درصورتی که جامعه میل و پذیرش لازم را در خود ایجاد کرده باشد در راستای تقویت تمایلات مثبت اجتماعی می توانند موثرباشند. اینکه قدمت فرهنگ ما به چند هزارسال قبل از میلاد مسیح می رسد دردی را دوا نمی کند، این که دنیا مارا به مفرغ می شناسند نه تنها یک ویژگی نیست بلکه هشداری است خطرناک یعنی آنکه بعد ازعصرمفرغ کاری نکرده ایم، آثارمفرغی و ابنیه باستانی میراث گرانبهایی است که به ما بفهماند می توانیم سرآمد فن وهنروصنعت جهانیان باشیم ولی آیا بوده ایم؟!
اصلا آیا خواسته ایم ؟! آیا برای این خواسته ها گام در مسیر این که فلان لرستانی در فلان منطقه دنیا منشا اثرپرافتخاریست واعلام امید امکان برای همه ما درست گذاشته ایم ؟!
بیائید جدی به جای خالی داشته هایمان فکر کنیم، شاید دیگر عقاب اندیشه مان مقابل چشمانمان دچار وسوسه کلاغ های هوس نشود. بیایید برای زیباتر شدن محیط زندگی مان باید آنقدر هر روز برای غذا دادن به پرنده ها ی احساسمان در دریاچه ی وجودمان ازهم سبقت بگیریم تابچه هایمان هم بیاموزندکه از پول پس اندازشان هر سال جوجه اردک هایی را که برای سر گرمی از بازار می خرند، وقتی بزرگ شدند در دریاچه رها کنند تا دیگرشلیک حماقت فردی نادان ویا کم شدن این پرندگان درسطح دریاچه به چشم نیاید.
تلاش کنیم با طبیعت مان مهربان تر رفتار نماییم. خصوصا در فصل سرما.
باور کنید اگر ترسمان از آسیب رساندن به برخی اعضای چرخه اکوسیستم شهرمان نبود عکسهایی ازحیات وحش خرم آباد برایتان منتشرمی کردیم که در باور هیچکس نگنجد که حیواناتی به این زیبایی آرام و در خفا بدون آنکه مزاحمتی برای ما ایجاد کنند دراین شهر ما زندگی می کنند.
برای اثبات این قضیه با اجازه عکاس خوش ذوق وسخت کوش ( آقای بهزاد سلاحورزی)تنها همین یک عکس را برای شما منتشر می کنیم که البته داستانش مفصل است. زمانی دیگر برای تعریفش می طلبد. فقط فراموش نکنیم مهربانی با طبیعت تمرین مهربانی با خودمان است..
وقتی نتوانیم با طبیعتی که خداوند برای رفاه ما خلق کرده مهربان باشیم،بدون شک به خودمان هم رحم نخواهیم کرد.

از همین دسته:

(برای مشاهده تیتر ، نشانگر را یک ثانیه روی عکس نگه دارید)

علی صابر image

یک دیدگاه