تاریخ خبر: ۰۱ دی ۱۳۹۴

اشعار

ارض مقدس
سپیده رئوفی نیا
تو ارض مقدسی
بیابان دستهای من
گرداگرد سرزمین سبزدستهای تو می چرخد
تو ارض مقدسی
گوشهای من
تنها سمفونی آرام و زلال صدای تورا می فهمد
اذنی بده تا در سرداسرد این آذر بی آذرخش
نجوای تو را
دوشادوش دردای کهنه خویش
غزلی کنم
صاعقه وار
بر فرق این شبهای بی باران
****
چوب خط
در رویای من
این کوره های موزی
چه بی رحم به دندان می کشند
خاطرات خرد و بزرگ را
در امید روزی که روحم….
ومن
با این بندگی پر نجابت
مسلول در سلول خویش
به امید روزی چوب خط می کشم،
که دنیا را
به کام خویش در آغوش کشیده باشم
———————–
بانوی سایه ها
علیرضا کرمی
همه عمر مرا می سراید
بانویی که ازعمق سایه ها
خاطرات روشنش را زمزمه می کند
پنجره عطر این کلام را می شناسد
دری بر من گشوده نیست
مادر کنارآتش پرچین
هراس کودکی ام را می نگرد
و تو با چشمان گشوده
روزگار کدامین مرده را
سپری کرده ای
زین بر ستارگان بسته ای
تا خلوت عصرهای مرا ترنم کنی
بوی دستانت
کِل آهنگی ازپشت پرچین
وخیالت
که در تاریکی بوته ها
به سراغم می آید
گویی عمیق ترین خاطره هایم بوده ای
درافقی که از آن روشنیم تورا می یابم
و درگیسوان جنگل گم می کنم
به خود که می آیم
همه ی تو را زیسته ام
———————-
ای مرغ عشق خسته ی بی آشیان نمیر
مهتاب بازوند
از چای دم کشیده ی عزلت که بگذرم
خود را به قله های مه آلود می برم
می خواهم از سقوط لبالب که ناگهان
ازخواب لحظه های مه آلود می پرم
باید رها شوم نه از این روزهای تلخ
از چارطاق خسته و متروک پیکرم
ته می کشند مثل من و روزهای من
پک های گر گرفته ی قلیان مادرم
از روی بند، یاد تو را جمع می کنم
باران گرفته درشب تاریک بندرم
تا رخت های حوصله ام را اتوکنم
از یاد برده ام که به یادت بیاورم
ای مرغ عشق خسته ی بی آشیان نمیر
فردا برای بی کسی ات جفت می خرم
———————-
ساز چشمان تو بی پرده است
امید گندمی
هر جور قسمت می کنم سهمت فقط درد است
اینجا هوا بس ناجوانمردانه نامرد است
مثل درختی آخر پاییزمی فهمی
بادی تمام برگهایت را تلف کرده ست
پشتم به دنیا گرم شد دیگرنفهمیدم
آهی که گاهی می کشی پشت سرم سرد است
رکعت به رکعت اشک شعرپنج گاهت را
شوریده خواندی سازچشمان تو بی پرده است
تو فکر و ذکر هر شب و هر روزتسبیحی
پیشانی ات سجاده برسجاده گسترده ست
آدم از اول شرح حالی بی سر وته بود
این قصه را مادر از آب و گل درآورده ست.

از همین دسته:

(برای مشاهده تیتر ، نشانگر را یک ثانیه روی عکس نگه دارید)

6 (3) پارسایی شاعر

یک دیدگاه