تاریخ خبر: ۲۹ دی ۱۳۹۴

غوغای درون

غوغای درون

سپیده رئوفی نیا

ازوصف غوغای درون عاجزم. زبان که نمی چرخد هیچ با قلم هم ناکام درکام کاغذ، گاهی به قطره اشکی بسنده می کند. آرام به تماشای آماس آهسته رویاهایم نشسته ام. این تورم طاعونی، عجز زبان بستگی را به رخم می کشد ونطفه نجات آمال را با رخنه درمن خفه می کند. صدایی بفرست. صدایی بفرست وتلاوت کن آیه ی امیدرا. صدایی بفرست واجابت کن حاجت معصومانه بغض های فرو خورده عقیم را درنمازی که به شکرانه طنین دلگشای توست. درنمازی که بر صدای تو درمیلاد ستاره صبح می رود.
سال
پیشکش
نیامده ای و
ثانیه ها کبیسه اند
————————–

از همین دسته:

(برای مشاهده تیتر ، نشانگر را یک ثانیه روی عکس نگه دارید)

6 (8) 5 (2)

یک دیدگاه