تاریخ خبر: ۰۷ بهم ۱۳۹۴
افسوس که قدرداشته های خودمان را نمی دانیم

افسوس که قدرداشته های خودمان را نمی دانیم

افسوس که قدرداشته های خودمان را نمی دانیم
برای معصومه ذباح
خبرکوتاه بود:
« معصومه ذباح نویسنده برنامه های رادیویی وتلویزیونی روز سه شنبه، هشتم دی ماه، ساعت ۹ صبح بعد ازحدود سه سال که به بیماری سرطان دچارشده بود دربیمارستان سجاد درگذشت.»
فرزندش میلاد شیدایی با اشاره به اینکه مادرش تا هفته های اخیربه فعالیت خود در حوزه نویسندگی ادامه می داده است، اظهارکرد: مادر تا سه هفته پیش برای برنامه «قاصدک» در شبکه سلامت و همچنین برنامه «شب بخیر کوچولو» متن هایی را بیان می کرد و چون قادر به نوشتن نبود ما به جای او می نوشتیم و به برنامه سازان تحویل می دادیم اما امروز صبح بعد از تحمل سه سال بیماری درگذشت».
خبر هرچند کوتاه بود اما، می توانست و باید برای ما لرستانی ها خبر مهمی باشد و نگارنده به شخصه بعد از شنیدن این خبر و نوع برخورد مجامع فرهنگی استان با آن بسیارمتعجب واندوهگین شدم.
معصومه ذباح یکی از استعدادهای درخشان درعرصه فرهنگ وهنراستان لرستان بود، پس چرا ما فقدان این چهره را با بی توجهی وسردی پشت سرگذاشتیم و انگارنه انگار.
پیش ازاین، با همین قلم درسوگ مرحوم نورعلی لطفی نوشته بودم که یکی ازعیب های ما این است که قدرمردان وزنان هنری خود را نمی دانیم.
هرچند به گفته شاعر، هنری مردمان نمی میرند، اما … سالها پیش اولین بارخانم ذباح را درتاتر «عباس ماشین شور» برروی صحنه دیدم. دراجرایی که گروه تتاتر مجری این نمایش درسالن امورتربیتی بروجرد داشت وبنده که درخرم آباد موفق به تماشای آن نشده بودم، درروز اجرا به بروجرد رفتم یک بازی روان ، صمیمی وازعمق جان.
بعدها ارتباط هایی درزمینه کارهای رادیویی پیدا شدکه دراین بخش هم به حق مرحومه معصومه ذباح موفق بود.
بگذریم که شخصیت ایشان چون با مرحوم شیدایی گره خورد، این زن وشوهردوست داشتنی به هنر شهرمان اعتباری داده بودند.
اما بازهم می گویم ومی نویسم که ما خیلی کم لطفیم. اداره کل فرهنگ وارشاد اسلامی وبخصوص انجمن تتاترباید بسیار پررنگ وارد گود می شدند ونمی گذاشتند مرگ این هنرمند وفرهیخته چنین با سکوت برگزار شود.
ذباح اگرخودش هم هنرمند نبود، بواسطه ی اینکه همسرحسین شیدایی بوده است باید مورد اکرام قرار می گرفت، آیا حسین شیدایی به گردن تتاتراین استان وفرهنگ وهنر این استان حق نداشته است؟ هرچند شخصیت اوسوای همسریِ شیدایی قابل ارج است و ارزنده.
یادم هست سالها پیش ازاین، هنگامی که خانم معصومه ذباح به تهران رفته و در رادیومشغول به کار شده بودند توانایی او همکاران آن موقع رادیویی را به تحسین و تعجب وا داشته بود.
به این کارنامه که دررسانه ها منتشرشده است توجه بفرمایید تا ابعاد شخصیت هنری وفرهنگی ذباح بیشتر برایتان روشن شود
«معصومه ذباح» خالق قصه‌های «شب بخیر کوچولو» و«قصه ظهر جمعه» در رادیو بود.
بوی گل آفتاب، شب‌بخیر کوچولو در شبکه‌های سراسری و قصه‌های ظهر جمعه رادیو قرآن وورزش، نشاط، کودک دررادیو ورزش و برنامه قطار قطار ستاره ازگروه جامعه و زندگی صدای آشنا نمونه‌ای از کارهای او به شمار می رود. ذباح یکی از بازیگران زن تئاتر دهه ۵۰ لرستان بود و به همراه همسرش در این حوزه فعالیت می‌کرد. توکایی درقفس‌، مهمان‌های ناخوانده‌ ولی‌لی لی‌لی حوضک از جمله تئاترهایی است که او درآن به ایفای نقش پرداخته…»
مدیران فرهنگی ما اگر برای ذباح حتی پس ازمرگ بزرگداشتی نمی گیرند یا از این سابقه بی خبرندویا به این امور بی توجه که این هر دو حالت برای استان ما یک آسیب بزرگ است.متاسفانه همه درسیاست غرق شده ایم، آنقدرکه فرهنگ، هنر، شخصیت وداشته های ادبی مان را هم در ترازوی سیاست می گذاریم، غافل ازاینکه هنرمندانی چون حسین شیدایی ومعصومه ذباح فارغ از دغدغه های سیاسی هرچه اندوخته هنری داشتند درکف اخلاص به جوانان هدیه کردند.
پس حق یک بزرگداشت را به گردن دستگاه های متولی فرهنگ وهنرداشتند.

از همین دسته:

(برای مشاهده تیتر ، نشانگر را یک ثانیه روی عکس نگه دارید)

mardom

یک دیدگاه