تاریخ خبر: ۰۸ بهم ۱۳۹۴
گذر و نظری به شرح احوال و آثار زنده یاد دکتر امیر حسین یزدگردی

گذر و نظری به شرح احوال و آثار زنده یاد دکتر امیر حسین یزدگردی

گذر و نظری به شرح احوال و آثار زنده یاد دکتر امیر حسین یزدگردی

استاد دانشگاه تهران، تولد۱۳۰۶، وفات۱۳۶۵

استاد کاظمی

بقلم استاد ایرج کاظمی

« توجه به شرح حال بزرگان، این مطلب را به یاد می آورد که می توانیم به زندگی خود مقام برتری بدهیم»
«لانگ فلو»
مدت ها بود که قصد داشتم درارتباط با زندگینامه استاد فقید دکتر امیرحسین یزدگردی که به حق از نوادر روزگار خود بود، در حد امکان مطالبی به نظرخوانندگان علاقمند بخصوص شاگردان مکتب آن استاد برسانم که هرکدام خود امروز در زمره استادان ومعلمان سخت کوش و قدر شناس به شمار رفته و به اعتبارهمان حق شناسی مایلند با ذکرخاطرات وبیان مطالبی درباره وی رجعتی به گذشته های پشت سرنهاده داشته باشند که به قول شاعر:
«یاد خوبان دلکش ومیمون بود»
«تاریخ بیهقی»
مهرماه ۱۳۴۰ خورشیدی( پنجاه وچهار سال پیش) نخستین باردرکلاس درس آثار و متون ادب پارسی(تاریخ بیهقی) دردانشکده الهیات دانشگاه تهران با شخصیتی استثنایی وممتاز برخوردم که وجوه ممتاز و چشمگیر وی چون متانت، صلابت، شیوه گفتار و احاطه علمی اش به گونه ای بود که دانشجو و هرمستمع و مخاطبی را بر جای خود به معنی واقعی و بدون هرگونه اغراق و غلو میخکوب می کرد.
مرحوم یزدگردی درسالِ چهل، ۳۴ ساله بود. اصلا در باورکسی نمی گنجد که کسی دراین سن که هنوز به مرزمیان سالی نرسیده وجوان محسوب می شود ازچنین نبوغ وقدرت اندیشه ونیروی بیان وسخنوری با چاشنی دانش بی نظیر و احاطه علمی برخوردار باشد.
درباره زندگی واحوال وآثار وی درزمان حیاتش چیزی منتشرنشد. تصور بنده بیشتر متوجه این موضوع است که تواضع، فروتنی و حجب و حیای ذاتی مرحوم یزدگردی مانع بود که آن روزها از وی سخن یا تعریف وتمجیدی که به حق شایسته آن بود در مجلات، روزنامه ها یا بعضی مقالات دوستان واصحاب قلم و معرفت گفته و نوشته شود.
اومعتقد بود در شرایطی که بزرگانی نظیر استاد بدیع الزمان فروزانفر، استاد سید محمد فرزان بیرجندی و استاد مجتبی مینوی تهرانی حضور و وجود دارند او خود را واجد الشرایط یاد شده نمی دانست. مرحوم استاد یزدگردی از این سه بزرگواری که نام برده شد همیشه به نیکی یاد می کرد و آنها را استاد مسلم ادب فارسی و دانش روز می دانست.
مرحوم یزدگردی با استاد فروزانفر درکار تعلیقات و چاپ مثنوی شریف و همینطور با استاد مجتبی مینوی درتصحیح وتنقیح کتاب کلیه ودمنه همکاری داشت. مرحوم مینوی در مقدمه کتاب کلیله ودمنه تصحیح شده خود که حاصل سالها بررسی وتحقیق وپژوهش بوده و انصافا دراین کار به قول معروف بیدادکرده است، ازهمکاری ودقت نظرمرحوم استاد یزدگردی سپاسگزاری می کند ومی نویسد: قبل ازتوصیف نسخ ملاک کار و تعریف کتب ماخذ ترجمه ها و تفسیرها ومشروح و توضیحات لازم است عرض کنم:
در این کار ازنامداران شهر
مرا از دوکس بود بسیاربهر
نخست آقای دکترامیرحسین یزدگردی دانشیار فاضل دانشگاه تهران وصدیق ارجمند نگارنده که پنج سال با بنده به هرنوع یاری وهمکاری کردند. ازاستنساخ کتاب از روی اساس و همراهی درمقابله کردن آن با نسخ دیگر و رهنمایی دراینکه چه الفاظی درحواشی توضیح و تشریح گردد. در بسیار موارد ارائه ماخذ وشواهدی برای روشن کردن معنای این لفظ وآن لفظ وغیر از این یاری ها که اگردرهرموردی چنانکه حق است شکرگزاری جداگانه ازآن کمک می کردم می بایست صفحه ای از صفحات از ذکر نام عزیزشان خالی نباشد و لیکن مسئولیت صحت وسقم مندرجات کتاب تماما برعهده این بنده است.
إذا عَجَزَ الِانسانُ عَن شُکرِ مُنعِم
فقالَ جَزاکَ اللهُ خَیرا” فَقَد کَفی
این سپاسگزاری وتمجید آنهم ازطرف دانشمند ومحققی سترک چون استاد مجتبی مینوی نشانگر دانش واقعی واحاطه علمی وحسن سلیقه و دقت نظر مرحوم استاد یزدگردی است و چیزی نمی شود برآن افزود. مرحوم استاد فروزانفر هم در تصحیح کتاب (معارف بهاءولد) نیز چنین تمجید وتعریقی که بازشایستگی آنرا دارا بوده درذیل صفحات کتاب نوشته ونگاشته و استاد یزدگردی را دانشمندی فحل وادیبی شایسته عنوان کرده است (۱).
دکتراصغردادبه استادیاردانشکده علامه طباطبایی درسال ۱۳۴۳ که ما تقریبا درس را تمام کرده بودیم ومنتظراعلام نتیجه، یکسال پایین تربا ما فاصله داشت و از شاگردان ومعتقدان جدی مرحوم یزدگردی بود. من گاهگاه که با ایشان صحبت می کردم اشتیاق و علاقه وی به استاد را به گونه ای می یافتم که تا آن زمان علاقه ای اینگونه و وابستگی عاطفی به این شکل را سراغ نداشتم. وی تا پایان عمراستاد یزدگردی درکنار وی و به حق شاگردی شایسته وخلف برای او بود … پس ازدرگذشت استاد یزدگردی وی یعنی دکتر دادبه همت به خرج داد وکتاب حواصل و بوتیمار وی را که آماده چاپ بود وبا مرگ نابهنگام استاد روی دست مانده بود ازفرزند آن مرحوم یعنی امیراحمد یزدگردی برای تصحیح وچاپ گرفت و با خلوص و پاکی واعتماد به نفسی قابل توجه آنرا با کمک دانشگاه تهران به چاپ رساند با این توضیح که این کتاب شش سال بعد از درگذشت استاد به همت موسسه انتشارات وچاپ دانشگاه تهران به عنوان ناشر به شماره انتشاراتی۲۱۳۸ و شماره مسلسل ۳۲۲۵ و در ۵۱۲ صفحه قطع وزیری و حدود ۶۰ صفحه عکس وتوضیحات با مقدمه استاد دادبه به چاپ رسید. در مقدمه این کتاب آمده است:
دکتر امیرحسین یزدگردی درسال ۱۳۰۶ خورشیدی درتهران بدنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در دبستان ودبیرستان ادیب و مروی به پایان آورد. درسال ۱۳۲۹ ازدانشسرای عالی درجه لیسانس در ادبیات فارسی گرفت و درسال ۱۳۳۶ از پایان نامه دکتری خود دفاع کرد و دکتر در ادبیات فارسی شده در آغاز کار و قبل ازاخذ دکتری به عنوان دبیردرآموزش و پرورش شهرستان قم ودبیرستان حکیم نظامی به تدریس پرداخت و وقتی به درجه دکتری نائل آمد به عنوان استاد دانشکده الهیات دانشگاه تهران شد و به توصیه وتایید مرحوم بدیع الزمان فروزانفرکه به وی علاقه وافری داشت و در دوره لیسانس ودکتری شاگرد وی بود در این دانشکده به تدریس پرداخت.
مرحوم استاد یزدگردی پس ازپیروزی انقلاب اسلامی ایران بازبه تدریس اشتغال داشت تا اینکه درسال ۱۳۵۹ به تقاضای شخصی بازنشسته گردید، لکن همچنان با تشکیل جلسات درس برای دانشجویان فوق لیسانس ودکتری درعمل به اندازه یک استاد شاغل تدریس می کرد.
استاد یزدگردی معلمی بود مسلط، دلسوز، خوش بیان، متین وبا وقار که نه تنها درس و بحثش، که گفتار وکردار ورفتارش نیزسخت برشاگردان تاثیرمی گذاشت. روش تدریس، نکته یابی ها، باریک بینی ها و دقت نظرهایش، همچنین برخورد مودبانه و دوستانه اش موجب می شد تا در بی اعتناترین دانشجویان نیز نسبت به درس و بحث حس کنجکاوی و علاقه بر انگیخته گردد ونسبت به خود وی حس احترام و محبت.
شیوه تدریس استاد چنان بود که شاگرد را نکته یاب و دقیق بار می آورد و در او ملکه استنباط و روح تحقیق ایجاد می کرد. درزمینه تحقیق، استاد فقید، محققی بود سخت کوش و خستگی ناپذیر، پرحوصله و بردبار، دقیق ونکته یاب وبه تعبیرقدما «موی بین» توگویی ویژگی های آرمانی که درکتاب های روش شناسیMeThodoLOgy برای یک محقق خوب و شایسته جمع می شود، دراستاد یزدگردی جمع آمده بود. چه بسا درباب یک نکته ی کوچک درباب یک واژه، روزها وهفته ها وماه ها به جستجو می پرداخت و تا به نتیجه مطلوب نمی رسید، نمی آرمید. نتیجه ای که به قول بیهقی «موی دراونتوانستی خزید».
بازتاب این روش که بیانگرکمال طلبی استاد درکارعلمی است، درتمام آثار بازمانده او آشکار است. آثارمحققانه وکم مانندی که تفرجگاهش، کوی دلبرش، باغ و بوستانش، تنها کتابخانه اش بود وسیروسیاحتش تنها مطالعه وتحقیق سرگذشت
کتاب (حواصل وبوتیمار) به قلم استاد فقید سرگذشتی است شنیدنی وآموزنده که خواننده را به شگفتی وتحسین وا می دارد.
درروزهای بیست یکم تا بیست وپنجم شهریورماه ۱۳۴۹ خورشیدی، دانشگاه مشهد به منظور بزرگداشت ابوالفضل بیهقی، مجلس بزرگداشتی برگزارمی کند. استاد فقید که ازشیفتگان نثر بیهقی بود نیز به منظور سخنرانی در این مجلس شرکت می جوید.
موضوع سخنرانی استاد در این مجلس «پوستین حواصل» درتاریخ بیهقی است و این آغاز راه است. راهی که پیمودن آن ازشهریورماه ۱۳۴۹ تا زمستان ۱۳۶۴ (۱۶سال) یعنی ماه های آخر عمر استاد بی وقفه ادامه می یابد. استاد درپیشگفتار خود براین کتاب می نویسد: بی آنکه در این رهگذر دلش برگذشت ماه سال به لرزد چنانکه گویی از دیوان قضا خط امان، و یا ازخزانه غیب، برات بقا آورده است ویا خود ازمثل پرمفر« فی التاخیرآفات» اندیشه ای به خاطر راه نداده، با چنین احساس وبا چنین روش طی شانزده سال کارتالیف کتاب حواصل وبوتیمار ادامه یافت.
درهمین سالها بود که استاد به منظوراستفاده مستقیم ازمنابع مربوط به دانش جانورشناسی به آموختن این دانش پرداخت و برای تحقق این منظور، درکلاس های درس برخی ازاستادان این فن نیزحاضر شد. از هرکتاب پرنده شناسی به زبان های اروپایی خاصه به زبان های فرانسه وانگلیسی وگاه دیگرزبانها ونیز به زبان عربی که درجهان سراغ یافت، نسخه ای به دست آورد، یا آنرا ازکتابخانه ای ویا ازشخصی به امانت گرفت و ازآن درکارتحقیقی خود بهره برد. در جریان این تحقیق وقتی احساس کرد که برای استفاده مستقیم ازکتاب یا کتاب هایی که به زبان عبری دراین باب نوشته شده است آشنایی به این زبان ضرورت دارد، نزد خا خامی عبری دان به آموختن مقدمات زبان عبری پرداخت.
آنچه گفته آمد، نمونه هایی است ازسخت کوشی ها وژرف بینی های استاد درکارتحقیق . سخت کوشی ها وژرف بینی هایی که درتمام آثار بازمانده ازاستاد به گونه ای انعکاس یافته است.
آثار مستقل استاد یزدگردی
آثارمستقل آن مرحوم:
۱ـ نفثه المصدور: انشای شهاب الدین محمد خرندزی زیدری نسوی است که بنا برنوشته استاد در مقدمه «ازشاهکارهاي بديع نثرفني وازنمونه های عالی نثر و مزین ومنشيانه نیمه اول قرن هفتم است» مرحوم استاد یزدگردی حدود ده سال زمان صرف تصحیح وحل مشکلات این کتاب کرده و اثری کم مانند، برجای نهاده است .
نفثه المصدور درسال ۱۳۴۳ خورشیدی ازسوی اداره کل نگارش وزارت آموزش و پرورش به چاپ رسیده است .
۲ـ تتبع در ديوان ظهیر فاریابی : این عنوان موضوع رساله دکتری استاد وتتبعی است که با راهنمایی مرحوم استاد بدیع الزمان فروزانفرصورت پذیرفته و در تاریخ ۱/۸/۱۳۳۶ ازآن دفاع شده است.
حاصل این تتبع وتحقیق، تصحیح انتقادی دیوان ظهیراست برمبنای کهن ترین نسخ موجود و نیز افزودن حواشی وتعلیقات بردیوان به منظورحل مشکلات آن وبا آنکه این تتبع درنوع خود بی مانند است، اما کمال طلبی استاد درکارهای علمی و دقت وسواس آمیز وی دراین باب موجب شد تا قریب سی سال از زمان دفاع رساله تا گاه مرگ، همواره چنان احساس کندکه کار ناتمام است و به ازآن که هست باید و درکنار دیگرکارهای تحقیق خود با فراهم آوردن یادداشت های بسیار، درتکمیل این تحقیق بکوشد.
۳ـ حواشی بر دیوان حافظ و همچنین حواشی بر مرزبان نامه جهانگشای جوینی، راحه‌الصدور راوندی و بسیاردیگر از متون نظم ونثر پارسی است. گرچه این آثار، درترازوی ذهن مشکل پسند وکمال جوی استاد وزنی نمی آورد و به همین سبب هرگز در اندیشه به چاپ رساندن آنها نبوده ، اما بی گمان هریک ازاین آثار به ویژه حواشی استاد برحافظ دارای ارزشی است ویژه که انتشار آن می تواند سخت سودمند باشد.
۴ـ دربین تالیف های مستقل، کتاب پوستین حواصیل جایگاه خاصی دارد که درمیان آثار استاد بعد ازنفثه المصدور، کم نظیر است.
۵ـ مقالات وخاطرات ویادداشت های استاد یزدگردی هم قابل توجه است. ازجمله مقاله «به دیده انصاف بنگریم» که پاسخ نقد استاد مرحوم سید حسن قاضی طباطبایی است که درمجله دانشکده ادبیات سال ۱۶ شماره ۵ و۶ به چاپ رسید. مقاله چشمگیری استاد در ارتباط با شخصیت علمی ومعنوی مرحوم دکتر عبدالحمید گلشن ابراهیمی دارد تحت عنوان «زعهد صحبت او درمیانه یاد آریم» و مقاله ای درارتباط با «سازعرفانی ذوالفنون».
خاطرات استاد شامل مسائل شخصی، علمی واجتماعی که نزدیک یکهزار صفحه آماده چاپ است.
توضیح
درمقدمه این مقاله گفته شد که نگارنده درنخستین روزهای درس دردانشگاه، فیض دیدار و متعاقب آن نشستن پای درس استاد یزدگردی نصیبم شد و این آشنایی به دنبال آن شاگردی چندین وچند ساله موجب شد که حتی یک جلسه درس این استاد بزرگ ادب فارسی را نیز ازدست ندهم واشتیاقی که به درس وی درهمان روزهای آغازین کار برای من دست داد موجب شد که حتی ظرائف ولطائف کلامی وگاه شوخی ها ومطایبات وی را دفتری که توضیحات وی را درآن می نوشتم ازیاد نبرده ودرحواشی آنها را ذکرکنم ….
به یاد دارم که وقتی درضمن درس کتاب مرزبان نامه حال وهوای خاصی داشت و به حق داد سخن می داد و برای هرمطلب چند شاهد ودلیل قاطع عرضه می کرد به گونه ای که درس ساعت ۵ بعدازظهر به شب کشید وهوا هم تاریک بود. به شوخی گفت: ما اُبرءَ نفسی وما ازکیها
ترجمه کرد که: گاهی از وجود خودم هم بری می شوم و ازآن برائت حاصل می کنم ….
این گذشت تا خرداد ماه سال ۱۳۴۳ که امتحان درس مرزبان نامه را درحال گذران بودیم، تعداد دانشجویان کلاس چهل نفری بودند. روزی سه، چهارنفر بیشتر امتحان نمی گرفت و هر امتحانی ازهرنفر به طورشفاهی گاه تا نیم ساعت هم طول می کشید. به شدت سخت گیر بود به همان اندازه که به دانشجویان با سواد ودرس خوان احترام می گذاشت ازدانشجویان کم استعداد ودرس نخوان بیزار بود و بی هیچ تعارف، ممکن بود یک دانشجویی را به خاطر یک درس چند سال نگهدارد و تا وقتی که اطمینان از وضع مطالعه وپاسخ گویی درست او حاصل نمی کرد این امر یعنی پذیرش اومحال بود ….
هنوز فراموش نمی کنم که نوبت امتحانم که رسید کمی اضطراب داشتم … درکنار یک روحانی باسوادی ( چون دونفری امتحان می گرفت) نشستیم و منتظر که سوالات را مطرح نماید… عبارتی گفت و ازروحانی همراه من پرسید که تلمیح واشارت این مطلب به کجا بر می گردد.
وی احتمالا آن روز شاید درکلاس حضور نداشته ونسبت به مطلب خالی الذهن بود. مماشاتی کرد و دوسه دلیل وجمله را برای شاهد ارائه کرد که مورد قبول واقع نشد. من حدس می زدم که مرادش همان عبارت عربی ذکر شده است. وقتی از من پرسید نظر شما چیست؟ گفتم احتمالا، ما ابرءَ نفسی و ما ازکیها باشد که چهره اش بازشد وآفرینی به کسر «ف» گفت وادامه داد که: شما امتحان خود را دادید بفرمائید قبول هستید …
شادی آن روزمن با آن جمله تا چند روز درخلوت وجلوت تمام نشدنی بود و وقتی نمره ۱۸ خود را در تابلوی اعلانات دیدم که تنها نمره بالای کلاس بود وتعجب سایرهمکلاسی ها که چنین نمره ای چگونه ازقلم ودست دکتر یزدگردی شامل حال دانشجویی شده کمی دیرباور بود.
امروز پس ازگذشت پنجاه سال ازاین خاطره نمی توانم ازیاد این بزرگ مرد ادب پارسی کهن درذهن وروان خود مدد نگیریم.
خدایش بیامرزد و با ارواح طیبه محشورباد.
توضیحات:
ـ به یاد دارم که مرحوم استاد یزد گردی گاهگاه درکلاس درس مرزبان نامه یا تفسیرشعر خواجه وهمینطورکتاب سند باد نامه سعد الدین وراوینی براساس شرایط وحالت هایی که پیش می آمد ازاستادان گذشته خود به نیکی یاد می کرد.
استاد جلال همایی، استاد سید هادی سینا، استاد سید محمد فرزان، اززمره کسانی بودند که هرچند وقت یادمان ویاد کرد آنان که درآن روزگار درقید حیات بودند درکار درس وتدریس فعال به نیکی وبا شادی زاید الوصفی نام می برد وسپاسگزاری می کرد. من کمتر انسان حق شناسی چون وی در زندگی خود دیده ام. روحش شاد.

از همین دسته:

(برای مشاهده تیتر ، نشانگر را یک ثانیه روی عکس نگه دارید)

139303251918073053006244 سید فرید قاسمی / روزنامه نگار لرستانی 5 (4) انتخابات

یک دیدگاه