تاریخ خبر: ۰۸ بهم ۱۳۹۴
گدایی کردن حق خویش تا کی؟   چرا باید بیماران صعب العلاج حق خویش را گدایی کنند؟

گدایی کردن حق خویش تا کی؟ چرا باید بیماران صعب العلاج حق خویش را گدایی کنند؟

 گدایی کردن حق خویش تا کی؟

بقلم : سید طاهره حسینی خرم آبادی

چشمان بی رمق خویش را به سقف اتاق دوخته بودم. پرنده افکارم به هرسو پر می کشید. درد عجیبی درمغزاستخوانم پیچیده بود. هرازگاهی به سُرم بالای سرم خیره می شدم. گویی عقربه های ساعت کند پیش می رفت…
بدنم کاملا کرخ شده بود، خواهرم با بی تابی دنبال پرونده ترخیص من بود….
من همچنان درافکارخویش غوطه وربودم. به سرطان فکر می کردم، به حکمت بیماری ام… به سیری که طی کرده بودم و تقریبا نیمه های راه بودم، به دستان خالی وقلب پرامیدم …
با لبان بی رمق وترکیده خویش ،ذاکر و شاکرخالق خوبی ها بودم چراکه  هر چند هزینه هایی سرسام آور داروهای شیمی درمانی برشانه ام سنگینی  می کرد اما وقتی هزینه های  درمانم را با مابقی همدردانم مقایسه می کردم دلم می خواست با تمام وجود تا بیکران ها خدایم را شاکرشوم اما، این شوق زمانی کوتاه به طول می انجامید چرا که درد همدردان خویش را با چشم می دیدم وبا گوش می شنیدم.
بی اختیاراشک غم ازگونه های نحیف وتکیده ام سرازیر می شد…. ولی آنچنان عوارض شیمی درمانی مرا از پا درمی آورد که حتی  قادر به پاک کردن اشک های خویش نبودم.
درافکارمشوشم غرق بودم که صدای جر و بحث زنی روستایی که همسرش درتخت همجوار من در حال گرفتن دارو بود مرا به دنیای دوروبرم کشاند….
زنی درحالی که بغض غریبی گلویش را می فشرد به همسرش گفت: ۴۰ هزار تومان پول داروهای زیرپوستی ات می شود، هزینه عکس برداری هم که جای خود دارد…
مرد با عصبانیتی که آکنده از شرم بود با صدای نحیف جواب داد: ندارم …. ۴۰ هزار تومان مگر خودت نمی دانی؟ مگر پول دست خودت نیست، مبلغی ناچیز برای برگشتمان به روستا بیشترباقی نمانده…
با سختی صورتم را به طرف تخت پیرمرد روستایی برگرداندم وگفتم شما می توانید ازطریق مددکاری تخفیف بگیرید.
زن با تعجب پرسید: مددکاری کجاست؟ همه مبلغ را می بخشند؟
گفتم: نمی دانم، ولی حداقل مبلغی تخفیف می دهند!
زن با آه و ناله گفت: به خدا پاهایم به شدت درد می کند. توان حرکت ندارم. راه و چاره را هم نمی دانم.
مرد با نا امیدی درحالی که سرفه هایی مکرر دراثربیماری سرطان معده وریه اش امانش را گرفته بود، بریده بریده گفت: نمی خواهم.. بگذارید بمیرم … من یک آدم بدبخت  هستم که تا قبل از این بیماری کارگری روزمزد بودم الان هم که…
بغض غریبی گلویم را گرفت. ازخواهرم خواستم کارهای مربوط به مددکاری اش را انجام دهد و بعد ازکلی دوندگی موفق به تخفیف شد.
و…..
ولی آیا باید اینگونه باشد؟ !!!!
چرا باید بیماران صعب العلاج حق خویش را گدایی کنند؟
چرا عزت نفس بیماران مبتلا به سرطان باید به خاطر تخفیفی که حق آنهاست زیرسوال برود؟
براستی درد بیماری سرطان و عوارض شیمی درمانی کم دردی است؟ که علاوه بر آن سختی بالا و پایین رفتن از پله های صعب العبور بیمارستان را متحمل شوند.
وتا کی باید هفت خوان رستم برای رسیدن به حق طی شود؟

از همین دسته:

(برای مشاهده تیتر ، نشانگر را یک ثانیه روی عکس نگه دارید)

24337 A Palestinian police officer shows his ink-stained finger after casting an early vote during local elections at a polling station in the West Bank town of Jenin, Thursday, Oct. 18, 2012. Members of Palestinian security forces cast an early vote ahead of local elections which are to take place across the West Bank on October 20, 2012, in the first such polls since 2006. (AP Photo/Mohammed Ballas) 2131417 زولبیا

یک دیدگاه