تاریخ خبر: ۲۸ مهر ۱۳۹۴
جایگاه  موسیقی در لرستان (به قلم رضا صائب)

جایگاه موسیقی در لرستان (به قلم رضا صائب)

رضا صائب
امروزه با پخش اخبارقبول شدگان کنکور بسیاری ازپدرومادرانی که خود دارای تحصیلات بالایی هستند دست به دامان کسانی می شوند که درزمینه انتخاب رشته تخصص دارند تا از میان صدها رشته مختلف که نشان ازپیشرفت علم و دانش درزمینه های گوناگون دارد بتواند رشته مناسبی انتخاب نمایند.
اما، درگذشته های دور باراین همه رشته های گوناگون علمی را افرادی بنام فلاسفه بر دوش می کشیدند و می بایست به همه سوالاتی که درزمینه های روانشناسی، فیزیک ، شیمی ، سیاست ، هنر ، نجوم و… است درحد توان خود پاسخ دهند.
درواقع فلاسفه نه تنها مادرعلوم بودند بلکه به مانند بولدوزرهایی ناهمواریهای پیش پای علوم را هموار وبستر را برای ظهور علوم آماده کردند.
یکی ازاین فلاسفه دموکریت(زیمقراطیس) بود که در دو زمینه متفاوت فیزیک و روانشناسی تئوریهایی ارائه داد که امروزه پس از گذشت ۲۵۰۰ سال همچنان به قوت خود باقیست. اوبود که برای اولین بار کلمه اتم را وارد علم کرد واظهار داشت که مواد ( ماده) از ذرات ریزی به نام اتم تشکیل شده اند گرچه امروزه دانشمندان یا فرزندان فلاسفه ذرات ریزتری از اتم کشف کرده اند اما این ذرات به تنهایی خواص ماده را نشان نمی دهند فقط با جمع شدن آنها و تشکیل اتم است که ماده بوجود می آید. همچنین این فیلسوف اظهار داشت که همه انسانها برای دست یافتن به شادی وسعادت کوشش می کنند. گرچه شادی و سعادت هم نسبی اند ودارای شکلهای مختلف همچنانکه عده ای از افراد با کمک کردن به دیگران شاد می شوند و عده ای هم با مسخره کردن وتحقیر دیگران.
امروز روانشناسان براین ادعا مهرتایید زده اند و شادی را ازمهمترین عوامل خلاقیت ، نو آوری ، تحرک وامیدواری وعشق به زندگی می دانند که درحل مسائل و مشکلات بشری نقش عمده ای دارد.
حال این موضوع چه ربطی به موسیقی در لرستان دارد؟
به نظر نگارنده موسیقی لری درالقای شادی درمقایسه با موسیقی سایر جوامع و فرهنگها حرف اول را می زند ودر رساندن افراد به اوج شادی حرف های زیادی برای گفتن دارد. لکن با شنیدن کلمه موسیقی فورا رقص و پایکوبی درذهنمان تداعی می شود همانند کلمه عشق که عشق به جنس مخالف را در ذهنمان تداعی می کند درحالیکه ده ها شکل مختلف ازعشق وجود دارد مانند عشق به میهن ، عشق به پدر ، مادر، فرزند ، خواهر و برادر ، همنوع، دوست، سرعت ، ثروت و…
اما آنچه درجوامع مختلف بین آنها مشترک است اینست که هرجامعه ای برای ابراز احساسات وشادی نوعی موسیقی اختراع کرده که دارای آلات موسیقی خاص آن جامعه است.
موسیقی درلرستان فقط برای ابرازشادی ها بوجود نیامده بلکه برای تمام حالات و احساسات درزمینه های مختلف حماسی غم، عزاداری، شادی، عشق وعاشقی و خلاصه همه چیزهای زندگی را در برمی گیرد بطوری که می توان ادعاکرد که موسیقی لری(لرستان) انعکاسی است از زندگی لرها . در موسیقی لری است که می توان غم انگیز ترین سرودها وشعر ها وسمفونی ها تا شادترین شعرها و سرودها و آهنگها و رقص ( بازیگری) دست گرفتن را به نمایش گذاشت . در موسیقی لری است که مهیج ترین سرودها و شعرها و آهنگهای حماسی را می توان یافت و به قول امروزیها اگر بگوئیم موسیقی لری آخرموسیقی است حرفی به گزاف نگفته ایم با مقایسه ای سرانگشتی تا اندازه ای می توان پی به این واقعیت برد.
اگربه گذشته برگردیم مثلاصد یا دویست سال پیش درموسیقی لرستان می توان چندین آلت موسیقی را یافت که در هیچ جای دیگری یافت نمی شوند.
سازسرنا ، دهل ، کمانچه ، تنبک ، نی چوپان و درمورد رقص (بازیگری) یا دست گرفتن لرها. درهیچ فرهنگ وجامعه ای رقص های مردم تا این اندازه دارای تنوع و گوناگونی مشاهده نمی شود از آنجا که در دست گرفتن همه مردم اعم از پیروجوان شرکت می کنند لذا این رقصها هم دارای آهنگهای کند (سنگین سما) که مخصوص افراد سالمند بوده و دو پا و سه پا که حالت متوسط دارند وآهنگ سواری (سوارحونه) که در هنگام سوارکاری و غیر سوار کاری اجرا می شود و دارای ریتم تند است که مخصوص جوانان و افراد پر تحرک بوده است. ازآن گذشته آوازها و سرودهایی که با آلات موسیقی و بدون آلات موسیقی اجرا می شود. جالب اینجاست که زیبا ترین این سمفونی ها معمولا بدون همراهی آلات موسیقی اجرا می شنوند که بیانگر تاریخ کهن آنان است و به زمانی برمی گردند که هنوز آلات موسیقی اختراع نشده اند مانند سمفونی سوگ ( مویه) در عزاداریها و سیت بیارم درعروسی ها که هر دوهم بوسیله دسته سرایندگان زنان صورت می گیرد و شکی نیست همچنانکه این زنان بودند که برای اولین بار تخم غلات را پرورش دادند و انسان را از زندگی کوچ با حیوانات به زندگی یکجا نشینی و تمدن واداشتند .
در موسیقی لرستان هم این زنان بودند که با خلق زیباترین سمفونی ها درسوروسوگ سنگ بنای موسیقی لری را گذاشتند بطوریکه بعدا مردها هم در این سمفونی شرکت کردند و دست به دست هم دادند ودست گرفتند و آلات موسیقی را اختراع کردند و موسیقی لری را به بالاترین درجه رساندند.
حال اگربخواهیم موسیقی لرستان رابا سایر جاهای ایران مقایسه کنیم می بینیم در نزدیکترین موسیقی به موسیقی لری یعنی موسیقی کردی درساز سرنا و دهل و کمانچه یا حضور ندارند یا اگر دارند تعداد آهنگها به اندازه موسیقی لری گوناگون نیستند و در موسیقی جنوب هم نی حمونه(نی انبان) بیشتر مورد استفاده قرار می گرفته و در سایر شهرها مانند اصفهان وخراسان و… بیشتر از تار و سه تار استفاده می شده که با تار نمی توان آهنگ های گوناگون نواخت و بیشترصدای یکنواختی از آن بیرون می آید که آواز خوان را همراهی می کند و مثلا با تار و سه تار نمی توان صدها نفر را در یک عروسی به مدت چندین ساعت به رقص و پایکوبی آنهم با تنوعی که در لرستان است واداشت.
در مورد موسیقی غربی هم باید گفت با وجود اختراع صدها سازمختلف این گیتار و سازهای کوبه ای هستند که در کنسرت ها و مراسم شاد به کار می رود که آنهم شبیه تار است و صدای یکنواختی از آن بیرون می آید که بعنوان مثال نمی توان با گیتارآهنگهای متفاوتی چون دایه دایه یا آفرین قمر تاج را نواخت و از نظر رقص هم تنها می شود با صدای گیتار آنهم به کمک سازهای کوبه ای با حالت درجات به بالا و پائین پرید و به هیچ وجه نمی توان رقص های ( دست گرفتن های زیبای لری را که دارای چندین آهنگ هستند اجرا کرد، البته بقیه سازهای غربی بیشتر درکنسرت ها به کار گرفته می شوند که فقط شنونده ها باید به آن گوش دهند البته ما قصد این را نداریم که سایر موسیقی ها را تحقیر کنیم، هرموسیقی برای جامعه خود زیباست و ما نهایت احترام را برای آنها قائل هستیم و تا جایی که امکان داشته باشد برای غنای موسیقی خود از آنها وام می گیریم چرا که تمدن بر اساس داد و ستد بنا شده و جامعه ای که داد و ستد فرهنگی یا سیاسی یا اخلاقی و صنعتی نداشته باشد محکوم به ایزوله شدن و فناست.
اما بعد ازشروع شدن دوران مدرنیسم و اختراع سازهای جدید دراروپا تعدادی از این سازها هم وارد موسیقی ایران شدند مانند ویولون وسنتور و گیتار اما هیچ کدام از این سازها نتوانست وارد موسیقی لری شود چرا که موسیقی لری خود سازهای خود را داشت تنها سازی که توانسته وارد موسیقی لری شود همانا کیبورد ( ارگ) است که آنهم بعلت قدرت مانور بالا در اجرای آهنگهای متنوع و گوناگون است که خاص موسیقی لری است چرا که در این ساز است که وقتی که نوازندگان بخواهند بازیگران و تماشاچیان را به اوج شادی برسانند با استفاده از شبیه سازی ساز سرناست که این امکان را بوجود می آورد تا بازیگران ( بازنه ها) می توانند انواع بازی ها (رقص های) لری را چون دو پا و سه پا و شانه شکی ، سواری و سنگین سما را اجرا کنند در واقع تنها موسیقی که می تواند حداکثر استفاده را از این ساز بنماید همانا موسیقی لری است.
درواقع می توان گفت که ساز سرنا در موسیقی لرستان حرف اول را می زند نواختن این ساز بادی یکی از سخت ترین سازهاست که هم نیاز به قدرت بدنی بالا از نظر دمیدن مداوم درآن و ذوق هنری بالایی دارد که نواختن آن کار هر کسی نیست اگر بپذیریم که به تاثیر هیئت داوران در مسابقات موسیقی جهانی که استاد شاه میرزا این سلطان ساز سرنا یک مروارید اقیانوس موسیقی لری است این سوال پیش می آید آیا هیچ مرواریدی می تواند در کویر زندگی کند و رشد نماید پس این اقیانوسی که نه تنها شاه میرزا که میلیونها مروارید را در دامان خود پروارنده کجاست . این اقیانوس در درجه اول همان لشگر ( دسته) بازیگرانی هستند که با شنیدن صدای ساز و دهل به دور سازنه حلقه می زنند و چونان پروانه هایی که دور شمع می گردند.به دور سازنه به پرواز در می آیند وچنان رابطه ای قوی و دوطرفه بین سازنه و بازنه بر قرار می شود که بازنه ها چون مغناطیسی قوی صدای ساز را جذب می کنند و با هر آهنگی که سازنه ( نوازندگان ) می نوازد بازنه ها با اجرای زیباترین سمفونی آنرا به اجرا در می آورند و چنان سمفونی زیبایی از شور و هیجان و شادی به نمایش می گذارند که لشگر غم چاره ای جز عقب نشینی و فرار از صحنه نبرد را ندارد و باید در دور دستها اردو زند تا پس از خسته شدن لشگر شادی و خالی شدن صحنه دوباره به میدان آید.
اهمیت سازسرنا به همراه دهل درموسیقی لری به اندازه ای بود که با همان قدرتی که حضور خود را درشادیها وجشنها وعروسی ها نشان می داد حضور خود را درمراسم های عزاداری وسوگ هم نشان می داد و اگر بپذیریم که مراسم عروسی و عزاداری سمبل تولد ومرگ هستند.
حضورسازسرنا وموسیقی لری دراین مراسم ها به این معناست که ازلحظه تولد تا مرگ موسیقی لری درزندگی مردم این سرزمین نقش بازی می کند و به عبارتی موسیقی با فرهنگ لرولرستانی پیوندی ناگسستنی داشته است.
موسیقی لری مرزنمی شناسد وحضورخود را درتمام حوزه های مذهبی ، حماسی ، سور ، سوگ نشان داده است. درموسیقی لری کمانچه وتنبک نقش بسیار مهمی بازی می کنند بطوریکه که کمانچه ساز رسمی لرستان است .
اما، درمورد سازسرنا باید گفت همچنانکه درمراسم های شادی وجشن و عروسی ها حرف اول را می زد بلکه درمراسم های سوگ و عزاداری نه تنها با صدای دلنشین خود به صاحبان عزا تسلیت می گفت و روحیه آنها را تسکین می داد بلکه به آنها این نوید و امید را می داد که درپس این رشته کوه های بلند غم، دشتهای وسیع و سرسبز شادی هم وجود دارد و دنیا به آخر نرسیده و با زبان رسای موسیقی به آنها می گفت تا شادی هست زندگی باید کرد.
آری همچنانکه درقبل گفته شد اقیانوس مرواریدی چون استاد شاه میرزا که میلیونها مروارید (نوازنده) را درطول تاریخ کهن وچندین هزارساله این دیارپرورش داده اند در درجه اول دسته های بازنه (بازیگران) بوده اند که تمام زنان ومردان لردرآن شرکت می کرده اند اما همچنانکه دربازیهای فوتبال و سایر رشته های ورزشی این تماشاچیان هستند که به بازی جان می دهند درموسیقی لرستان هم کسانی که نه نوازنده بوده اند و نه بازنه و یا خواننده و صرفا تماشاچی سمفونی های زیبای موسیقی لری و یا شنونده آهنگهای گوناگون و متنوع بوده اند آنها هم در این اقیانوس و پرورش مروارید های آن سهیم اند.
همچنانکه قبلا گفته شد موسیقی لری انعکاس و آئینه تمام نمای فرهنگ لرستان است و هر چه از زیبایی های آن بگوئیم کم گفته ایم و مردم لرستان که مردمی خونگرم ، باصفا ، بی ریا ، شجاع و صدها صفت نیکو و دلپسند بوده اند و هر وقت این منطقه دارای آرامش سیاسی بوده و حکومتهای مردمی وجود داشته در خلاقیت ، ابتکار و نوآوری و مشارکت در تمدن بشری به نحو احسن دین خود را ادا کرده اند که می توان نمونه آن را ساخت زیباترین آثار نوعی نام برد.
اما، دراثر تغییروتحولات اجتماعی ومهاجرتهای اقوام دیگرو در مجموع عوامل خارجی این قوم هم دچار کاستی ها و اشتباهاتی شده که با توجه به اینکه بحث ما، درزمینه موسیقی است به مواردی از آن اشاره می کنم.
همچنانکه می دانیم در گذشته های دور بین سازنه ( نوازنده) و بازنه دیواری وجود نداشت وسازنه و بازنه می توانستند به راحتی با یکدیگر ارتباط داشته باشند و به جای یکدیگر نقش آفرینی کنند اما بعد از ورود گروهی از مهاجران که احتمالا هندی بودند ساختن ونواختن آلات موسیقی به آنها سپرده شد و کم کم بین سازنه و بازنه دیوار جدایی بالا آمد به طوری که این گروه نوازندگان که همان پیام آوران شادی بودند به پایین ترین طبقات اجتماعی تبدیل شدند بطوریکه مردم لر نه تنها با آنها روابط زنا شویی انجام نمی داند بلکه سعی می کردند به آنها نزدیک هم نشوند اما از همه اینها بدتر مردم لر که بالاترین ارزش را برای موسیقی قائل بودند و هستند این طبقه نوازندگان را نه به نام واقعی خودشان مانند راشگره نوازنده، موسیقیدان یا مطرب که آنها را لوطی نامیدند که این نام هیچ ربطی به شغل آنها ندارد چرا که اگر کسی شغل یا کاری را انجام می دهد آنان با آن نام بنامیم هیچ اشکالی ندارد مثلا کسی که کارگری می کند او را کارگر و کسی که درس می دهد آموزگار و کسی که بیماران معاینه می کند دکتر اما کلمه ( لوطی) هیچ ربطی به شغل این پیام آوران شادی ندارد.
امیدوارم مردم لرستان که از نظرفیزیکی اندام جزء زیباترین مردم دنیا هستند و از نظر کردار ورفتاروفرهنگ هم جزءخونگرم ترین ، با احساسترین ، بی ریا ترین و شجاع ترین مردم این سرزمین هستند در این باره تجدید نظر کنند و آنها را با نام واقعی خودشان بنامند.
نکته ای که دراین رابطه باید بگویم اینست که با توجه به اینکه نگارنده متولد ۱۳۳۱ هستم وهمه عمرم را هم درخرم آباد گذرانده ام و از همه مهمتر دو دوره کاملا متفاوت قبل و بعد از انقلاب را شاهد بوده ام.
باید بگویم که قبل از انقلاب چنان دیوار بلندی به بلندای هزار سال بین نوازندگان و مردم لرستان وجود داشت که جوانان آن دوره جرات نمی کردند دست به آلات موسیقی بزنند و یا به دنبال نوازندگی بروند چرا که این کارازنظر اخلاقی کاری زشت و ناپسند شمرده می شد البته کسانی که در این راه گام بر می داشتند باید هزینه آن را پرداخت می کردند اما امروزه به لطف آزادیهای سیاسی و فرهنگی جوانان از هرطایفه وگروهی می توانند آزادانه به دنبال یادگیری ونواختن موسیقی و یا ساختن آلات موسیقی بروند این حرکت پسندیده این نوید را به ما می دهد که باردیگر سازنه و بازنه به هم بپیوندند ودست همدیگر را بگیرند و موسیقی لری را غنای بیشتری ببخشند.
نکته دیگری که باید به آن بپردازیم اینست که که این مقاله یک کار کارشناسی و تخصصی نیست بلکه نگاهی است به موسیقی لرستان ازدید یک ناظر(تما شاچی).
ممکن است پرسیده شود شما که تخصص ندارید چرا وارد این حوزه شده اید باید بگویم دردنیای داد وستد طرف تولید کننده چه کالای صنعتی باشد نیازمند تخصص است اما طرف گیرنده مشتری یا مصرف کننده نیازچندانی به تخصص ندارد مثلا این زنان هستند که تشخیص می دهند زیباترین زیور آلات کدامند درحالیکه درساخت آنها تخصص ندارند واین بینندگان یک فیلم یا کنسرت یا موسیقی هستند که تغیین می کنند بهترین بازیگر یا خواننده چه کسی است درحالیکه خود در این زمینه تخصص چندانی ندارند.
این مقاله تقدیمی است به حامد چنگایی نوازنده پیانو وتمام نوازندگان و مردم خوب لرستان که موسیقی در خونشان جریان دارد.
آن زمان که انگشتانت چونان زنبوران عسل به پرواز درمی آیند تا بر روی گلها بنشینند و شهد آنها را تبدیل به عسل کنند وکاممان را شیرین کنند انگشتان تو هم بر روی کلیدهای پیانو به پرواز در می آیند و بر روی آنها می نشیند تا آهنگ هایی به شیرینی عسل در فضا پرا کنده کنند وچونان عسل کاممان را شیرین و روحمان را به پرواز در آورد وجسممان را نوازش دهد وبرای لحظاتی هم که شده روح درهم شکسته وخسته مان را تسکین دهد وخستگی را ازتنمان بیرون کند و ما را دوباره برای مقابله با مسائل ومشکلات زندگی آماده کند تا بتوانیم دین خود مان را به تمدن بشری که اینهمه امکانات دراختیارمان گذاشته ادا کنیم وتنها نظاره گرپیشرفت های دیگران و مصرف کننده کالاهای آنها نباشیم و زندگی انگلی را به اولین زباله دان تمدن بیندازیم.شکی ندارم که به هیچ وجه این مقاله و این نگارنده نمی تواند جان کلام را در مورد موسیقی لرستان ادا کند .
امیدوارم کسانی که در این زمینه اطلاعات کافی دارند کتابها بنویسند.
حضورسازسرنا وموسیقی لری در مراسم ها به این معناست که ازلحظه تولد تا مرگ موسیقی لری درزندگی مردم این سرزمین نقش بازی می کند و به عبارتی موسیقی با فرهنگ لرولرستانی پیوندی ناگسستنی داشته است.

از همین دسته:

(برای مشاهده تیتر ، نشانگر را یک ثانیه روی عکس نگه دارید)

6 (4) 1470513012 6 (7) 82141684-70850829

یک دیدگاه