تاریخ خبر: ۲۸ مهر ۱۳۹۴
شعر: بهار زندگانی

شعر: بهار زندگانی

بقلم  حسن خشنود ( نافذ)

کاش آن حال و هوای نوجوانی باز می گشت
باردیگر آن بهار زندگانی بازمی گشت
فاش گویم کاش دوباره جوان می گشتم و آن
روزگار عشق و عیش و کامرانی باز می گشت
سر خوشم با خاطرات کودکی ایام پیری
کاش آن شور و نشاط آنچنانی باز می گشت
عمر رفت و حسرت صد آرزو اندر دلم ماند
درد دلها داشتم گر عمر فانی باز می گشت
پیرم و آزرده خاطر از هجوم این همه درد
وه چه می شد همدلی یا همزبانی باز می گشت
روزگاردلنشین عمر ایام جوانی است
یاد باد آنزمان ای کاش آنی باز می گشت
پیر نیم آرزوی نوجوانی کرد پیرم
ای خوشا فصل شباب وشادمانی باز می گشت
ناله کم کن این زمانه کس به فکر دیگری نیست
کاش روزی راه و رسم مهربانی باز می گشت
پیرم وروزی هزاران بارگویم با دل خویش
کاشکی دوباره دوران جوانی باز می گشت
بازگشت عمرنافذ گرچه دانم خوش خیالی است
بد نمی شد گر زمانه همزمانی باز می گشت

از همین دسته:

(برای مشاهده تیتر ، نشانگر را یک ثانیه روی عکس نگه دارید)

شعر قلم

یک دیدگاه