تاریخ خبر: ۲۶ اسف ۱۳۹۴
طلایه نوروز در گذر گاه زمان/ به یاد سفرکرده دیارمان استاد حمید ایزد پناه که نوروز لرستان را با همه زیبایی های عالم برابرمی دانست

طلایه نوروز در گذر گاه زمان/ به یاد سفرکرده دیارمان استاد حمید ایزد پناه که نوروز لرستان را با همه زیبایی های عالم برابرمی دانست

طلایه نوروز در گذر گاه زمان

به یاد سفرکرده دیارمان استاد حمید ایزد پناه که نوروز لرستان را با همه زیبایی های عالم برابرمی دانست
باغ است وبهار است وگل و نم نم باران
اما شکند خاربه چشمم، غم یاران
یاران همه رفتند ودراین باغ نماندند
بی یار، خزان است دلم ، وقت بهاران
ای وای چه شد قصه ی افسانه سرایان
کو زمزمه ی دلکش اندوه گساران
عمریست سواری که به گردش نرسیدیم
چون موج گذشت ازسرما لیل و نهاران
هرجا گل صد رنگ، زگلزار برآید
درخاطر من طرح زند نقش نگاران
بر دیده نرگس بنگر، مست مدامست
مستانه برون کرده سرازچشم خماران
بس غنچه که پرپرشد و برخاک فرو ریخت
برسوگ عزیزان بنگر گریه باران
هرغنچه که بر شاخه ی پر برگ نشیند
سنجاق عروسیست، به گیسوی بهاران
بر لاله نگر داغ به دل، جام به دست است
اشکی بفشان یادکن از لاله عذاران
بنشین به کنار گل و چون ابر بهاری
بر تربت یاران گهر اشک بباران
دلبستگی های استاد حمید ایزد پناه به لرستان وعشق بی پایان ومثال زدنی اش به این سرزمین را همه کسانی که با وی آشنایی وارتباط معنوی داشتند می دانستند. هرجامعه انسانی انباری ازعلائق خود ساخته وپرداخته دارد. این علائق واعتقادات همه درست شده وتحت فرمول های شبیه به اصول ریاضی درآمده است، یعنی غیرقابل بحث و تردید و اکثریت درمقابل این دلبستگی های عاطفی سرسپرده اند. مرحوم ایزد پناه همه چیزسرزمین خود را زیبا می دید. دامنه کوهساران مناطق طرحان و دلفان وبالاگریوه ودشت های زیبا و پرطراوت سلسله وسلسله جبال گرین و متعلقات آن زمزمه حیات به وجود می آورد. همه کوه ودشت را دلربا می دید هرچند که گفته اند دلربایی مهم نیست و درتحت قواعد ومقررات معلوم ومحدود نمی آید اما مانند بلاغت و فصاحت ، مانند صدای خوب وکیفیت القاء آن مانند قدرت دست نقاش وحساسیت چشم او درپیدا کردن خطوط و تعبیرورنگ موضوع ، همه موهبت وقریحه است وباز هرچند هم تعالیم فنی درپرورش آن کمک کرده باشند . دلربایی حد اعتدالیست میان دونقیض ودومخالف.
استاد ایزدپناه ازماهیت هنری به نام موسیقی شناخت داشت و هرچند نوازنده نبود اما زوایا ولطائف و اوج تعالی آنرا می شناخت همانطوری که مراتب و ظرائف هنردیگربه نام شعر را می شناخت.

8
مجال دادن و ایجاد فرصت برای هنرمندان با هر عقیده و روش خاص چیزی نیست که از اذهان نسل گذشته و کسانی که زمان او را درک کرده اند فراموش شود. ایزد پناه محققی سترگ بود و به همه دقایق پژوهشی و تحقیق محیط و مسلط حدود سالهایی که به دهه چهل تا پنجاه می رسد گام به گام به جهت ساماندهی کتاب با ارزشش، آثار باستانی و تاریخی لرستان دشت ها و کوهساران را پشت سرمی نهاد وبه اصطلاح محققان جامعه شناسی کارمیدانی می کرد. چه شب هایی که تاصبح درطاق ارسلان و غاربرد سفید و غارکنجی و هومیان وقلعه ماژین ومعبد آسوزی دم سرخ گذراند و با قرص نانی و قالب پنیری سد جوع می کرد.
هرچند اودیگر در بین ما نیست اما جسم آرام یافته او در زادگاه آبا و اجدادیش در دل خاک دامنگیرش امانتی است که لرستانی های پاک نژاد که چون او فکر می کنند و به سان او می اندیشند هرگز تلاش ها و زحمات کم نظیر او را در راه اعتلای فرهنگ و ادب و تاریخ قوم لر از یاد نخواهد برد و هرگاه پایشان به حوالی آرامستان دیارشان باز شود ازعمق درونی و سویدای دل رحمت واسعه حق را از درگاه بی زوال او برایش خواهنده و خواهانند.
امروزکه ما، درآستانه نوروز ۱۳۹۵ خورشیدی هستیم بیاد آن عزیز از دست رفته این یاد کرد شفیعی مشهدی شاعرچیره دست خراسانی را به روح وی تقدیم می کنیم. اینجاست که باید گفت من عمر درغم توبه پایشان می برم ولی باورمکن که بی تو زمانی بسر برم.

ای مهربان تر از برگ دربوسه های باران
بیداری ستاره در چشم جویباران
آیینه نگاهت پیوند صبح و ساحل
لبخند گاهگاهت صبح ستاره باران
باز آ که در هوایت خاموشی جنونم
فریادها برانگیخت ازسنگ کوهساران
ای جویبارجاری! زین سایه برگ مگریز
کاینگونه فرصت ازکف دادند بیشماران
گفتی به روزگاری مهری نشسته، گفتم
بیرون نمی توان کرد حتی به روزگاران
بیگانگی زحد رفت ای آشنا مپرهیز
زین عاشق پشیمان سرخیل شرمساران
پیش ازمن و تو بسیار بود ونقش بستند
دیوار زندگی را زینگونه یادگاران
این نغمه محبت، بعد از من و تو مانَد
تا در زمانه باقیست آواز باد و باران
گذر ونظری به زندگی ادبی و اداری استاد حمید ایزد پناه
حمیدایزد پناه براساس آنچه که پدرش مرحوم میرزا قاسم ساکی (ایزد پناه) درکناردیوان حافظ ثبت کرده است متولد هفدهم رجب سال۱۳۵۱ هجری قمری برابربا بیست هفتم آبان سال ۱۳۱۲ شمسی است.دوران کودکی وی با مرگ پدرونخستین حادثه بزرگ زندگیش شکل می گیرد… سایه پدرکه ازخانه محو می شود، دربدری ها وبی سامانی ها وبه دنبال آن فقرآغازمی شود. اما همت عموی با ایمان ودلسوزش مرحوم حاج علی اکبرمحروم ساکی نمی گذارد این دغدغه خیال وعوارض ناشی ازآن برادرزاده یتیمش را از زندگی وتبعات آن مایوس گرداند.
وی را زیر چترحمایت خود می گیرد ودرکنار دیگر فرزندان خود به اومی رسد. براساس آنچه که زنده یاد ایزد پناه می گوید، با هرفلاکتی مدرک ششم ابتدایی را گرفتم ومدتی درکارخانه برقی که متولی وموسس آن مرحوم حاج شیخ مهدی قاضی بود گذران معاش می کردم تا اینکه به همت مرحوم محمدپارسا رئیس دبیرستان پهلوی سابق شاگرد دبیرستان شدم و درکنار دوستان وهمکلاسانی چون علی محمد ساکی، محمود زرگرانی، فرامرز صیامی ادامه تحصیل دادم.حمیدایزد پناه درهمان دوران تحصیل ذهن وقاد وتیزی داشت و به دنبال هسته های فرهنگی و فکرفرهنگی بود. مرحوم عبدالمحمد آیتی که دبیرادبیات دبیرستان بود توجه ویژه ای به وی داشت و زیر پر و بال او را می گیرد وتشویق های وی موجب بروز همان استعدادهای ذاتیش می شود. وی درسال ۱۳۳۲ که هنوز دوره دبیرستان را تمام نکرده با مدرک کلاس پنجم علمی به استخدام فرهنگ وبه عنوان معلم درمی آید وآموزگاردبستان۱۵ بهمن می شود. اینجا دیگر با توجه به حدود یکصد وپنجاه تومان حقوق می خواهد روی پای خودش بایستد ومستقل زندگی کند. اطاقی اجاره می کند. تخت خواب و لحافی ویک چراغ والوروسایلی است که ابتدای زندگی مجردی وی راشکیل می دهد واین نخستین اشیای خریداری شده زندگی اوست. این قانون طبیعی زندگی ونوعی حیات قلندرگونه و درویشی آغاز راه اوست. نگاه روشنگرانه و نوعی امید به آینده دغدغه خیال اوست که آرامش نسبی او را درشعاع سرکش خود قرارمی دهدو هماره در اندیشه آینده نامعلوم زندگی است او دلش می خواهد درس بخواند وتحصیلات دانشگاهی داشته باشد ابتدا درکنکوردانشگاه پلیس پذیرفته می شود منتهی این حرفه، با طبیعت و روش زندگی او سازگارنیست کاررا رها وبه دنبال روزنه ای برای ادامه زندگی ورفتن به دانشگاه می گردد که موفق هم می شود.
حمید ایزد پناه به دانشکده معقول ومنقول که بعدها به الهیات و معارف اسلامی تغییر نام داد می رود ودررشته فرهنگ اسلامی ادامه تحصیل می دهد. درآن روزگاراستادان بنام ومعروفی نظیر بدیع الزمان فروزانفر، مجتبی مینویی، عبد الحسین زرین کوب ، منوچهرستوده، محمودشهابی، لطفعلی صورتگر، حسنعلی راشد، امیرحسین یزدگردی ودکتر مهدی حمیدی شیرازی در این دانشکده تدریس می کردند. وی درسال ۱۳۴۱ ازدانشکده الهیات فارغ التحصیل شده و درکسوت دبیری در فرهنگ خرم آباد کار را ادامه می دهد. رساله یا پایان نامه وی دردانشگاه واژه نام های لری و لکی بوده است که به راهنمایی دکتر منوچهر ستوده که امروز با حدود یکصد وچهارسال عمر درقید حیات است به انجام رسیده و بعد ها تحت همین عنوان به چاپ می رسد. فراموش کردیم این نکته را که مرحوم استاد ایزد پناه درسال ۱۳۳۶ زمان معلمی دردبیرستان امیرکبیر ازدواج می کند. همسر وی خانم پروانه رمضانی یارویاور همیشه همراه او،یکی ازعوامل توفیق وی درزندگی اجتماعی وفرهنگی بوده وتا پایان عمرهم درکنار وی تا واپسین دم حیات زندگی کرده است.
استاد ایزد پناه از همان دوران نوجوانی به دو مقوله شعر و موسیقی وابسته بود و بعدها که فرهنگ وهنرلرستان به همت وی پایه گزاری شد فرایند رسیدن به این مرحله و اوج بازدهی آن در کار ارائه نواها وترانه هایی بود که امروز به نوعی میراث هنر وپیشینه موسیقی لری و شعر لری است. استاد ایزد پناه را می شود به نوعی خالق زیباترین اشعار به لهجه لری و دو بیتی های لری دانست . کاری که تا قبل ازوی سابقه نداشته است اگر بزرگانی نظیر میر نوروز و دیگران ابیاتی در این زمینه ساخته اند متاسفانه اغلب سروده های آنان دستخوش تحریف ها و نابسامانی هایی می شود که ما امروز به رای العین می بینم.
در کارترانه سرایی وساخت ابیات به لهجه لری مرحوم استاد ایزد پناه را به نوعی می شود موجد و پدید آورنده این سبک و سیاق دانست امری که مورد تایید همگان است. استاد ایزد پناه در شهریور ۱۳۴۸ اداره فرهنگ و هنر لرستان را پایه گذاری کرد و دراطاقی کوچک بدون استفاده از امکانات مالی وسایل لازم در فرمانداری خرم آباد آغازگر این نهضت فرهنگی بود و این تلاش و کوشش وهمت تحصیل حاصلش بعد ازده سال، توسعه موسیقی استان، زمینه های پویایی و رشد و تعالی هنر تاتروسینمای جوان ، نشروانتشارآثاری درحوزه لرستان شناسی ولرستان پژوهی ، ایجاد کتابخانه های تخصصی و لرستان شناسی و به دنبال آن ترمیم وتعمیرواحیای قلعه تاریخی فلک افلاک وسپس تبدیل آن به موزه مردم شناسی که بعد ها ودردوران انقلاب با انتقال برخی کشفیات غارکلماکره از قبیل مجسمه ها ومفرغ ها شکل واقعی قلعه به چشم کشیده شد. امروز اگر قلعه فلک الافلاک به یک نماد تاریخی و باستانی و به نوعی شناسنامه قوم لر تبدیل شده و کد ملی آن درسازمان ملی یونسکو شماره گذاری شده نتیجه تلاش ها و به شکلی ایثار و فداکاری وی و همکارانش بوده است.
دلبستگی وعشق استاد به زادگاه وسرزمین آبا واجدادی اش مثال زدنی است . همه این فراز و نشیب های زندگی وی در پیروزی ها و ناکامی ها، سختی ها وآسانی ها، تاریکی و روشنایی های زندگی هشتاد ساله اش نتوانسته است او را از یاد لرستان و سرزمین افسانه ای و پر از راز و رمز آن به وادی فراموشی ببرد.
اودریک مصاحبه می گوید: «من را به لرستان وصل کرده اند، بیرون کردن فکر لرستان از سربرایم سخت است. من یک روز فکر کردم به اروپا بروم وببینم چه خبراست. به خاطر لرستان رفتم درسال ۱۳۵۰ بود، می خواستم به موزه های دنیا بروم و ببینم که درباره لرستان چه دارند . باور کنید اولین لحظه ای که از هواپیما پیاده شدم و میهمان مرحوم استاد محمد علی جمال زاده بودم درهمان حال گفتم خوش به حال کسی که همین حالا به خرم آبادبرمی گشت. همین دلبستگی بود،نه خیال کنید اروپا منظره وزیبایی نداشت. زیبایی داشت اما، زیبایی های کشور مارا هیچ جا ندارد»
این گوشه ای ازحرف های اوست و به نوعی بث الشکوای درون که از عمق احساسی برگرفته از روح بر زبان جاری می شود و از صداقت و در عین حال شهامتی خاص برخورداراست.
زندگی پرازحادثه وسرشار ازتلخی ها وشیرینی ها سرانجام پس از قریب دودهه نوستالژی ناخواسته درپاریس ودور ازوطن گذشت وچند سال پایانی عمرش با کهولت و ناتوانی و بیماری سپری شد.
وصایای وی درروزهای پایانی عمر بازگشت به سرزمینی که به آن دلبسته و وابسته بود را همگان می دانند واینگونه هم شد که در تنگ ترین غروب روز سه شنبه بیستم بهمن ماه۱۳۹۴ در هشتاد و دو سالگی چراغ عمر مردی که آنی از یاد لرستان ومردم آن غافل نبود خاموش شد و برای همیشه به ابدیت پیوست تاریخ فرهنگ و هویت شناسی قوم لر این نام واین نشان پایدار دراذهان انسان های آزاده را هرگز فراموش نخواهد کرد و اینجاست که باید گفت:
این قلم قادر به شرح وصف هجرانش نبود
ورنه بر وی نامه ها از اشک خونین داشتم

از همین دسته:

(برای مشاهده تیتر ، نشانگر را یک ثانیه روی عکس نگه دارید)

82139728-70847259 139412231240483807331974 5 (4) 82187667-70936747

یک دیدگاه

  • […] ۳۳ . طلایه نوروز در گذر گاه زمان/ به یاد سفرکرده دیارمان ا…‎به یاد سفرکرده دیارمان استاد حمید ایزد پناه که نوروز لرستان را با همه زیبایی های عالم … این علائق واعتقادات همه درست شده وتحت فرمول های شبیه به اصول ریاضی درآمده است، … قوم لر از یاد نخواهد برد و هرگاه پایشان به حوالی آرامستان دیارشان باز شود ازعمق درونی … فروزانفر، مجتبی مینویی، عبد الحسین زرین کوب ، منوچهرستوده، محمودشهابی، …  […]