تاریخ خبر: ۲۶ فرو ۱۳۹۵
جامعه و عدالت اجتماعی

جامعه و عدالت اجتماعی

جامعه و عدالت اجتماعی

برزویی

علیداد برزویی

درابتدا جامعه را تعریف می کنیم وپس ازآن به بیان معنا ومفهوم واژگانی عدا لت وشرح و توصیف آن از لحاظ علوم اجتماعی می پردازیم.
تعریف جامعه
جامعه از یک عده افرادی تشکیل شده است که برای ارضای نیازهایشان با هم روابط اجتماعی دارند (ص۳۵ـ آناتومی رفیع پور) یعنی انسانها برای اینکه نیازهایشان را بهترارضا کنند به روابط متقابل وکمک انسانهای دیگراحتیاج دارند.
و اما عدالت اجتماعی:
عدالت درفرهنگ لغات به معنای دادگربودن، دادگران ودادگری آمده وبا پسوند اتصاف اجتماعی، یعنی عدالتی که همه ی افراد جامعه از آن برخوردارباشند.
«ص۲۲۷۹ـ معین»
درکتاب « اندیشه سیاسی ازگفتمان علوی» عدالت به معنای «استقامت درنفس وحکم کردن به حق وقضاوت عادلانه ونیزحکم به استوا ومساوات تعریف شده است.
«ص۲۹۵»
درتفکر اسلامی برپایی وگسترش عدالت آنقدربا اهمیت ومهم است که درقرآن کریم استقرار عدالت وگسترش آن یکی از دو هدف اصلی ونهایی واصولا فلسفه ی بعثت ابنیا ذکر شده و آنرا صفت الهی و بارزترین ویژگی آفرینش و نیکوترین خصلت انسانی شمرده اند.
«ص۱۲۷ همان»
درنقطه ی مقابل عدل وعدالت، ظلم و جور قرارگرفته که بنا به نوشته ها متجاوز ازدویست و پنجاه آیه درقرآن در زمینه ی ظلم زدایی ومحکوم کردن ظالم وبیان آثاروپی آمدهای آن آمده که حکایت ازاهمیت عدالت ونقش بسزای آن درجامعه دارد
« همان ص»
درسوره حدید « آیه ۲۵ » خداوند می فرماید: ما رسولان را با براهین روشن به سوی انسانها فرستادیم و به آنها کتاب و میزان دادیم تا عدالت را برپا سازند.
اِنَّ اللهَ یَأمُرُ بِالعَدلِ وَ الاِحسانِ.
«سوره نحل آیه ۹۰»
ودرسوره ی شورا «آیه ۱۵» آمده که من مامورم عدالت را درمیان شما برپا سازم.
درسوره ( نحل) خداوند به عدالت پیشگی فرمان می دهد. از این روی دربینش اسلامی هرگونه تمایز وافتخار وتفوق طلبی را درصحنه ی حیات اجتماعی به جز از راه تقوا و فضیلت به دور ازعدالت اجتماعی تلقی می کند.
مولا علی (ع) می فرماید: « العدل حیاه» یعنی عدالت اساس زندگی است واستواری حیات اجتماعی وقوام وانسجام جامعه به آن بستگی دارد.
امام صادق (ع) دوام واستمرار حیات اجتماعی را درسه چیزمی داند: امنیت، عدالت و رفاه، که همان توسعه اقتصادی است.
درنامه علی (ع) به مالک اشتر والی مصر به اوتوصیه می شود: با هم کیشان و نا هم دینان همانند هم رفتارکن زیرا درنظام آفرینش با تووهم کیشانت مساوی اند وبنده ی خدایند. دراینجا مفهوم عدالت تجلی می کند.
به قول «میلتون شاعرانگلیسی» همه تصویروشبیهی ازخدایند ، همچنان که درتفکردینی« بین سید قرشی وسیاه حبشی» تمایزی وجود ندارد.
عدالت یکی از مفاهیم ارزشی انسانی است که درمقایسه با مفاهیم دیگری چون آزادی، دموکراسی و برابری دارای وجه امتیاز بیشتر وبالاتری است زیرا عدالت زیربنا وتامین کننده این مفاهیم ودرطول تاریخ زندگانی بشر، همواره مورد توجه صاحبان اندیشه به ویژه متفکران سیاسی بوده است.
عدالت زمینه وبستر رشد استعدادها وقابلیت های انسان وپیشرفت دانش وشکوفایی حیات اجتماعی درزمینه های مختلف است. عدالت این امکان را بوجود می آورد که افراد بتوانند ازحق خود دفاع نموده و آن را به دست آورند ودرعین حال بیش ازآنچه حق آنان است نخواهند و نطلبند. عدالت آن است که درتوزیع ثروت ملی آنچنان توازن وتعادل سالمی برقرارشود که حاصل کار، نیروها واستعداد هرکس به بهای عادلانه ای تقویم وارزیابی گردد.
« برگرفته ازص۲۱۳ اسلامی ندوشن»
امروزه با تغییرشرایط فرهنگی واجتماعی وسیاسی جامعه ها همچون جامعه ی اسلامی ما که از پیش زیرنفوذ کشورهای استعمارگر( مانند آمریکا) ودست نشاندگان داخلی آنها بوده و با تزویر و ریا زمینه را برای سوء استفاده آنان از امکانات ومنابع ملی فراهم کرده اند. تحقق حفظ حقوق فردی واجتماعی واجرای عدالت اجتماعی از طریق توزیع عادلانه درآمد ملی بیش از هر چیز الزام آور به نظر می رسد. به این معنا که تمامی افراد کشور ازمجال ها وفرصت های زندگی به طور مساوی بهره مند شوند وهمه ی تلاش ها وکوشش ها درمسیرتجهیز امکانات مادی ومعنوی به منظورتامین امنیت و رفاه وآرامش عمومی قرار گیرد ودست مفت خواران و رانت خواران در سوء استفاده از منابع ملی قطع شود. سرمایه ملی یک کشور مجموعه عوامل مادی وانسانی بالقوه و بالفعل یک کشور است که پیشرفت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ودرنهایت رفاه عمومی جامعه الزاما به این سرمایه وابسته است ونتایج حاصل ازآن باید عادلانه میان افراد ( ازراه تهیه امکانات رفاهی، بهداشتی، آموزشی، فرهنگی و…) توزیع شود، به گونه ای که مردم برحق خود مسلط باشند و ضمن حفظ شرافت وحیثیت انسانی خود راه پیشرفت وتعالی بر کسی بسته نشود.
با اجرای عدالت اجتماعی است که توازن روحی، آرامش خیال وسلامت فکری که لازمه ی یک زندگی آزاد می باشد، درجامعه پدید می آید.
به نظرصاحبان فرهنگ واندیشه تحول اجتماعی و فرهنگی درپی تحول اقتصادی وعدالت اجتماعی اتفاق می افتد. تغییرشرایط اقتصادی وپیشرفت آن باید شکاف عمیق میان کوخ نشین ها را آنچنان پرکند که همگی بتوانند ازنمعمت های خدادادی کشور برمبنای حق استفاده ازامکانات بر خوردار شوند.
این خلاف عقل ومنطق نیست که بگوئیم امکانات مادی ومعیشتی درتهیه وتدارک زیرساخت های زندگانی یک جامعه نقش بسیار اساسی دارد و درپیشرفت امورفرهنگی، اجتماعی ومعنوی یک ملت تاثیرگذاراست واین قیاس مع الفارق هم نیست که بگوئیم استعداد افراد خانواده های ندار و فقیر با استعداد افراد خانواده های دارا درصورت وضعیت مشابه اقتصادی ورفاهی اگربیشترنباشدکمتر نیست وعدالت اجتماعی درجامعه موجب می شود اندوخته ها وامکانات مادی ومالی جامعه درمسیری حرکت کند که هم زمینه ی تقویت سرمایه گذاری مورد نیاز توسعه اجتماعی و اقتصادی فراهم شود وهم حاصل آن باعث شود بیکاری، فقر و نابهنجاری های اجتماعی کاهش پیدا کند.
دریک مقاله طنزآمیز آمده بود که: روزی ازروزها ابوعلی سینا فیلسوف بزرگ ایرانی درصف یک دانه ای نانوایی ایستاده بود. کودکی شتابان ازراه آمد و ازشاطرنانوا مقداری آتش زغال خوب برای اربابش طلب کرد.
خباز پرسید کوظرفت؟
کودک گفت: ظرف همراهم نیست.
شاطرگفت: پس چگونه می توانی زغال را به خانه ببری؟
کودک با هوشمندی مقداری از اوخاکستر خواست آنگاه خاکسترها را کف دستش ریخت و از شاطر خواست ذغال های مذکور را کف دست او بریزد.
بوعلی سینا که ازابتکار این کودک درشگفت شده بود ازاو پرسید تو با این هوش بالا چرا به مدرسه ( مکتب خانه) نمی روی تادرس بخوانی وروزبه روزپیشرفت کنی؟
کودک با شناخت بوعلی سینا لبخندی زد وگفت: امثال من دراین ملک بسیارند اما همه شان آن اقبال وامکان را ندارند که بوعلی شوند، عموما زیر خط فقرند و دور ازمرکز ثقل توجهات وارتباطات.
« ۷ آذر ۸۷ جام جم ش۲۴۴۰ »
پاسخ هوشمندانه کودک مذکور به ابوعلی سینا نشانگر نا متعادل ونامتوازن بودن امکانات مادی و رفاهی وآموزشی درجامعه آن زمان ونبود عدالت اجتماعی و فقدان امکان استفاده برابرفرصت ها ومجال های زندگی برای همه ی افراد به ویژه کودکان خانواده های فقیر و ندار آن دوره بوده است.
فیلسوفان وحکیمانی چون خواجه نصیرالدین طوسی و امام محمد غزالی وملا محسن فیض که خود از چشمه ی زلال دینی ومذهبی سیراب شده واهمیت علم، فضیلت وحق وعدالت دراندیشه ی اسلامی را دریافته اند، حاکمان را به رفتار عادلانه توصیه می کنند.
فردوسی شاعر سترگ درشاهنامه می فرماید:
همه داد کن تو به گیتی درون
که از داد هرگز نشد کس نگون
در داد بر داد خواهان مبند
زسوگند مگذر نگهدار پند
بباید که گیری توگیتی به هیچ
زدانش ره داد را سرمپیچ
که گر دادگر باشی وپاکدین
زهر کس نیابی جز از آفرین
درروایت آمده که « النّاس معادن کمعادن الذّهب والفضّة » مردمان همچون معادن طلا ونقره اند که حکم سرمایه را دریک کشور دارند. این مردمان درصورتی که برخورداری کامل از امکانات حیاتی همچون بهداشت ودرمان، آموزش، امنیت روانی و جسمی، آسایش وآرامش، ایمنی و رفاه ووسایل تفریحی وورزشی و… داشته باشند وهمه به نحوی ازتوزیع عادلانه درآمد ملی بهره مند و از فرصت ها ومجال های زندگی درجامه به گونه ای برابراستفاده کنند، از تراکم وانباشتگی این نیروی پرتوان ولایزال می توان به صورت بالفعل تمامی اهرم های ترقی وتعالی مملکت را به حرکت در آورد وخمیر مایه ی توسعه همه جانبه ی اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی کشور را بیش از آن چه انتظار می رود فراهم کرد.
بهرصورت، نا متعادل بودن ثروت ودرآمد ملی دریک جامعه وتمرکز وتکثر آن دردست یک گروه ویا یک طبقه از آن جامعه موجب می شود طبیعت تجمل پرستی وگرایش به رفاه طلبی و زندگی زرق و برق دار و خریدهای آنچنانی میان گروه ها و قشرهای مختلف اجتماعی آنچنان فاصله عمیقی ایجاد کند که گستره ی روابط اجتماعی به میدان رقابت ناسالم وحسادت کینه برانگیزبین افراد و گروه ها تبدیل گردد.
به قول یکی ازاندیشمندان: دردنیایی که ثروتمندان وپولداران زندگی می کنند آرزوها و انتظارات در سطحی بالاتر قراردارد در حالی که در دنیای فقر ومستمندان، انتظارات و… بالاتر از شکم ها که باید سیر شود نمی رود.
بهرصورت وجود عدالت اجتماعی دریک جامعه موجب کاهش و ازمیان بردن انحرافات و نابهنجاری های گوناگون اجتماعی است که به نوبه ی خود عامل سلب کننده امنیت اجتماعی واخلاقی و کاهش اقتدار فرهنگ معنوی وصدمه و خدشه وارد کردن به روابط طبیعی وسالم جامعه می باشند.

از همین دسته:

(برای مشاهده تیتر ، نشانگر را یک ثانیه روی عکس نگه دارید)

حمید ایزد پناه 567751_325 IMG_9490 استاندار

یک دیدگاه