تاریخ خبر: ۲۶ فرو ۱۳۹۵
شب قدر در شریعت نبوی و جایگاه آن درقلمرو ادب پارسی/به قلم ایرج کاظمی

شب قدر در شریعت نبوی و جایگاه آن درقلمرو ادب پارسی/به قلم ایرج کاظمی

شب قدر در شریعت نبوی و جایگاه آن درقلمرو ادب پارسی

استاد کاظمی

به قلم: استاد ایرج کاظمی

چه مبارک سحری بود وچه فرخنده شبی
آن شب قدرکه این تازه براتم دادند
بعد ازاین روی من وآئینه حسن جمال
که درآنجا خبراز جلوه ذاتم دادند
همت حافظ و انفاس سحرخیزان بود
که زبند غم ایام ، نجاتم دادند
تنها حافظ نیست که دربرخی ابیات شورانگیز وآسمانی خود ازشب قدر سخن می گوید. هستند شاعران وسخنوران دیگری که درخلال سروده های خود این نام آشنای عارفان وصاحبدلان را زیب سخن خود می کنند.
واما، در زبان حافظ استعارات وتشبیهات و لغات آنهم لغات ترکیبی زیاد به کارمی رود. او باکلمات مرصع کاری می کند، مانند جواهر شناس ماهری وبا موهبت خاصی می داند جواهرگوناگون را چطور پهلوی هم تعبیه کند که چشم بیننده را خیره سازد وبه ذهن مشکل پسندکسی خطور نکند که ممکن بود نگین ها جور دیگری کنار هم نشانده شود. لفظ اوکاخ با رفعتی است که نقش ونگارهای بدیع آن را شاهکارتعادل و موزونی ساخته است. این شب قدر در ذهن وسویدای درون حافظ عظمتی به بلندای همه روزهای زندگی دارد وهمچنین درافکارواندیشه های بزرگان واسلام شناسان گذشته وحال.
بسیاری ازمفسرین براین اعتقادند که نزول قرآن درنیمه شعبان بوده است و دریکی ازشبهای قدر. دربرخی آیات از« لیله مبارکه»سخن رفته است مثلا درآیه های« اناانزلنا فی لیله مبارکه انا کنا مبذرین فیها یفرق کل امرحکم» این لیله مبارکه همان شب قدراست که درمجمع البیان طبرسی هم به آن اشاره شده است. (۱)
واما مفسرن قرآن معتقدند که آغازنزول قرآن درماه مبارک رمضان بوده است وآنهم براساس آیه «انا انزلنا فی لیله القدر.
«بدون تردید نزول قرآن درشب قدرآغازشده است چراکه اکثر دانشمندان می گویند شب قدردریکی ازشب های ماه رمضان قراردارد ودلیل آنها آیه یکصد وهشتاد وپنجم سوره بقره است که می فرماید: « شهررمضان، الذی انزل فیه القرآن».
واماهمین دانشمندان درتعیین یکی ازشب های ماه رمضان به عنوان شب قدراتفاق نظرندارند چراکه برخی می گویند شب قدر، شب هفدهم رمضان است واستدلالشان این است که صبح روزجمعه هفدهم ماه رمضان که غزوه بدراتفاق افتاد ومشرکین شکست خوردند آنشب را شب قدرمی دانند. دراین ارتباط طبرسی می نویسد: قرآن وقتی بر رسول خدا نازل شد که هیجده شب ازماه رمضان گذشته بود. بنابراین آغازنزول قرآن شب نوزدهم ماه رمضان می باشد ولی طبق آرای اکثرمحققان شیعه، شب قدر دریکی ازشب های دهه آخرماه رمضان قراردارد که به ظن قوی وشهادت روایات فراوان باید بیست وسوم ماه رمضان را شب قدردانست که نزول قرآن هم دراین شب بوده است. سیوطی روایت جالبی دراین زمینه نقل می کند. وی می نویسد، از وائله بن اسقع روایت شده است که پیامبرفرمودند: تورات شش روزبعد ازرمضان و انجیل پیش ازسیزدهم ماه رمضان نازل گردیده وبرحسب بعضی ازروایات دیگر صحف ابراهیم در اول ماه رمضان نازل شده بنابراین باید شب قدراحتمالا همان شب بیست وسوم ماه رمضان باشد که قرآن یکباره ازآسمان نازل شده است.
واما درپیشانی این بحث ازسخن حافظ وشب قدری که دریکی اززیباترین غزل های وی آمده است سه بیت نقل کردیم. این غزل در بحر رمل مثمن مخبون اصلم سبغ با تقطیع فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فع لان آمده است.
دکتربرزگرخالقی درشرح حافظ وواژه شناسی آن و در ارتباط با این مصرع « آن شب قدر که این تازه براتم دادند» می نویسد: شب قدر را شب برات گویند وبرات در لغت به معنی حواله ونوشته است واز«برائت عربی است وبه معنی بری الذمه» گردیدن ازدین(حقی که برگردن کسی باشد) است.
گویندگان فارسی به اعتبار حواله مکتوب، هرحواله ویا وارد معنوی را برات استعمال کرده اند. سند ومکتوب عنایت شده ای درآزادی، یا نوشته ای که از سوی دولت به خزانه خود برای دریافت وجه و جز آن حواله می گردد.
بسیاری ازمحققان حوزه ادب پارسیی شب قدر را شب برات وسپس واژگان ترکیبی دیگری نظیر، شب نسخه، شب فرق، شب عرض و شب حکم وسپس لیله المبارکه، لیله البرائت، لیله الرحمه و لیله الصک قید کرده اند(۲) برخی نیز آنرا شب چک ( شک) نامیده اند (۳) واژه چک«صک» که درمتون فارسی به آن برمی خوریم به احتمال قوی فارسی است، فردوسی گفته است:
به قیصرسپارم همه یک به یک
از این پس نوشته فرستیم و چک
گفتیم که لیله القدر درادب فارسی جایگاه ویژه ای دارد. در شمارالقلوب آمده است که هنگام این شب نامعین است.
برخی شب قدررا ثابت نمی شمرند وبرآنند که شب قدر درسال های مختلف تغییرمی کند و بعضی ها بر این عقیده اند که لیله القدر شبی معین است وتغییر نمی کند ازجمله کسانی که بر این عقیده اند صاحب کشف الحقایق زیدری نسوی است.
شاعران فارسی زبان ازاین معنی بهره برده و درمضامین شعری ازشب قدر ونا پیدایی هنگامش یاد کرده اند. سیف فرغانی می گوید:
روز وصال در همه ایام سایرست
آن روز را تو چون شب قدرانتظار کن (۴)
و سعدی چنین گوید:
آنکه گویند به عمری شب قدر ی باشد
مگرآنست که با دوست به پایان آرند (۵)
دربرخی متون پارسی عقاید متفاوتی درباره شب قدرآمده است. به طورمثال مولف بحرالفواید می گوید:
در این روزساعتی است شریف که دعا مستجاب بود، طلب کند وآنوقت مبهم است. کس نداند ، چون شب قدر همه روز نگاه می باید داشتن.
درکتاب « رساله العلیه» چنین آمده است:
ای عزیز، شب قدر را به جهت آن درشب ها پنهان کرده اند تا توهمه لیالی را به طاعت گذرانی ، باشد که آب شب را دریابی(۶)
وبازسعدی می گوید « اگرشب ها همه قدر بودی شب قدر بی قدر بود وسپس این بیت زیبا را پشتوانه آن آورده و می گوید:
ندانم این شب قدراست یا ستاره روز
تویی برابر من یا خیال در نظرم
خیام وحافظ در شعر خود ازبرای بزرگداشت شب قدر دراین شب شراب نمی خورده اند، ولی رند می سراید:
هشیار نبوده ام دمی تا هستم
گرچه شب قدر باشد آن هم مستم
لب بر لب جام وسینه برسینه خُم
تا روز به گردن صراحی دستم (۷)
وحافظ علاوه بربیتی که درابتدای این مقاله آمده است به دفعات ازشب قدرسخن می گوید نظیر این بیت:
درشب قدر ارصبوحی کرده ام عیبم مکن
سر خوش آمد یار و جامی برکنارطاق بود
اگربخواهیم شواهدی را که درآن یادی ازشب قدر و شب برات شده است نقل کنیم می شود به ده ها مورد اشاره نمود،منتهی باز به منابع معتبر و مورد وثوقی بر می خوریم که نمی شود از ذکر خیرشان درباره شب قدرصرف نظر کرد. ازآن جمله تاریخ گردیزی به تصیح عبدالحی حبیبی، بنیاد فرهنگ ایران ص۲۱۶ که می نویسد: «عروج عیسی مسیح را درشب قدردانسته اند وبرخی ازتاریخ نگاران ولادت امام حسین بن علی (ع)را درچنین شبی دانسته اند و دراین ارتباط می گوید: « اندرین روزمولد حسین بن علی(ع) بود رضی الله عنهم وپیامبرما (ص) به وقت ولادت اوبسیار شادی کرد وشب این روز «شب برات» باشد وقضاها که هست که ایزد تعالی اندرلوح محفوظ براندست اندرین شب از لوح محفوظ سوی آسمانی دنیا فرود آرند و ازآنجا به فرمان ایزد تعالی به زمین همی آرند و این شب را لیله القدریا لیله الصک نیزگویند(۸)
براساس پژوهش ها وبررسی های فراوان به این نتیجه رسیده اند که برای شب قدر دونام دیگر آمده است و این دو نام عبارتند از شب چک ۲ـ شب برات و ۳ شب قدر.
ابوریحان بیرونی در قانون مسعودی می نویسد: « لیله البراء همان لیله الصک است (۹) وگروهی نیزگویند که آن شب نیمه شعبان بود که آن را لیله البرائه خوانند و نیز لیله الصک . شاهد آن این عبارت است: « ما فرستادیم آن ( قرآن ) اندرشبی با برکت یعنی شب برات یا شب قدر.

تحلیلی دراین ارتباط
گمان می رود این شب ومراسم آن ریشه ملی کهن داشته است که مانند بسیاری ازآئین های ملی باستانی ما، رنگ اسلامی به خود گرفته است وشاید این گفتار شب چک ومراسمش بازمانده ایام فروردگان باشد واما ابوریحان بیرونی درارتباط با ایام فروردگان می گوید: « این عید ده روز طول می کشید. آخرین پنج روزاسفند ماه را روزنخستینن فروردگان و پنجه ده را دومین فروردگان می گفته اند، درحالی که مینو خرد فقط پنج روز کبیسه آخر سال را فروردیان می نامند(۱۰)
ابوریحان درکتاب آثارالباقیه نیزمی گوید:«درایام فروردگان درخوارزم وفارس برای پذیرایی ازمردگان در اطاق مرده وبالای بام خانه غذا می گذارند وبوی خوش بخور می کنند(۱۱)
و نیزمقدسی مولف کتاب البده والتاریخ ص۲۷ می گوید ویعطمون الیزورا لمهرجان وایام الغروردجان ویزعمون ان ارواح موتاهم یرجع الی منازلهم
آئین های بازمانده ازشب برات یا شب چک و قدر هنوزکه هنوز است دربرخی شهرها و روستاهای ایران معمول است. به طورمثال درخراسان سه شب است که به گورستانها می روند و برسرقبر های وابستگانشان فرش پهن می کنند و چراغ روشن می کنند و درصورت امکان یک یا دوقاری را به کارمی گیرند که برگورها بنشینند وقرآن بخوانند. حلوا و خرما ومیوه و قاوت ازخوراکی هایی است که روی خاک می گذارند و نان مخصوصی می پزند که در خراسان روغن جوش می گویند ودرکرمانشاه به نام نان پشمی معروف است. همین نان را هم در یزد می پزند وبه آن سورگ می گویند. دربشرویه خراسان هم به همین نان سیروک می گویند (۱۲)
زردشتیان کرمان درپنج شبانه روز آخرسال جشنی به نام « پنجو» برپا می دارند وسحر روز ششم که صبح فریدونی است دربلندی ها وپشت بام های خانه ها آتش افروزی می کنند، علت این که بر بلندی ها وپشت بام ها آتش افروزی می کنند ازاین قراراست که چون چند سال یک بارکبیسه می گرفته اند ومردم روز اول سال را تشخیص نمی داده اند ازاین جهت موبدان موبد روی بام خانه خود با افروختن آتش، انتهای جشن پنجو و شروع جشن نوروز را اعلان می کرد وسایرین هم به تقلید این کار را می کردند … دیگر اینکه معتقدند که درروزهای پنجو وفروردینگان ، روان درگذشتگان به خانه های خود برمی گردد و در آخرین جشن هم به آسمان برمی گردند. زندگان هم آئینه وآویشن وآب واوستا به بام خانه ها می بردند و با افروختن آتش ازآنها خداحافظی می کردند(۱۳)
تاریخ این شب مورد اختلاف است. درکرمانشاه شب جمعه آخرسال را شب برات می گویند و دراصفهان با وجودی که سیزده وچهارده و پانزده را شب های برات می نامند، شب جمعه آخر سال و یا جمعه اول سال به گورستان ها می روند و غذا و خوراک نثارمی کنند. گذشته از ایران در افغانستان و شبه قاره هند نیز شب برات با مراسمی همراه است …
درشب برات افغانها در غزنه آتش می افروزند ومحافل و مجالس شادی در اکثرشهرهای افغانستان برپا می شود از بدخشان تا هرات و ازناریاب تا گردریز به نوعی از این شب تجلیل می شود، شیر برنج از غذاهایی است که در این شب می پزند. مردم هند شب برات جشن می گیرند وچند نوع حلوا می پزند. افراد متدین درشب برات به مساجد می رود وشب زنده داری می کنند.(۱۴)
به هرحال شب برات یا شب قدروصک وچک همه ازیک سرچشمه وازیک نگاه قداست پذیر وسرشارازمعنویت وعرفان اسلامی سیراب می گرند. این تجلی اندیشه که دروجود راهیان حق و سرسپردگان طریقت وشریعت نبوی اساس وبنیان یافته، بازیافت حرمت واعتباری است که ادیان الهی وآسمانی دردرون خود به عنوان اساسنامه و هویت شناسی دینی وقومی مطرح کرده اند و اینجاست که بازاندیشه های پویای وحدانیتی است که تا جهان درگذر بوده ودرگذر خواهد بود همچنان مانا وپایدار وسرشار ازپند وگفتارحقیقت طلب است.ایرانیان باستان هم این نعمت ازلی وسرمدی را که ازنیاکان پاک سرشت خود به میراث تجلی بخش هویت ایرانی خود منتقل کرده اند درگرایش به دینی با ساختارمطلق خداجویی وخود شناسی آنگونه پیوند زده اند که تا ابدیت ماندگار است.
تو ضیحات:
۱ـ البیان جلد ۱ ص ۲۲۴ و مجمع البیان جلد۹ـ ص۶۱
۲ـ کشف الاسراربه تصحیح علی اصغرحکمت
۳ـ مقدمه الادب.تصیح سید محمد کاظم امام
۴ـ دیوان سیف فرغانی به تصیح دکتر ذبیح اله صفا جلد یکم ص۱۹
۵ ـ کلیات سعدی مرحوم فروغی ص۱۲۳
۶ ـ الرساله العلیه به تصیح دکتر جلال الدین محدث ارموی ص۳۰۱
۷ ـ رباعیات خیام، انجمن آثارملی و اما ضبط اصلی این بیت:
«بی باده نبوده دمی تا هستم
امشب شب قدراست ومن امشب مستم»
۸ ـ تاریخ گردیزی به تصحیح عبدالرحمن حی ص۲۱۶
۹ ـ همان ماخذ
۱۰ـ یشتا، گزارش استادپورداود جلدیکم ص۵۹۶
۱۱ـ همان ماخذ
۱۲ـ فرهنگ نوادرلغات دیوان کبیر ذیل نان براتی
۱۳ـ فرهنگ بهدینان، جمشید سروشین
۱۴ـ شب چک مقاله دکترعلی رواقی دریادنامه استاد مینوی ص۲۰۵

از همین دسته:

(برای مشاهده تیتر ، نشانگر را یک ثانیه روی عکس نگه دارید)

13930326114338693010694 24337 1764869 139303251918073053006244

یک دیدگاه