تاریخ خبر: ۰۱ ارد ۱۳۹۵
سیل که گناهی ندارد  ما آماده نیستیم

سیل که گناهی ندارد ما آماده نیستیم

سیل که گناهی ندارد  ما آماده نیستیم

باز باران با ترانه  می زند بر بام خانه….

یادداشت مدیرمسئول
ترانه باران زیباترین و دل انگیزترین ترانه طبیعت است بخصوص دربهاران که سبزی وطراوت وزیبایی را صدچندان می کند اما، اگرتبدیل به سیل نشود و سیلاب به راه نیفتد.
اگر درخرم آباد ، آب داخل منازل مردم نشود و آنها را دچار دلهره و هراس نکند .
اگردرپلدختر هراس آب گرفتگی وحشت ایجاد نکند واگر جاده ها را نبندند و….
البته از نگاهی دیگرسیل که گناهی ندارد؟
طبیعت ابر آنست که وقتی می آید ببارد و اگر نبارد زمین ها تشنه می شوند،کشت ها نمی رویند. آبادانی از زمین رخت بر می بندد و انسانها از زمین و زمان گله مند می شوند، بویژه در ایران که سرزمینی نیمه خشک است و ویژه تر درلرستان که چشممان به آسمان است تا ببارد که کشت ها برویند و چشمه ها پر آب شوند وباغها به ثمر بنشینند.
طبیعت باران زایش آب است، باران چشمه ها را می جوشاند و اگر فراوان ببارد سیل ها را در مسیل ها به راه می اندازد. آب می آید تا آبادانی ونشاط را فریاد کند، نه خرابی و ویرانی و دلهره و هراس را..
پس چرا ما، هربارکه باران خوبی می بارد بجای آنکه خوشحال باشیم هراسناک می شویم؟

سیل2
خیلی رک وراست بگوئیم چون آماده نیستیم.چون  دروقتی که جیک جیک مستانمان است ، یاد سرمای زمستانمان نیست.
درهمین خرم آباد نگاه کنید؟ وقتی پلهای موقت را می سازیم  معمرین و اهل فن و حتی آنان که از نظر علمی عامی هستند اما شهر و رودخانه را می شناسند فریاد می کنند که ایها الناس رودخانه یا همان گلال خرم آباد یک گلال فصلی نیست. این پل ها که تابستان مشکل رفت و آمد را برای شما حل می کنند، ممکن است در زمستان مشکل سازشوند، همانطور که این بار درمحدوده خیابان علوی وپایین دست خضرمشکل ساز شد.
وقتی داشتند درفاصله ی پل شهدا تا پل بزرگ محدوده رودخانه را به پارکینگ تبدیل می کردند و ثروتی را در آنجا می ریختند بامداد لرستان درمقاله ای کاملا علمی با زبان دانش روز به قلم آقای کوشکی نوشت که این رودخانه رودخانه ای فصلی نیست، درسال های اخیرخشکسالی موجب کم آبی آن شده است وگرنه «گلال خرماوه» یک رودخانه دائمی است که می تواند همیشه آب داشته باشد اما گوشی بدهکار اینحرف ها نبود. درتابستان گذشته گلال خرم آباد نه تنها لایروبی نشد بلکه باکارهای عمرانی دو پل که بر روی رودخانه در حال انجام است در جای  جای گلال تپه هایی از شن و ماسه و نخاله جمع شد که حجم رودخانه را کم کرد.
راستی چرا گلال چند سالی است لایروبی نمی شود؟
شاید فکر کرده ایم که خشکسالی یک امر مداوم است ؟ چرا باید همیشه غافلگیر شویم؟
ما با جاهای دیگرکاری نداریم که ممکن است آبراه های لازم را برای عبور سیل نداشته باشند، اما مطمئنیم اگرگلال(رودخانه خرم آباد) لایروبی می شد ظرفیت خیلی بیشتری از حجم آب و بارندگی های اخیر را داشت.
آقای بازوند، دربدوتصدی استانداری درمصاحبه های مختلف که در مراحل کار داشتند به کرات با دستکاری رودخانه مخالفت وبه صراحت اعلام کردند مخالف این هستند که این گلال روزی برای ایجاد پارکینگ، روزی برای عبور لوله و .. دستکاری شود چرا که در دنیا عبور رودخانه ها را در داخل شهریک فرصت خوب می دانند علاوه بر آن ما هم موافقیم که مردم   با  رودخانه  خودشان  در طول زمان یک حس قرابت و خویشاوندی پیدا می کنند و رودخانه همچون یک موجود زنده ی خاطره ساز، جزیی از نوستالژی وخاطره ی مردم می شود. پس حفظ آن یعنی حفظ خاطره های مردم!
اما، یا آقای استاندار ازآن نظریه های اولیه خود عدول کرده اند یا حجم مسائل کاری و روزمرگی ها موجب غفلتی شده است که باز هم رودخانه با فراموشی روبروشود.
به هرحال سیل گناهی ندارد. ما آماده نیستیم. ما قدرت استفاده وذخیره سازی این همه نعمت را نداریم. سیل گناهی ندارد. ما آماده نیستیم و با آمدن باران دستپاچه می شویم .
سیل گناهی ندارد وما آماده نیستیم وباران مشکل ساز می شود . البته بخشی ازآب گرفتگی ها و سیلاب ها طبیعی است اما، بخشی ازآن که مربوط به آماده نبودن ماباشد غیرطبیعی است.
سال گذشته درجریان سیل پائیزی لرستان همه فریاد کردیم که زیرساخت های لازم را نداریم. امسال هم همین حرف ها را می زنیم. ازسال قبل تا امسال چکار کرده ایم؟ به مردم  چه درحوزه ی مدیریت شهری، چه در بخش مدیریت کلان استان گزارش بدهیم.
آیا کارآماده سازی زیرساخت را شروع کرده ایم تا سال آینده کمتر غافلگیر شویم؟ شاید یک بخش از مدیریت و لذت آن دغدغه ی غافلگیر شدن باشد وگرنه هیجانی ندارد؟
با ذکرخاطره ای تمثیلی بحث را خاتمه می دهم. وقتی درزمان استانداری آقای صابری داشتند این  پارکینگ «گلال خرم آباد» را در فاصله ی بین پل شهدا  و پل بزرگ می ساختند پیرمردی از فامیل در اتومبیل  بنده نشسته بود وقتی از کنارکارگاه عبورمی کردیم پرسید:
اینها در اینجا چکار می کنند؟
گفتم: پارکینگ می سازند
پرسید: جای پارکینگ توی گلال است؟
گفتم: شاید محاسبه کرده باشند که…
حرفم را قطع کرد وگفت : این چه حرفی است و بعدبه گویش لری اضافه کرد: ای روزگارکه هی چنی نمی مونه، صو دو صو یه کمالاویی بیا ینو چی میکن؟
(روزگار که همیشه بر پایه خشکسالی نمی ماند. فردا پس فردایک سیلاب بزرگ بیاید اینها چکار می کنند)
وآن شب که باران با ترانه بر بام خانه می زد و من برای دیدن آب در رودخانه  و لذت بردن از باران  به لب رودخانه  آمدم. هم وحشت کردم هم به خودم گفتم آن پیرمرد ساده دل اما با تجربه وآینده نگر چه زیبا  موضوعی را بیان کرد که گاهی ما باسوادها ومدعیان علم و دانش از آن غفلت می کنیم.
بازمی گوئیم سیل که گناهی ندارد، طبیعتِ ابرباریدن است.  مائیم که آماده نیستیم. مائیم که در وقت جیک جیک مستان باید یاد زمستانمان باشیم.

از همین دسته:

(برای مشاهده تیتر ، نشانگر را یک ثانیه روی عکس نگه دارید)

1785403 ذباح

یک دیدگاه