تاریخ خبر: ۰۳ ارد ۱۳۹۵
گذر و نظری به قلمرو ادبیات عامیانه  «از حمزه صاحبقران تا امیر ارسالان نامدار» به قلم استاد ایرج کاظمی

گذر و نظری به قلمرو ادبیات عامیانه «از حمزه صاحبقران تا امیر ارسالان نامدار» به قلم استاد ایرج کاظمی

 گذر و نظری به قلمرو ادبیات عامیانه

 «از حمزه صاحبقران تا امیر ارسالان نامدار»

شماره ۷۴۲ بامدادلرستان

استاد کاظمیبه قلم: استاد ایرج کاظمی

کلاس چهارم ابتدایی که بودم، شوق وافر وعجیبی به خواندن کتاب هایی مثل امیرارسلان، حسین کُرد، رستم نامه، مختارنامه، اسکندرنامه ونظایر آن داشتم. هرکدام که به دستم می رسید با ولعی تمام وحوصله ای که پی آمد آن بود خواندنش را برهرکارتفریحی وسرگرمی متداول دوران دبستان ترجیح می دادم وگاه به یکبارخواندن آن هم اکتفا نمی کردم به گونه ای که بعد ازمدتی عبارات وجملات آن درحافظه ام ماندگارمی شد. ازپول مختصری که پدرم هفته ای یکبار  به صورت مقرری ودر ازای خوب درس خواندن وگرفتن نمرات بالا به من  می داد زمینه خریدن برخی ازاین کتاب ها فراهم می شد.
درخرم آباد آن روزگار، یعنی دوران کودکی ما، بیش ازیکی دوکتابفروشی نبود و از این قماش کتاب ها هم به ندرت روی پیشخوان کتابفروشی آنها دیده می شد.
مرحوم کربلایی موسی عیدی کتابفروشی داشت واز این قبیل کتابها هم به ندرت روی پیشخوان کتابفروشی وی دیده می شد .البته در مواردی مرحوم کربلایی موسی عیدی و زنده یاد ماشااله محمدی گاهی از این کتاب ها در مغازه خود داشتند ، قیمت این نوع کتاب ها رقم بالایی نبود. یک ـ دو تومان و به ندرت به پنج تومان می رسید. البته شاهنامه در این مورد مستثنی بود. قیمتش با بودجه ما نمی خواند. از آن گذشته پدرم شاهنامه بزرگ چاپ امیر بهادری داشت که گاه دوستان و فامیل آنرا شب های زمستان به امانت می گرفتند و چند شبی با آن سر گرم می شدند. شاید به تعداد انگشتان دست شاهنامه خوان و شاهنامه دار داشتیم وداشتن یک جلد شاهنامه خودش اعتباری  بود.
مرحوم  معجزی غیر از شاهنامه کتاب های مختلفی چه رمان و چه تاریخی و ادبی را در کتابخانه خود داشت. کلاس ششم ابتدایی بودم که یک شب با پدرم مهمان وی بودیم. کتابخانه اش انباشته از کتاب بود که تمام وقت مرا به خود مشغول کرد. آخر شب، موقع بر گشتن، از بین چندین کتاب آنهایی که به ذوق من می خورد از جمله کتاب امیر حمزه صاحب قران و از بین رمان های متداول روز کتاب عشق  وانتقام که رمانی تاریخی بود و به قلم ابراهیم مدرسی را با اظهارخوشوقتی از اینکه اهل کتاب وخواندن هستم به من داد که هنوز پس از سالهای پشت سر نهاده این دو کتاب در قفسه کتابخانه محقرمن دیده می شوند.
پشت کتاب امیر حمزه را اینگونه به یادگار نوشت که؛ این کتاب را به میرزا ایرج که هم علاقمند به کتاب است وخودش یکپا امیر حمزه صاحب قران است هدیه کردم.
دی ماه ۱۳۳۱ محمد رضا والیزاده معجزی
ازآن تاریخ تا امروز شصت و چهارسال می گذرد، برحسب اتفاق هر وقت این کتاب یا رمان اهدایی ایشان یعنی « عشق و انتقام » را می بینم فاتحه ای نثار روح بزرگ آن مرحوم می کنم و از خداوند علو درجات آن ادیب دریا دل و به حق محقق نامدار دیارمان را ملتمس می شوم.
مرحوم والیزاده معجزی شمه ای از داستان حمزه را برای من تعریف کرد و من قبل از خواندن کتاب دریافت روشنی به خاطر گفته های آن مرحوم در ذهن خود فراهم کردم. بعد ها مرحوم کربلایی محمود نصیری ازبزرگان منطقه پشت بازارکه قرابت فامیلی با ما داشت و انسان دوست داشتنی وبا محبتی بود وحکایت و افسانه های فراوانی در حافظه داشت و به مناسبت هایی و فراغت هایی که پیش می آمد آنها را تعریف می کرد و به علاوه دهن  گرمی داشت و شنونده را مجذوب می کرد.
یک شب که  من یاد آور این کتاب شدم، به تفصیل سر گذشت وی را برای من و چند تن دیگر تعریف وچهره امیر حمزه را بیشتر برایمان روشن کرد.
و اما نگارنده چطور به این فکر افتادم که در ارتباط با داستان یا رموز حمزه مطلبی بنویسم وبا این کار نقبی به گذشته های دور زده باشم و برای لحظاتی یاد آورخاطرات دوران کودکی ام شده باشیم.
برحسب  اتفاق در یاد نامه مرحوم استاد مینوی که به همت حبیب یغمایی و ایرج افشار در شهریور ۱۳۵۰ به وسیله انتشارات سنایی به چاپ رسیده به مقال ای تحت عنوان ماجرای حمزه نامه به قلم فریدون وهمن بر خوردم که با ذوقی وافر در این باره قلم زده بود. بخشی از این نوشته یا مقاله مرهون اطلاعات و داده ها ی وی است که یاد آوری آن ضروری است. ضمن مقاله  جامع و کامل استاد فریدون وهمن منابعی دیگر در این ارتباط به چشم آمد که در تکمیل این مقاله سهم عمده متوجه آنهاست ازجمله:
داستان امیرحمزه صاحبقران،  قصه حمزه تصحیح دکترجعفر شعار، حمزه نامه بزرگترین کتاب مصور فارسی نوشته دکترمهدی فروغ، سبک شناسی بهارجلد اول ص۲۸۵
واما، در بین منابع معتبر وسنتی ومتون فارسی این کتاب ها را می توان نام برد: تاریخ سیستان به تصیح مرحوم محمد تقی بهار(ملک الشعرا)، تاریخ بیهقی تحصیح و تعلیقات آن مرحوم احمد بهمنیار، تاریخ گزیده انتشارات اوقاف گیپ ص۲۱۱ ، گنجینه سخن تالیف دکتر ذبیح اله صفا(ـ ۱۳۴۸ص ۵۳ ) وتعدادی از منابع خارجی  و اما داستان حمزه صاحبقران هم در ادبیات ترکی و هم عربی  سابقه دارد. حمزه نامه در زبان ترکی مجموعه عظیمی از افسانه ها وحکایات گوناگون است.
درقرن نهم هجری شخصی که تخلص خود را بر مبنای اسم کتاب حمزوی نهاده بود این افسانه مفصل وحجیم را بر مبنای فارسی در ۲۴ مجلد به نثرآمیخته  و به نظم به رشته تحریر کشیده که شهرتی کامل یافته است و اما داستان حمزه در روایت عربی به نام( سیرات حمزه) معروف است و در ده قسمت است. نقالان قهوه خانه  های مختلف جهان عرب این قصه را با آداب و رسوم مخصوص خود نقل می کنند وچاپ های مختلف از آن به زبان عربی منتشر کرده اند و باید دانست حمزه در این روایت ها آن حمزه عموی پیغمبر اکرم(ص)  نیست، بلکه نسبت اسمی با حضرتش دارد.
سرگذشت  ها و افراد تازه ای نیز در متن عربی دیده می شود که در متون  فارسی وجود ندارد. در محبوبیت حمزه نامه درجهان عرب همان بس که می شود گفت امروزه صحنه های حوادث این کتاب با چاپ ارزان درکتابفروشی ها فروخته شده که زینت منازل و مغازه هاست.
با نفوذ تمدن ایرانی اسلامی  درشرق دور، این داستان یعنی حمزه سرایی و حمزه خوانی به اندونزی و مالزی هم رسید ودر مدت کوتاهی شهرت زیادی به دست آورد. در مالزی ترجمه دقیق از متن فارسی حمزه نامه تحت عنوان(حکایت امیرحمزه ) به عمل آمد. داستانهای شجاعت حمزه نقل مجالس و محافل گوناگون وضرب المثل شد. دراندونزی علاوه بر ترجمه به زبان های محلی، موضوع حوادث داستان حمزه  در زمره نمایش های سایه ای«ویانگ»  در آمد و بخشی از سنن و آداب مذهبی مردم شد و سرانجام از همین طریق داستان حمزه در بین مردم جاوه هم رواج یافت. و اما درگرجستان شوروی سابق هم داستان حمزه سابقه دارد. به این صورت که شخصی به نام  موسی خونه لی قصه امیر حمزه را با ترکیبی از افسانه های دیو وپری و مشحون از دلاوری ها و رزم آوری در سراسرگرجستان و قفقاز در قالب حمزه نامه تالیف و مردم را به خواندن آن مشتاق کرد و سرانجام باید به نفوذ داستان امیر حمزه در بین صرب ها وکروات اسلاوهای ساکنان یوگسلاوی اشاره شود که قهرمان ملی آنها به نام نیکاک شباهت فراوانی با امیرحمزه دارد و ماجرا ها و جنگ ها وحوادثی که بر وی می گذرد با داستان امیرحمزه شبیه و شاهدی بر نفوذ این داستان بر فولکلورآنان است .
ماجرای حمزه و حمزه نامه
آنچه را که می شود درباره حمزه یا امیرحمزه صاحبقران که داستانی به بلندای تاریخ دارد و در حوزه ادبیات عامیانه یا به نوعی فرهنگ مردم جا بازکرده دانست،  این است که اساس این داستان مربوط است به زندگی حمزه بن عبدالمطلب عمومی پیامبر اسلام (ص) و اما آنچه دراین قصه عوامانه آمده با تاریخ حقیقی زندگانی حمزه بن عبد المطلب تفاوت فاحش دارد.
حمزه بن عبدالمطلب در ابتدا به مخالفت با پیامبر(ص) پرداخت اما، پس از قبول اسلام از مدافعین سرسخت آن شد و درجنگ (بدر) در سال دوم هجری شجاعت های فراوان از خود نشان داد. سال بعد درجنگ احد به دست وحشی غلام حبشی شهید شد و هند جگر خوار بطرز سبعانه ای که میراث سنتی مربوط به ماقبل تاریخ بود، جگر او را جوید….
قهرمان حمزه نامه با آنکه نسبتش با پیامبراکرم (ص) همان است وهمانی است که در پایان جنگ احد به همان کیفیت جان می سپارد، اما ماجراهای زندگی او، شجاعت ها و ماجراهای زندگیش با سرگذشت حمزه بن عبد المطلب تفاوت دارد چرا که در این داستان حمزه عاشق دختر انوشیروان ساسانی می شود و سر انجام با او ازدواج می کند.  حمزه به سرزمین هایی از قبیل سیلان، چین، دیار فرنگ و روم می رود  و خوارق عادت و جنگ با دیوان و اجنه در شرح حالش به کرات دیده می شود درحالی که حمزه بن عبد المطلب در زمان انوشیروان طفلی بیش نبود و هرگزپای خود را از عربستان بیرون ننهاد وشجاعت ها و دلاوری های امیرحمزه داستان شگفت آور و پر هیجان جنگ های او با دیوان و اجنه وکفار وپیروزی های پیاپی، شیرین کاری های  عَمرامیه همدم عیار پیشه و رند او و نیز معجزاتی که حمزه را در مواقع بلا و فنای قطعی از مرگ نجات می دهد، جملگی از عوامل محبوبیت و شیرینی این داستان بشمار آمده و آنرا باب طبع عوام ساخته است.
با آنکه داستان امیر حمزه رنگ مذهبی و اسلامی دارد معهذا در ایرانی بودن آن جای تردید نیست. داستان از دربار پادشاهان ساسانی آغاز می گردد. قباد پادشاه ساسانی از وزیر خردمندش بوذر جمهر(بزرگمهر) این پیشگویی را می شنود که فرزند پادشاه که تازه متولد شده است باید نوشیروان نامگذاری شود چرا که اوپادشاهی خواهد شد که هفت اقلیم فرمانبردار او می شوند.
قباد ازشنیدن این سخنان خوشوقت شده و پس از بذل و بخشش فراوان می پرسد این پسر دشمنی هم خواهد داشت یا نه؟ که بزرگمهر می گوید: بلی دشمن وی در ملک عرب خیزد و در حال حاضر هنوزبه دنیا نیامده و در شکم مادرش به انتظارتولد است.قباد دستور می دهد که بخشی از لشگریان به ملک عرب رفته و آن طفل را که در شکم مادرش هست همراه مادربه قتل برسانند. بزرگمهر هم  مامور انجام این فرمان می شود.
هنگامی که بزرگمهر به مکه می رسد و به منزل عبد المطلب می رود همزمان در خانه عبد المطلب  پسری به دنیا می آید و وقتی این نوزاد را نزد بزرگمهر می آورند به احترام آن از جای بر خاسته و خال سبز میان  دو ابروی او را بوسه زده و می گوید: « این فرزند را حمزه نام باشد» و این  فراش دین محمد رسول اله (ص) است. او صاحب هفت کشور خواهد شد و پادشاهان بسیاری حلقه به گوش او می شوند. پس از این سخنان بزرگمهر زر و جواهر فراوانی به عبد المطلب می دهد و می گوید: در پرورش این فرزند هزینه کن ومن آنرا به فرزندی قبول کردم و اما آنچه که در این داستان بیشتر مورد توجه است رنگ و بوی ایرانی بودن داستان است. چرا که هیچ داستانسرای عربی سر گذشت عم پیامبر(ص) را با ساسانیان زردشتی درهم نمی آمیزد و هر گز روا نمی دارد که حمزه با مال وجواهرات اهدایی بزرگمهر بزرگ شود. ازآن گذشته، شباهت ماجراهای زندگانی حمزه با داستان های شاهنامه نیز دلیل دیگری برایرانی بودن داستان است. با این توضیحات باید گفت که اساسا در میان داستان های پهلوانی عامیانه فارسی، همین داستان  حمزه نامه یا امیرحمزه صاحبقران به واقع اثر مشهوری است که در بین داستان های سنتی و افسانه ای قدیم ایران اعتبار بیشتری به خاطر رنگ و بو وصبغه مذهبی آن بین مردم ایران پیدا کرده و ورای دیگر داستان هاست. تنها می شود در شمار این قبیل داستانها از حمله حیدری منظوم بمانعلی کرمانی یاد کرد .
ختم کلام
امیرحمزه ای  که  رنگ  و بوی ایرانی دارد و در عین حال تعلق  خاطر ایرانی ها بعد ازعرق ملی گری وابستگی مذهبی و عوالم مذهب تشیع نیز در آن دخیل است. بخش دیگر آن به علت اینکه حمزه علیه خلفای بغداد که سنی بودند و با ایرانیان عناد داشتند قد برافراشته و قیام کرده بود، داستان این جنبش و قیام شاید انگیزه ای بوده است در جهت نهضت یا قیام یعقوب لیث صفاری و آغاز نهضت استقلال جویی ایران.
واما نکته ای که قابل تامل است و نوعی تحریف در تاریخ، داستان لشگر کشی حمزه است به هند و سراندیب و چین و غیره که جای تردید باقی می گذارد چرا که جز در تاریخ سیستان تصحیح مرحوم محمد تقی بهار(ملک الشعرا) هیچ اثر دیگری که در باره این لشگر کشی ها سخن گفته باشد به یاد ندارم چرا که اسلام قرن ها بعد از او به هند رسید.
تاریخ سیستان به مغازی حمزه که نام کتابی است در ارتباط با جنگ های حمزه اشاره می کند و همین امر موجب شبهه در این مورد شده است .

از همین دسته:

(برای مشاهده تیتر ، نشانگر را یک ثانیه روی عکس نگه دارید)

1466322982 82161630-70887607 147021096214 5 (4)

یک دیدگاه