تاریخ خبر: ۰۳ ارد ۱۳۹۵
دو یادداشت از دکتر محمد جعفر محمد زاده (۷۴۲)

دو یادداشت از دکتر محمد جعفر محمد زاده (۷۴۲)

دو یادداشت از دکتر محمد جعفر محمد زاده

بامداد لرستان شماره ۷۴۲

(۱)
بیت الغزل ۲۱

نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان
نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست
۱ـ این بیت گرچه به تنهایی واجد شرایط  انتخاب به عنوان بیت الغزل است، اما در واقع با بیت قبل و بعد خود موقوف المعنی است و ارتباط عمودی زیبا و محکمی بین آنها بر قرار است. از جمله اینکه ده قید حالتِ مرتبط در هر سه بیت وجود دارد .(نک ، دیوان حافظ)
۱ـ نرگس، استعاره از چشم است،عربده جو ، به معنی ستیزه جویی و سر جنگ داشتن ، افسوس کنان قید حالت  به معنی تأسف و حسرت ، اما در معنی تمسخر و استهزا کننده  هم به کار می رود و در اینجا به نظرم معنی اول زیبا تر باشد.
نمونه های کاربرد هر دو معنی هم در شعر و ادب فارسی فراوان است.
۲ـ تضاد بین دو  عبارتِ  عربده جوی و افسوس کنان  به زیبایی دیده می شود به این  صورت ؛ در حالی که یار خشمگین و ستیزه جوست در دلش نوعی حسرت و تأسف و شاید تَرَحُم هم  وجود دارد.
۳ـ نیمشب و دوش هردو قید زمانند و نیمشب بخشی از دوش به حساب می آید.
۴ـ در برخی نسخه ها به جای نیمشب دوش، نیمشب یار و نیمشب مست نیز آمده است اما در نیمشب دوش تأکید زیبایی است که ترجیح دارد.
همچنین به جای، به بالین من آمد بنشست ، به بالین من آمد سرمست دیده شده است.
۵ـ در هردومصرع  صنعت واج آرایی متشکل از حروف سین وشین وجود دارد .

(۲)
قهرمانان دروغینِ رسانه ای

به موازات منافع گسترده ،یکی ازپیامد های منفی رسانه برای علوم اجتماعی و انسانی این است که  رسانه می تواند دانش کاذب یا قهرمانان کاذب تولید کند، با توجه به این که سازمان وساختار رسانه غالباً مستقل نیست ، به راحتی ممکن است یک نفررا که اهلیّت و تخصص ندارد به عنوان جامعه شناس، انسان شناس،مورّخ و یا فیلسوف معرفی کند.برخی از این قهرمانان از طریق حرّافی و حضور گسترده درقاب تلویزیون  وروی جلد ومتن صفحات مطبوعات خلق می شوند که این برای آکادمیای انسانی ـ اجتماعی یک خطرو بلکه فاجعه است، درسپهررسانه گاهی قهرمانان کاذبی ظاهرمی شوند که برای عنوانِ قهرمانیِ خود زحمت و ریاضت نکشیده اند،مطالعه  وتحقیق  نکرده اند و دود چراغ نخورده اند. درنتیجه خلاقیت هم ندارند وفقط به کمک هژمونی رسانه ای  اسطوره می شوند.
مثلاً شخصی معرّفی می شود که هیچ کار مهمی از او صادر نشده است؛فقط هر روز  حضور رسانه ای دارد و  رسانه هااو را استاد،دکتر، پروفسور، دانشمند،فیلسوف،ادیبِ شهیر، مورِّخِ گرانمایه، انسان شناسِ بلند آوازه، متخصص رسانه، تحلیل گر سیاست غرب و شرق عالم  و پدر فلان علم و بنیانگذار چنان رشته و… معرفی می کنند. از این رو رسانه  همانطور که  توانایی این را دارد که قهرمان سازی کند، در حوزه علمی و دانشگاهی هم می تواند آدمهای دروغین تربیت کند، که بعداً همین آدمها در سوابق خود چنین عنوان می کنند که ما ، مثلاً پنجاه مصاحبه تلویزیونی و یا یک هزار مصاحبه و یادداشت مطبوعاتی ویا چند ده کتاب پژوهشی داریم.البته مانعی نیست که ما اقتصاد دانِ روزنامه نگار، روزنامه نگارِ اقتصاددان ، فیلسوفِ اقتصاد دان، انسان شناسِ اقتصاد دان و یا سیاستمدارِ اهل هنر و  علم وادب و… داشته باشیم، اما این یک شرط دارد، به شرط آنکه این آکادمی این قدر رشد کند که مرزهایش معلوم و مشخص باشد.درفضایی که دوغ ودوشاب درهم می آمیزد، همواره این خطر وجود داردکه جای قهرمانان واقعی ،قهرمانان رسانه ای خلق شوند.
اگرشخصی نظریه پردازی کرده و کتابها و مقالات متعددی نوشته، هیچ مانعی ندارد که مورد توجه   رسانه ها   و  محافل  علمی قرار بگیرد، اما اگر از امکان  رسانه  برخوردار است واز ارتباط  رسانه ای و از رانت تبلیغی آن بهره  برده و به محافل علمی راه پیدا کرده و حتی صاحب کرسی و تألیفات فراوان هم شده است آسیب وخسارت بزرگی است. البته بروز معدودی از این نمونه ها در هرجامعه ای طبیعی به نظر می رسد ولی اگراین جریان ، عمومی شود، طوری که دانایی محوریِ واقعی درحاشیه قرار گیرد،  سَندرُمی است که می توان از آن به «خلق قهرمانانِ دروغینِ رسانه ای» تعبیر کرد.

از همین دسته:

(برای مشاهده تیتر ، نشانگر را یک ثانیه روی عکس نگه دارید)

IMG_9490 namayande10 47 غار کوگان

یک دیدگاه