تاریخ خبر: ۰۲ ارد ۱۳۹۵
آتش بدون دود یاد نامه ی نادر ابراهیمی

آتش بدون دود یاد نامه ی نادر ابراهیمی

آتش بدون دود

یاد نامه ی نادر ابراهیمی

بامداد لرستان شماره ۷۴۲

هوشنگ جودکی 1
به قلم: هوشنگ جودکی

نادرابراهیمی حق بزرگی برگردن ادبیات ایران دارد. نثرش یکی ازنثرهای پاکیزه ی زبان فارسی است. می توان برای پرورش توانایی نوشتن ازروی آنها مشق نوشت. حیف است که با رفتن این بزرگان روش ومنش وآثارآنان فراموش شود. حیف است صرفا درسال های آغازین درگذشت مراسمی بر پا شود و دیگرهیچ!

دراینجا مختصری اززندگی نامه همراه دومکتوب  اوبه همسرش را با هم می خوانیم.
نادر ابراهیمی ۱۴ فروردین ۱۳۱۵ درتهران به دنیا آمد. پدرش عطا الملک ابراهیمی، فرزند آجودان حضور قاجار و ازنوادگان ابراهیم خان ظهیرالدوله، حاکم نامدارکرمان درعصرقاجار بود و هنوز فامیل او «ابراهیم های کرمان» درشهرواستان کرمان شناخته شده ومشهورهستند. مادرنادر ابراهیمی هم از لاریجانی های مقیم تهران به شمار می آمد.
نادرابراهیمی تحصیلات مقدماتی خود را درزادگاهش یعنی شهر تهران گذراند و پس ازگرفتن دیپلم ادبی ازدبیرستان دارالفنون، به دانشکده حقوق وارد شد اما، این دانشکده را پس ازدوسال رها کرد وسپس دررشته ی زبان وادبیات انگلیسی به درجه لیسانس رسید.
او از ۱۳ سالگی به یک سازمان سیاسی پیوست که بارها دستگیری، بازجویی وزندان رفتن را برایش درپی داشت . ارائه فهرست کاملی ازشغل های اوکاری بس دشوار است. اوخود دردو کتاب «ابن مشغله» و «ابوالمشاغل» ضمن شرح وقایع زندگی به فعالیت های گوناگون خود نیز پرداخته است. ازجمله شغل های  او بوده است: کمک کارگری تعمیرگاه سیاردرترکمن صحرا، کارگری چاپخانه، حسابداری وتحویلداری بانک، صفحه بندی روزنامه ومجله وکارهای چاپ دیگر، میرزایی یک حجره فرش دربازار، مترجمی وویراستاری، ایران شناسی عملی وچاپ مقاله های ایران شناختی، فیلمسازی مستند وسینمایی، مصورکردن کتاب های کودکان، مدیریت یک کتاب فروشی، خطاطی، نقاشی ونقاشی روی روسری و لباس، تدریس دردانشگاه ها و…
درتمام سال های پرکاروبیکاریا وقت هایی که درزندان بسر می برد، نوشتن را که از ۱۶ سالگی آغاز کرده بود کنارنگذاشت. درسال ۱۳۴۲ نخستین کتاب خود را با عنوان «خانه ای برای شب» به چاپ رسانید که داستان « دشنام» درآن با استقبالی چشمگیرمواجه شد. تا سال ۱۳۸۰ علاوه بر صدها مقاله تحقیقی ونقد، بیش ازصد کتاب او چاپ ومنتشرشده است که دربرگیرنده داستان بلند(رمان)  و کوتاه ، کتاب کودک ونوجوان،  نمایش  نامه،  فیلمنامه وپژوهش  در زمینه های گوناگون است. ضمن آن که چند اثرش به زبان های مختلف دنیا برگردانده شده است.
نادرابراهیمی چندین فیلم مستند و سینمایی وهمچنین دومجموعه ی تلویزیونی را نوشته وکار گردانی کرده است . آهنگ ها وترانه های این فیلم ها ومجموع ها نیز اثرخود اوست. او همچنین نخستین موسسه ی غیر انتفاعی غیردولتی ایران شناسی را تاسیس کرد که هزینه و زحمت های فراوانی برای سفر، تهیه وفیلم وعکس واسلاید ازسراسرایران و بایگانی کردن آنها صرف کرد ولی چنان که باید شناخته و به کار گرفته نشد و با فرا رسیدن انقلاب و جنگ متوقف شد .
او فعالیت حرفه ای خود را درزمینه ادبیات کودکان با پایه گذاری «موسسه همگام با کودکان و نوجوانان» را با همکاری همسرش در آن موسسه متمرکز کرد.  این موسسه به منظور مطالعه درزمینه مسائل مربوط به کودکان و نوجوانان برپا شد و فعالیتش را درحیطه نوشتن، چاپ و پخش کتاب، نقاشی، عکاسی، پژوهش درباره خلق و خو، رفتار و زبان کودکان و نیز شیوه های یادگیری آنان دنبال کرد. « همگام» عنوان ناشر برگزیده آسیا و « ناشر برگزیده نخست جهان» را از جشنواره های آسیایی و جهانی تصویرگری کودک دریافت کرد.
ابراهیمی درزمینه ادبیات کودکان، جایزه نخست براتیسلاوا، جایزه نخست تعلیم و تربیت یونسکو، جایزه کتاب بر گزیده سال ایران وچنین جایزه دیگر را هم دریافت کرده است. اوهمچنین عنوان    « نویسنده برگزیده ادبیات داستانی ۲۰ سال بعد از انقلاب  را به خاطرداستان هفت جلدی «آتش بدون دود» به دست آورده است.

نادر ابراهیمی1
نادرابراهیمی رشته های مختلف ورزشی را تجربه کرده است. یکی ازقدیمی ترین گروه های کوهنوردی واخلاق کوهنوردی تاثیرگذار بوده است.
نادرابراهیمی درسن ۷۲ سالگی پس ازچندین سال دست  وپنجه نرم کردن با بیماری، بعد ازظهرپنجشنبه ۱۶ خرداد ۱۳۸۷ در گذشت.
حالا دو نامه اوبه همسرش که ازکتاب « چهل نامه ی کوتاه به همسرم» چاپ انتشارات روز جهان انتخاب شده اند را با هم می خوانیم:
نامه ی هفتم:
عزیزمن!
مدتی است می خواهم از توخواهش کنم که بعضی شب های مهتابی، علی رغم مشکلات و مشقات، قدری پیاده راه برویم.
دوش به دوش هم. شبگردی، بی شک ، بخش های فرسوده روح را نوسازی می کند وتن را برای تحمل دشواری ها پرتوان.  از این گذشته، به هنگام گزمه گرفتن های شبانه، ما فرصت حرف زدن درباره بسیاری چیزها را پیدا خواهیم کرد. نترس بانوی من! هیچ کس ازما نخواهد پرسید که با هم چه نسبتی داریم وچرا تنگاتنگ هم درخلوت، زیر نور، بدر قدم می زنیم. هیچکس از ما نخواهد پرسید که با هم چه نسبتی داریم و تنها کسانی خواهند گفت:« این کارها برازنده جوانان است »که روحشان پیر شده باشد و چیزی غم انگیز تر از پیری روح وجود ندارد. از مرگ هم صد بار بد تر است .
راستی، طلب فروشگاه محله را تمام وکمال دادم. حالا می توانی با خاطر آسوده از جلوی فروشگاه رد شوی. هیچ نگاهی دیگر نگاه سر زنش بار طلبکاری نخواهد بود. مطمئن باش.
ضمنا همه چیزهایی را هم که فهرست کرده بودی تمام وکمال خریدم: برنج، آرد نخودچی، آرد سه صفر، ماکارانی، فلفل سیاه، زرد چوبه، آبغوره، نبات، برگ بو، صابون، مایع ظرف شویی و دارچین(که چه عطر قدیمی یاد انگیزی دارد)
می بینی که چقدرخوب من بی حافظه، نام تک تک چیزهایی که خواسته بودی به خاطر سپرده ام؟
خب دیگر می توانی قدری آسوده باشی وشبی ازهمین شب ها، پیشنهاد یک پیاده روی کوتاه را به ما بدهی. ما با این که خیلی کار داریم پیشنهاد شما را خواهیم پذیرفت.
عزیزمن!
ما  هرگز آن قدر بدهکار نخواهیم شد که نتوانیم از پس بدهی هایمان برآئییم و هرگز آن قدر بدهکار پیری نخواهیم شد که نتوانیم دوباره متولد شویم.
ما از زمانه عقب نخواهیم ماند، زمانی را به دنبال خود خواهیم کشید … فقط کافی است که قدری دیگر هم از نفس نیفتیم….
نامه ی شانزدهم:
همگام من دراین سفر پر مخاطره! بارها گفته ام و توخوب می دانی که ارزش نهایی هر زندگی در حضورلحظه ای سر شار ازاحساس خوشبختی در آن زندگی ست.
دریکنواختی وسکون، هیچ چیز وجود ندارد چه رسد به خوشبختی که ناگزیر از پویشی دائمی سر چشمه می گیرد.
ما نباید بگذاریم که هیچ جزئی اززندگی مان دردام تکرار ،گرفتارشود. صیاد سعادت، چشم بر این دوخته است …. من باز هم تکرارمی کنم . با تو سخن خواهم گفت، اما به لحنی و صورتی دیگر….

از همین دسته:

(برای مشاهده تیتر ، نشانگر را یک ثانیه روی عکس نگه دارید)

کاظمی+اشاره+یک حمید ایزد پناه DSC_0097

یک دیدگاه