تاریخ خبر: ۰۲ ارد ۱۳۹۵
شعر ((مهتاب خدا))  از بابک ترکاشوند

شعر ((مهتاب خدا)) از بابک ترکاشوند

بامداد لرستان شماره ۷۴۲

 ((مهتاب خدا))

بابک ترکاشوند

گل سرخ
وقتی غنچه می کند
تنها همیشه  به همین
می اندیشد
که درست
شبیه
غنچه لبهای تو باشد
و خورشید در آغاز
هر طلوع
تنها آرزویش
این است
که چون
گل روی تو همیشه زیبا باشد
بوی عطر غنچه لبهای تورا
هر صبح
نسیم
تا دور دست ها
در رقص شگفتی ها
به کجا
خواهد کشاند؟!
نمی دانم.
اما می دانم
که قصه
همیشه
غصه هایش را
با بوسه های تو
تنها می گذارد
وخدای قصه گو
شهرزاد زیبا روی
یادش نرفته بود
که قصه تو را
فقط درون دلهای پاک
بنویسد، بخواند، ببوید، ببوسد
می پرسی چگونه بیاندیشم
اینگونه بیاندیشیم
که خدای زیبایی ها
زیباست
حرف کهنه ای نیست
زیبایی
همیشه زیبایی زیباست
چه از نمی دانم آغاز
چه در نمی دانم پرواز
چه از نمی دانم انتهای راز
فقط  ـ   خودش ـ می سراید
زیباست… زیباست… زیباست
درد و دل کهنه ای نیست
زیبایی… بابک
قصه اش تا به کجاست
خالی خلوت تو
چرا اینگونه
پر از
سحر سِر زیبایی، چرا پراز
فکر پرواز است
عقاب خدا
زیر شهر خویش
تنها
عشق را
در پروازهمیشه تکرار می کند
تکرار زیبایی زیباست
عقاب خدا زیباست داناست
تواناست
———————

از همین دسته:

(برای مشاهده تیتر ، نشانگر را یک ثانیه روی عکس نگه دارید)

6 (5)

یک دیدگاه