تاریخ خبر: ۰۳ ارد ۱۳۹۵
زندگی، پویایی و سازندگی

زندگی، پویایی و سازندگی

زندگی، پویایی و سازندگی

بامداد لرستان شماره۷۴۲

لطفیبه قلم : احمد لطفی

زندگی درحال گذاراست و ما برای زنده ماندن  ودنبال کردن اهداف درتلاشیم. جنگ زندگی ، دارای فتح وشکست است وما برای آن که در این جنگ پیروزشویم باید نسبت  به دنیا طلبی  بی اعتنا باشیم.
اگردنیا را با چشم بصیرت نگاه کنیم، کشش واشتیاق به سمت اوگرفتاری به دنبال دارد ودام گسترده ی او، طالبان طعمه اش را دراسارت وذلت قرار می دهد.
دراین دنیای وانفسا کمترکسی دارای اعتماد به نفس و زندگی نظام مند ودارای برنامه منطقی است؛  اما اگرافرادی دارای اعتماد به نفس، برنامه ریزی،  هدف  وتصمیم گیری بجا  درحیات اجتماعی واقتصادی وسیاسی و …  باشند، آنها درمراودات اجتماعی توان «نه» گفتن دارند.
بطورمثال، اگرانسانهای دیگر از وی کمک مادی یا معنوی و … بخواهند چنانچه توان انجام آن کمک یا درخواست را نداشته باشد اومی تواند به آنها  بگوید توان انجام کارآنها را ندارد وبه درخواستشان  نمی تواند  پاسخ مثبت دهد.
تجربه وتحقیقات اجتماعی وروانشناسی بیانگر این است که اگرانسان دچاررودربایستی باشد، جرات وشهامت «نه» گفتن راندارد وبه استقلال وتعادل روحی وروانی ودرنهایت به آرزوی خود نمی رسد. چنین فرد بی اراده ای ممکن است بیشتر درخدمت دیگران باشد و ازته دل ، ازاین عمل هم ناراضی باشد و در باطن احساس کند نردبان ترقی دیگران شده است وآنها که ازایشان خدمت دریافت کرده اند، ترقی نمایند درمکان بالاتری از لحاظ اجتماعی و اقتصادی برسند ولی خودش درجا بزند.
اما، انسان های عاقل که اختیار خود را به شخص یا اشخاص دیگری نمی دهند، افراد منفعلی نیستند که هرچه دیگران بگویند پاسخ دلخواه  آنها را بدهند وبترسند وپیش خود فکر کنند طرف مقابل دلخور و یا ناراحت شود.
درحقیقت آدم ضعیف النفس که اعتماد به نفس نداشته باشد توان اداره ی زندگی خود را ندارد و در زندگی اجتماعی و سیاسی همواره  مذبّذب و نا متعادل است.
انسان قوی انسانی است که دارای اعتماد به نفس و تلاشگری و استقلال فکری است و میانه اش با خداوند خوب است. جز از خدا و دستورات او از هیچکس تبعیت نمی کند مگر آن فرد دستور خدا وفرهنگ اسلامی را بیان و عمل کرده باشد. درحقیقت چنین کسانی که وابسته به خدای حکیم هستند وتسلیم فرمان او می باشند همواره با نفسشان مبارزه می کنند. اگر به دیگران درخواست و یا فرمانی را صادر نمایند قطعا اطاعت از چنین افرادی در مسیر دستور خداوند می باشد.
انسان باید این نکته را همواره به خاطر داشته باشد که با فکر دیگران نمی تواند زندگی کند بلکه او باید کتب مفید ونوشته های  آموزنده را مطالعه  وسخنرانی ها و نقل وقول های گوناگون را بشنود و از بین آنها بهترین ها را انتخاب کند وبا ذهن خود به ویرایش آن نظریه ها ودیدگاه ها بپردازد تا بتواند نکات مفیدی را درذهن  واندیشه ی خویش طبقه بندی کند وزندگیش را با فکر واستنباط تنظیم کرده وعمل نماید.
این باره حافظ شیرازی می فرماید:
عشق بازی کار بازی نیست ای دل سربباز
زان که گوی عشق نتوان زد به چوگان هوس
دل به رغبت می سپارد جان به چشم مست یار
گرچه هشیاران ندادند اختیار خود به کس
با توجه به متون مذهبی ما، رزق و روزی ، امکانات در وحتی حیات انسان همه بدست خداست و خداوند آنرا مدیریت می نماید و انسان مختار و متقی، دارای توکل می باشد وتوکل همان دلبستگی و اعتماد کامل به پروردگار است که پس از کمال معرفت حاصل می شود و انسان هر چه خدا شناس تر و خدا ترس تر باشد قطعا توکل و دلبستگی اش بخدا زیادتر است و به عبارت دیگر توکل آن است که انسان بداند تمامی  اشیا بدون اراده خداوند بی تاثیر است  یعنی دواها  وسم ها وآتش ها شفا بخش و کشنده و سوزنده  نیستند مگر به اذن خداوند.
به قول نظامی گنجوی:
اگر تیغ عالم بجنبد زجای
نبُرد رگی تا نخواهد خدای
ویا بقول مولوی:
تکیه بر جبّار کن  تا وارهی
ور نه افتی در بلای گمرهی
ویا :
در حقیقت مالک اصلی خداست
این امانت بهر روزی نزد ماست
انسان دردنیای مدرن هم فرد وهم قبیله است یعنی تنهایی و جمعی بودنش به خود فرد بستگی دارد. به عبارت دیگر انسان امروز هم تنهاست و هم تنها نیست. تنها نیست ازآن جهت که کتاب ها ، دست آوردهای فرهنگی ازجمله: وسایل ارتباط جمعی  مانند تلویزیون ، ماهواره ، گوشی های همراه ، تبلت و رایانه به کمک آمده است، تا فرد و انسان امروز را از تنهایی بیرون بیاورد و همدم و همراز وی همین  رسانه های دیداری و شنیداری و سایر دستگاه های مجازی باشد. البته تاثیری که این وسایل آموزشی، سرگرمی و تفریحی مجازی بر روحیه ی افراد می گذارد، مضرّاتی نیز بوجود می آورد که انسان را به نوعی تنهاتر می کند. ازطرفی خلق و خوی وی ماشینی شده و بطورسنتی قدرت ارتباط مناسب با اعضای خانواده وهمسایه ها و دیگر مردم درمحله، دیار وجامعه را ندارد و همین ناتوانی درارتباطات چهره به چهره و واقعی ، امراض روحی از جمله افسردگی، دلهره، اضطراب، سرگردانی واحساس پوچی و بی هویتی را درانسان افزایش می دهد.
انسان امروز واقعا تنهاست و اگر مشکلی پیدا کند بسان گذشته  افراد به فریاد او نمی رسند. وی از ارتباط گرفتن مستقیم با افراد پرهیز می کند. شاید فکر می کند آمیزش و اختلاط با مردم  ممکن است او را دچار ضرر و زیان نماید در پشت سلام ها و درد دل کردن ها و سفره ی دل را پیش این وآن باز کردن، اشخاص مریض دل را به سوء استفاده از وی ترغیب نماید و دوستی های حساب نشده تبدیل به دشمنی های آینده شود.
البته در نقد این دیدگاه باید اذعان شود اساس دنیا و ارتباط انسان ها براعتماد بنا شده است مگر آن که خلافش ثابت گردد. شرایط زندگی امروزخیلی ازهمبستگی ها ، داد وستدها وارتباطات را به شکل مادی تنظیم می کند و حال آن که ما، درسنن قدیمی جامعه ی مان ، همکاری ، روابط انسانی و انسجام گروهی داشته ایم و درسایه ی آن همدلی ها، همکاری ها ،همیاری ها وهمبستگی ها ، زندگی مفهوم زیباتری پیدا می کرد و افراد احساس خوشایندی داشتند.
همه درامور زندگی ، نسبت به همدیگر احساس مسئولیت و تعاون و مودت بیشتری روا می داشتند در حقیقت انسان هایی که حب دنیا نداشته اند از آرامش بیشتری برخوردار بوده اند.
به قول امام کاظم(ع ) که فرموده است:
«دنیا را کم اهمیت بشمارید زیرا این  گواراترین چیز برشماست چرا که هیچ مردمی دنیا را سبک نشمردند مگر اینکه خداوند زندگی را برایشان گوارا گردانید وهیچ مردمی دنیا را عزیز نداشتند مگر اینکه خوار و خسته شدند و عاقبت شان پشیمانی بود» (۳)
اما امروز فرد گرایی ودنیا طلبی بلای جان انسان ها شده  وخودخواهی جای دیگرخواهی را گرفته است. ما ناگزیر ازارتباط هستیم وگرنه انسان در درون پیله وشیشه ای مات زندانی می شود، البته باید دراین روابط  وسخن گفتن با دیگران حد تعادل را رعایت کند و صحبت هایی نگوید که علیه او مورد استفاده واقع شود .
خیلی از ما انسان ها دوست داریم  رفتار وکردار بد خود را به رفتار وکردار نیکو تبدیل کنیم، البته زشتخویی وزیبا خویی ها ریشه درحیات اجتماعی و فردی ما داشته، ولی بجای سیر وسیاحت در گذشته بهتر است به حال فکر کنیم یعنی از امروز شروع به تغییر رفتار نا مناسب خود کنیم، زیرا فردا دیر است. بجای افسوس خوردن بر گذشته وصرف وقت فقط برای نقایص فرهنگی و اجتماعی خویش، شایسته است تصمیمی جدید برای تغییروتحولات مثبت بگیریم و به دست آورد های کنونی جامه عمل بپوشانیم ، زیرا به قول شیخ سعدی شاعر توانمند:
کارها به عمل برآید به سخن گفتن نیست
«یعنی بین حرف تا عمل فاصله زیادی است»
دانایان،عمل را سرلوحه ی زندگی خویش قرارداده اند و از رویا وتخیل بیرون هستند بلکه در واقعیت زندگی سیروسفر می نمایند بنابراین انسان امروزباید امید خود را ازدست ندهد وبا ورزش فکری و فعالیت عملی خود را اصلاح کرده واعتماد به نفس وهمبستگی اجتماعی را درخود نهادینه نماید  بطورمثال امروزکه درکشورما انتخابات وجود دارد، نماینده شایسته واصلح را شناسایی کرده و با اختیارخود صرف نظر ازقسم وخواهش تمنای اقوام ودوستان ، رای قاطع و سازنده ی خود را برای بالندگی کشور به صندوق ها بریزد و همواره درصحنه حاضرباشد وبه نماینده منتخب نیزدرآینده پیشنهاد وانتقاد سازنده را ارائه نماید.

از همین دسته:

(برای مشاهده تیتر ، نشانگر را یک ثانیه روی عکس نگه دارید)

194391 IMG17584489 82127196-70823417 ebn

یک دیدگاه