تاریخ خبر: ۲۳ شهر ۱۳۹۵
تقابل فرهنگ و اقتصاد  در لرستان

تقابل فرهنگ و اقتصاد در لرستان

تقابل فرهنگ و اقتصاد  در لرستان

بعد ازجنگ جهانی اول، اتریش ویران شده بود،فقر وگرسنگی وبیماری بیداد می کرد. آمریکاییها که ازجنگ دور مانده بودند مقداری پول به اتریش دادند که دوباره شهرها را احیا کند و کارخانه ها را بسازد وچرخ اقتصاد را دراتریش ویران شده به گردش درآورد.
اتریش با این پول سالن اپرا ساخت سالن های تئاترساخت کتابخانه ها را ترمیم کرد.وقتی از اتریش پرسیده شد چرا با این پول کارخانه نساختید گفتند تا فرهنگ کشوری ساخته نشود کارخانه ها ویران می مانند.
فرهنگ مجموعه ای از بینش ها وکُنش ها ، معقولات ومحسوسات، اعتقادات و رفتارها درطول تاریخ یک جامعه است که از نسلی به نسل دیگر درهمان جامعه منتقل می شود وشامل سنت های ملّی و قومی وهم آداب و عقاید دینی است که در دوبُعد بینش ها ورفتارها ظهورمی یابد. بُعد دیگری که در زندگی انسان می باشد اقتصاد است که شامل همه فعالیت ها و معادله هایی است که مربوط به معیشت و زندگی مادی انسان می شود.
بنظر می رسد برقراری نسبت مستقیم و ارتباط میان دو حوزه اقتصاد و فرهنگ کمی دشوارباشد. حتی شاید به کاربردن این دو واژه دریک امتداد یعنی «اقتصاد فرهنگ» یا «فرهنگ اقتصادی»، موضوع را کمی پیچیده ترکند. درک ودریافت انسانها ازکلیتی به نام اقتصادبه طور معمول درچارچوبی برگرفته از باورهای آئینی ، سنتی و مذهبی آنها شکل می گیرد و ساخته می شودکه می توان به اختصاراقتصاد را با رفاه مردم مترادف گرفت.رفاهی که دارند یا ندارند.
لرستان با فرهنگ و تمدنی چندین هزار ساله و با بهره گیری از آموزه های مکتب اسلام و تشیع و با جغرافیایی کم نظیر در سطح منطقه می تواند و باید از لحاظ اقتصادی به نهایت رشد و بالندگی برسد و در رتبه نخست تولید ثروت قرارگیرد و مردمانش در رفاه کامل زندگی کنند اما چه عواملی باعث شده که لرستان در رتبه های پایین در سطح منطقه وکشور قرارگیرد و جزو محروم ترین مناطق باشد.یکی ازعوامل این عقب ماندگی مشکلات فرهنگی موجود در استان است که باعث شده نه تنها سرمایه گذاران خارجی جذب استان نشوند بلکه متمولین استان هم رخت بربندند و خود و سرمایه خود را در جایی دیگر به کار گیرند. همگی به خوبی میدانیم درلرستان عموم کسانی که به هر نحو پیشرفتی می کنند چه ازلحاظ مالی و چه موفقیت های علمی یا ورزشی یا سیاسی یا هنری بدست می آورند بلافاصله از لرستان کوچ می کنند.چرا ؟
به نظر نمی رسد از آب و هوای مطبوع آن زده شده باشند، یا به دیار تاریخی و اساطیری خود علاقه ای نداشته باشند اما،به هرحال می روند. شاید تمامیت خواهی ها و خودخواهی های بعضا قومی قبیله ای ازطرف عده ای هرچند تحصیل کرده ودارای جایگاه مدیریتی اما فاقد شناخت کافی اخلاقی وعملی به اصول مترقی اسلام از طرفی و ثروتها و قدرتهای یکشبه که متاسفانه به عده ای برگ و بارفراوان اما فاقد ریشه اعطا کرده است از طرف دیگرباعث شده فرهیختگان و ریشه داران، محروم از نور و مجبور به گریزشوند.
متاسفانه یکی از عوامل اصلی عقب ماندگی فرهنگی و به تبع آن عقب ماندگی اقتصادی وجود افرادی است که پنهانی وعلنی سعی درکسب جایگاه های دولتی وکسب ثروت برای قوم و قبیله خود هستند که عزل ونصبهای اتوبوسی در پس انتخاباتها از جمله نمودهای این امر است. کسانی که درهنگام برخورد با دو راهی های سرنوشت ساز عمل به فرهنگ و تمدن اساطیری و یا عمل به آموزه های دینی را در مقابل تعصبات قومی قبیله ای کم نور می بینند و به آن وجهی نمی نهند وگویا این را چنان جدی و حتمی می بینند که نیاز به تفکر در قبال آنرا به خود راه نمی دهند که گویا وقت کمی در اختیار آنها گذاشته شده که هر چه می توانند برگیرند !!!
تا زمانی که کسانی که در راس امورسیاسی و مدیریتی لرستان قرار دارند در عمق شخصیت خود پایبندی به فرهنگ به معنای کامل کلمه اصل نشود وآنرا درعمل پیاده نکنند کسانی که به این اصول زیبای انسانی پایبند می مانند یا باید از لرستان کوچ کنند یا بمانند ونردبان ترقی دیگران شوند.
تنها راه استقلال فرهنگی که از پیش نیازهای آن استقلال اقتصادی نیزهست، تغییر درنوع نگاه مردم به فرهنگ است. تغییر در نوع برخورد در مقابل مظاهر بی فرهنگی است. تغییر درنوع تفکر مدیران درتمامی سطوح است. تا مشکل فرهنگ درلرستان حل نشود به نظر نمی رسد بتوان پایانی برمشکلات اقتصادی آن تصور کرد. بایستی در برخورد با مظاهرضد فرهنگی قاطعانه برخورد کرد متاسفانه فاصله همه افراد جامعه با تیغ قانون با توجه به نزدیکی یا دوری آنها به قدرت یا ثروت تغییرمی کند. از طرف دیگر متاسفانه کسانی این مطالب یا مطالب از این دست را مطالعه می کنند که از فرهیختگان جامعه اندکه بهرحال با یابی قانون به وظایف دینی، انسانی و قانونی خود عمل می کنند و کسانی که اعمال منافی با فرهنگ را انجام می دهند کارهای فرهنگی از این دست تاثیری بر تصمیمات آنها ندارد که کتاب نمی خوانند یا روزنامه مطالعه نمی کنند و تنها میتوان از ابزار قانون و تیغ بران آن برای وادار نمودن آنها به عمل به قانون استفاده کرد. می توان با توسل به قانون به امید گذشت زمان و تغییر اجباری آنها نماند و مظاهر بی فرهنگی پیش و پا افتاده را حل کرد.
ما نمی توانیم با رفتارها وطرزفکرهای محدود به اقتصاد بپردازیم. برای اینکه خودمان را در عرصه های جهانی مطرح کنیم باید اول اقتصاد خودمان را بهبود بخشیم و درواقع با آسیب شناسی وتشخیص درست و مناسب به درمان واقعی بیماری اقتصاد کشور و استان بپردازیم.
شاید ما به این علت دچار مشکل درعرصه اقتصاد هستیم که می
خواهیم دربرنامه کوتاه مدت خودمان رامطرح کنیم ومنتظر تعریف وتشویق دیگران شویم که فلانی مدیرموفقی هست.
اگرمدیران موفق رده بالایی درسطح جامعه داشته باشیم که منافع جامعه رابر منافع شخصی خود ترجیح دهند و فقط فاصله های نزدیکی که آنرا لمس می کنند نبینند می توانیم موفق باشیم.
مالینوفسکی درباره فرهنگ می گوید: فرهنگ مصنوع دست بشر است و واسطه ای است که بشر از طریق آن به مقاصد خود دست می یابد، واسطه ای که به اواجازه می دهد زندگی کند و معیارمتعارفی برای امنیت، رفاه و آرامش برقرار کند، واسطه ای که به اوقدرت می بخشد که ورای استعداد حیوانی خود به آفرینش کالا و ارزش مبادرت ورزد.
فرهنگ نیازهای آدمی را تامین می کند که این نیازها شامل نیازهای فکری، روحی، جسمی است.
چنانچه نظام تحقیق و آموزش وتبلیغ در جامعه درست سازماندهی نشود جامعه هم از لحاظ اقتصاد و هم فرهنگ دچار مشکل خواهد شد .

از همین دسته:

(برای مشاهده تیتر ، نشانگر را یک ثانیه روی عکس نگه دارید)

شب-قدر-1 تیمور احمدوند

یک دیدگاه