تاریخ خبر: ۱۰ ارد ۱۳۹۵
شعور حزبی

شعور حزبی

شعور حزبی

بامداد لرستان ۷۴۳

احمدرضا شیریاحمدرضا شیری

مرحله دوم انتخابات مجلس دهم در راه است و هر یک از افراد جامعه در هیاهوی تبلیغات و نشستهای انتخاباتی بدنبال تعیین کاندیدای مورد نظر خود می باشند. قطعاً شهروندان و رای دهندگان هر یک دارای معیارها و ملاک های متفاوت و بعضاً مشترکی برای تعیین کاندیدای منتخب خود می باشند و لیکن باید بررسی نمود که تا چه اندازه معیارهای فوق واقع نگرانه است و اساساً در زمره وظایف یک نماینده پارلمان می باشد یا خیر.

انتخابات در تمام کشورهای دارای دموکراسی و حکومتهای مردم بر مردم امر مهمی به شمار می آید چرا که تنها شرایطی است که عموم جامعه بصورت مستقیم در آن مشارکت داشته و به ایفای نقش می پردازد شاید از همین رو است که در بسیاری از کشور ها همانگونه که در اصل (۵۹) قانون اساسی ج.ا.ا نیز عنوان گردیده است در مسایل مهم اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و …. اقدام به برگزاری انتخابات می نمایند. لذا شهروندان و مشارکت کنندگان در این امر مهم (انتخابات مجلس و حتی شوراها و ریاست جمهوری) باید در تعیین منتخبین خود به دو نکته بسیار مهم که اولی لازمه دومی نیز می باشد توجه داشته باشند.

اولین نکته به شعارهای انتخاباتی کاندیدا ها اشاره دارد چرا که نمایندگان مجلس همانگونه که در قانون اساسی از آن با عنوان قوه مقننه یاد شده است تنها وظیفه قانونگذاری و تحقیق و تفحص در امور کشور را دارند و هیچگونه ید اجرایی در اختیار نخواهند داشت. بعضاً شعارهایی همچون ایجاد اشتغال، کاهش تورم، و از این دست مسایل شنیده می شود که باید توجه داشت که کلیه مسایل اجرایی کشور بر عهده قوه مجریه و در راس آن رییس جمهور و هیات وزیران است و  اعتبار لازم نیز برای اداره امور کشور نیز طبیعتاً در اختیار قوه مجریه است.

بنابراین منتخبین محترم فاقد هر گونه قدرت اجرایی هستند و تلاششان در جهت ایجاد صنایع و پروژه های عمرانی در نهایت منتج به صدها طرح عمرانی مصوب نیمه کاره بدون تخصیص اعتباری خواهد شد که امروز در کشور وجود دارد (از حوصله بحث خارج است). به همین دلیل شهروندان باید قدرت تشخیص شعارهای غیر واقع گرایانه و خارج از وظایف قانونگذاری یا باصطلاح قدرت تشخیص سره از ناسره را داشته باشند.

گرچه باید به این موضوع مهم اشاره نمود که توسعه اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در یک مجلس قانونگذار قوی و پویا کلید خواهد خورد لیکن بصورت وضع قوانین و ایجاد ساختارها و نهادهای سالم و بدون فساد که خود نیازمند داشتن دانش قانونگذاری و استفاده از خدمات مشاورین و کارشناسان مجرب است.

نکته دوم که در توسعه، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی کشور نقش بسیار موثری دارد درک و شعور حزبی رای دهندگان در انتخابات است. امروزه احزاب نقش کلیدی را در توسعه کشورها بر عهده دارند. احزاب بعنوان نهادهای برخاسته از متن جامعه، ثبات آفرین و دارای مشی علنی و آشکار می باشند. حضور فعال احزاب مانع از شکل گیری و فعالیتهای محفلی و پنهانی و ایجاد حکومتهای الیگارشی شده و باعث ثبات جامعه خواهد شد.

از طرفی دیگر حزب برنامه و استراتژی های مشخصی دارد که پیش از دستیابی به قدرت آن را به جامعه عرضه می کند همچنین فعالیتهای حزبی توام با رقابت است که این خود فرصتی برای شکوفایی استعدادها و توانمندی هاست. نگاهي كوتاه بر انتخابات پارلماني كشورهاي توسعه يافته و حتي در حال توسعه و تعداد كرسي هاي تصرف شده توسط احزاب مختلف به خوبي بيانگر اهميت احزاب در جوامع مدني و نقش آنها در توسعه سياسي و اقتصادي مي باشد.

بنابراین لازمه توسعه آن است که شهروندان و رای دهندگان در انتخابات به احزاب روی آورند. این مسئله قابل توجه نيز وجود دارد كه منتخبینی که بصورت مستقل نیز به مجلس راه پیدا خواهند کرد در نهایت جهت پیشبرد اهداف خود ناگزیر به همسو شدن با احزاب دیگر خواهند شد در غیر اینصورت با توجه به وزنه سبک مستقیلن در مجلس تنها نظاره گر خواهند بود.

البته باید بیان نمود که در حال حاضر احزاب کشور عملکرد مناسبی در رسیدگی به امور جامعه نداشته اند و همچنین به لحاظ حزبی در معنای واقعی آن دارای ساختار سازمان یافته قوی نمی باشند حتی در برخی موارد بعد از تعیین منتخبین شروع به عضو گیری می نمایند، ولی باید یادآور شد كه چنانچه این باور در احزاب بوجود آید که بقا و فنای خود را در آرای جامعه دیده برای حفظ بقای خود بالاجبار به سمت تغییرات بنیادی، جذب نخبگان و کارشناسان مجرب و بصورت کلی جلب نظر جامعه، حرکت خواهند کرد.

شاید در ابتدای راه بویژه در جوامع تک حزبی نتایج مثبتی حاصل نشود و حتی بازخورد منفی نیز در بر داشته باشد لیکن با گذشت زمان و به هر اندازه ای که جامعه مدنی قوی شود احزاب قدرتمندتری نیز شکل خواهند گرفت بنابراین تغییر الگوی انتخاباتی جامعه از آرای انفرادی به اعتماد به احزاب می تواند قدمی محکم در راستای ایجاد یک جامعه مدنی قوی باشد که لازمه توسعه سیاسی و اقتصادی است.

زیباست حکایت آن کهن سالی که در کودکی شوق تغییر دنیا را در سر می پروراند و می خواست دنیا را عوض کند، بزرگتر که شد و دید دنیا بزرگ است داعیه دار تغییر کشور شد، در نوجوانی نیز فهمید که  کشور خیلی بزرگ است و بهتر است شهرش را دگرگون سازد، لیک به دوران پر رمز و راز جوانی که رسید دریافت شهر نیز بزرگ است بهتر آنست که محله خود را تغییر دهد، در میانسالی از رویای تغییر محله گذشت و به خانواده رسید، و در گذار زمان به کهن سالی و آخر عمر که رسید با کوله باری از تجربه دریافت که می بایست از خود شروع می کرد و اگر تغییر را از خود آغاز می نمود، دنیا نیز در تفکر او تغییر می کرد و اینچنین می شد خانواده و محله و شهر و کشور …

 

از همین دسته:

(برای مشاهده تیتر ، نشانگر را یک ثانیه روی عکس نگه دارید)

2029226 5 (3) 139301281007414032546494

یک دیدگاه