تاریخ خبر: ۳۱ خرد ۱۳۹۵
نماد علمی و فرهنگی ایران باستان /به قلم علیداد برزویی

نماد علمی و فرهنگی ایران باستان /به قلم علیداد برزویی

نماد علمی و فرهنگی ایران باستان

هرملتی که از تاریخ کشورخود آگاهی نداشته باشد ناگزیر اشتباهات گذشته را تکرارخواهد کرد. «نهرو نخست وزیر فقد هند»

ایران با قلمرووسیع و دامنه گسترده در دنیای باستان با توانایی هایی که دربرخورد بادشمنان و متجاوزان به این آب وخاک داشته است ابتکارات وسلیقه هایی که درتنظیم ولایات وامورکشور داری ازخود نشان می داده، تسامح وتساهلی که سردمداران این کشور نسبت به اقوام وملت هایی که تحت نفوذ آنان بوده روا می داشته اند وآنان را در انجام و اجرای باورهای دینی و مذهبی خود آزاد می گذاشته اند. نظم ومقرراتی که درشئون مختف اداری ونظامی حکمفرما بوده، نهادها وتأسیساتی که اداره ی امور مملکت به آنها واگذارمی شده ومی بایست پاسخگودربرابر رییس کشورباشند وخلاصه هم آهنگی درپوشیدن لباس، ساختن خوراکی ها، داروها وطرزلباس پوشیدن وآموزش وتربیت افراد نشان دهنده ی دانش، بینش ونگرش بالای مردم این سرزمین ومردان برجسته ای است که سررشته ی امورکشور را در دست داشته اند.

به زبان دیگر، همه ی این ویژگی ها ازبنیاد استوارفرهنگی حکایت می کند که مبتنی برعلم و دانش ومعرفت در ایران باستان بوده است. بدرستی راز بقای قوام و دوام فرهنگ پربار مردم ایران زمین به گذشته ی بسیار دوری بر می گردد که کشورها، ایالات و ولایات متعددی با اقوام و نژادهای گوناگون تحت سلطه ی حکومتی این کشور باستانی بوده و با قوانین و مقررات خاصی که آبشخور آن حکایت ازخوی وخصلت انسانی ومردمی می کرده حکم می رانده است و ازطریق تعاملات اجتماعی و فرهنگی با مردم آن اقوام و ملت ها زمینه ی بنیاد استوار فرهنگ غنی و قویم ایران زمین را فراهم آورده اند.

این واقعیتی است انکارناپدیر که فرهنگ ها و تمدنهای بشری درطول تاریخ، تنها در پرتو آمیزش و داد وستدهایی که با هم داشته اند وتاثیروتاثری که از هم می پذیرفته اند، توانسته اند همچون درختی تناور و با شاخ و برگ های سبز و خرم به سیر تکاملی خود ادامه داده و دوام بیاورند.

بدیهی است دردنیای کنونی با توجه به پیشرفت تکنولوژی و دانش اطلاعات و ارتباطات، کشورها نمی توانند حصاری به دور خود کشیده و به منظورسالم نگهداشتن فرهنگ جامعه ی خویش از تعامل و برخورد آگاهانه وآزادانه با فرهنگ ملت های دیگردوری جویند. درچنین حالت ناممکنی است که فرهنگ ها دچا رکود و سکون، ناپویائی و پس افتادگی خواهند شد.

به منظور استواری وغنای بیشتر بنای فرهنگ جامعه می توان با حفظ میراث اجتماعی و اندوخته های مثبت ومفید فرهنگی و اصالت های معنوی و اخلاقی جامعه ی خویش با شناخت دقیق و دور از تقلید کورکورانه از مواد و مصالح مفید و همگون فرهنگ و تمدن ملت های دیگر استفاده نمود و بدینوسیله زمینه ی زایائی، پویائی و بالندگی فرهنگ را فراهم ساخت.

آثار نمادین به جا مانده از فرهنگ متعالی مردم ایران زمین با موقعیت ممتاز جغرافیایی، حکام مدبر و توانمند کشور و مردم هوشمند و میهن دوست این دیار ارتباطات اجتماعی و فرهنگی خویش با ملت ها و اقوام دیگر آن روزگار نشان از مختصات مورد اشاره دارد و راز ماندگاری آن در فراز و نشیب تاریخ طولانی حیات مردم این سامان همین ویژگی ها بوده است. به گونه ای که دامنه ی انتشار و اثرگذاری آثار علمی و فرهنگی آن نه تنها محدوده ی اقلیمی ـ حکومتی خویش را که عرصه ی فرهنگی و فکری دیگ اقوام و ملت ها ی همسایه را نیز درنوردیده است.

به منظور تائید و اثبات مطلب به نشانه هایی که ارتباط تنگاتنگ با موضوع مورد نظر دارد اشاره می کنیم:

نمادهای علمی و فرهنگی دوره هخامنشی

در دنیای امروزی وجود دانشگاه، دانشکده، کتابخانه و کتاب نشانه ی علاقمندی و گرایش جامعه به دانش اندوزی و توجه خاص به رونق بازار علم و پیشرفت فرهنگ می باشد. در گذشته های بسیار دور تاریخ کشورهای متمدن، همچون ایران ـ اگر چه نه به وسعت امروزی و نه به سبک و شیوه ی کنونی متناسب با زمان و امکانات و نیازهای آن روزگار ومیل وعلاقه ی خود را نسبت به دانش جویی وعلم اندوزی نشاده داده و در عمل اقدام به تأسیس وتشکیل نهادهای علمی و فرهنگی در رسیدن به این هدف می نموده است.

کتابخانه ها:

از کتاب خانه های معروفی که در عهد هخامنشی نام برده شده، کتابخانه درنبشت (گنج بهشت) در تخت جمشید و«گنج شاپیگان» یا «شیزیکان» جنب اتشکده «آذرگنشب» در آذربایجان و «اکرا» «AKRA» که نام محلی درهگمتانه «همدان» بوده می باشد که کتب واسناد ودفاترشاهی در آن ضبط می شده است. در کنارهر یک ازآتشکده ها کتابخانه های بزرگ و معتبر وجود داشته است که حکایت از علم دوستی ودانش جویی قشر روحانیون درآن زمان دارد.

زمانی که اسکندرمقدونی ایران را مورد تاخت وتاز خود قرار داد، دانش در اختیار روحانیون زرتشتی یعنی «مغان» قرارداشت وآتشکده ها محل کتابخانه ها بود. آنان کتابها را برروی پوست گاو می نوشته و در محل مخصوصی در آتشکده ها به ویژه دراستخر فارس و «گنج شاپیگان» در آذربایجان نگهداری می کردند.

کتب علمی درمجموعه اوستایی جای خود را داشت که می گویند روی ۱۲۰ هزار پوست گاو نوشته شده است. اسکندر علاوه برآتش زدن تخت جمشید دستورداد مطالب مربوط به نجوم و طب «از مجموعه اوستایی» ترجمه وبه یوانان بفرستند واصل این مجموعه را سوزاند.

(ص ۲۶۳، عباس قدیانی).

درحمله اسکندر به ایران، بسیاری از دانشمندان کشته شدند وبا انتقال منابع علمی از ایران به یونان زمینه شکوفائی علم در یونان فراهم آمد.

دانشکده ها :

پیش ازاینکه یونان تمدنی داشته باشد در بین النهرین و در ایران کنونی علوم مختلف از جمله پزشکی و دامپزشکی رواج داشته است.

دانشکده پزشکی «سائیس» درکنار معبد «نیت» که با پول خود داریوش وتوسط پزشک مصری ساخته شده از مراکزمهم فرهنگی جهان بوده است. در این دانشکده پزشک تربیت می شده و به تمام حوزه های امپراطوری اعزام می شده اند. ازدیگر دانشکده های دوره ی هخامنشی که ازکتاب مقام دانش در ایران باستان برگرفته شده است دانشکده های «بوسیپا» «آرشویی» و «میلیتس» می باشند.

(ص۲۷۶، همان منبع)

دکترعیسی صدیق درکتاب تاریخ فرهنگ خود می نویسد: « ایرانیان از زمان ثبت تاریخ خود برای دانش ارزش زیادی قائل بوده و از خداوند درخواست دانش و بینش می کرده اند».

«دریشت ها» سه هزارسال پیش از زردشت می گوید: «ای راست ترین علم مزدا «آفریده مقدس» اگر در پیش باشی منتظر من بمان و اگر در دنبال باشی خود را به من برسان».

دکتر رضا مصطفوی سبزواری می نویسد: تاثیر ایرانیان در تکوین و تکمیل و فرهنگ سرزمین اسلامی منحصر به دانش های طب، ریاضی، نجوم و … نیست بلکه آنان در همه ی علوم رایج و قرون اولیه اسلامی تاثیر بنیادی داشتند و به حقیقت باید گفت که بنیاد فلسفه ی اسلامی مرهون و مدیون پیشرفت ایرانیان در پیش از اسلام و دوره ساسانی است.

(ص۲۶۹،تاثیر فرهنگ ایران در جهان ـ عباس قدیانی).

دانشگاه و کتابخانه جندی شاپور

واژه ی ترکیبی جندی شاپور (گندی شاپور) در تاریخ کهن ایران زمین و دوران اسلامی نامی آشنا بوده و به شهری گفته می شده در خوزستان (شمال اهواز کنونی) بین شهر شوشتر و خرابه های شوش، با کشتزارهای زیبا، باغ های سرسبز و جوی های روان که در دوره ی ساسانیان یکی از مراکز علمی و فرهنگی شرق به شمار می آمده و شهرتش به خاطر آموزشگاه (به اصطلاح امروزی دانشگاه یا دانشکده) کتابخانه و بیمارستانی بوده که در آن شهر احداث شده بوده است. اهمیت علمی آن در حدی بوده که بزرگان علم و دانش از هر قوم و نژاد بدون مانع و محدودیت در طلب دانش و آموزش به آن روی می¬آورده اند.

آوازه و شهرت جندی شاپور بیشتر در زمان شاپور اول دومین پادشاه ساسانیان بوده. زیرا گفته می شود وی با استقرار اسیران رومی در این ناحیه همچون پادشاهان گذشته ی ایران که از اسیران و نیروی کار وهنرآنان در امورکشاورزی و فنی استفاده می کردند از آنان در آبادی و پیشرفت جندی شاپور استفاده نمود.

(دکتر محمدی ملایری، فرهنگ ایرانی، ص۲۳۰).

علت نامگذاری: برخی از پژوهشگران تاریخ نام جندی شاور را شکل عربی و کوتاه شده ی نام اصلی شهر (وِه اندیشاپور) دانسته اند. یعنی شهر (بهتر از انطاکیه شاپور).

همزه اصفهانی و طبری و برخی ازنویسندگان نوشته اند که وقتی شاپور اول شهر انطاکیه در آسیای صغیر (ترکیه فعلی) را فتح نمود. چون از زیبایی آن شهر خوشش آمد در بازگشت به ایران فرمان ساختن شهری همچون انطاکیه را صادر کرد و نام آن را (وِه انیوشاپور) یعنی شهر (بهتر از انطاکیه شاپور) نامید.

(همان منبع، ص۲۳۰)

در آن روزگار «انطاکیه» را در زبان فارسی «اندیو» می خواندند.

نیم قرن بعد، جندی شاپوردرزمان شاپوردوم پایتخت دولت ساسانی گردید واهمیت آن بیش از پیش بالا گرفت ودرهمین شهربود که «مانی» بنیانگذارمذهب «مانوی» کشته شد وسر اورا دریکی از دروازه های شهر آویختند ودردوره اسلام این دورازه به «باب مانی» معروف بود.

(۲۳۱، همان منبع).

برخی معتقدند که دوره ی طلائی جندی شاپورومرکز علمی آن به دوره ی ی نهضت فرهنگی برمی گردد که درعهد انوشیروان اتفاق افتاده. زیرا او هم به رونق بازار علم ودانش علاقه مند بود و هم می خواست با گردآوردن دانشمندان و پزشکان کاردان و لایق زمینه ی شکوه و اهمیت دربار و کشور خود را فراهم ساخته و افزایش دهد.

(همان منبع، ۲۳۳)

بعضی ها چون «سارتن» بر این باورند که بنیاد آموزشگاه علمی جندی شاپور پیش از قرن پنجم و حتی پیش از قرن چهام میلادی گذاشته شده و اگر احتمال «براون» بر اینکه «تیودوسیوس» پزشک شاپور دوم در این شهراقامات داشته درست باشد، این شهر در اوائل قرن چهارم مرکز پزشکان بوده است.

(ص۲۳۲، همان منبع).

انوشیروان گام هائی در طبقه بندی اجتماعی و تربیت و تنظیم طبقه پزشکان و تشکیلات داخلی آنان برداشت و آنان به عنوان یک طبقه خاص در کنار سایر طبقات اجتماعی از نظم و آئین ویژه برخوردار شدند و رئیس آنان که دانشمندترین آنان نیز بود با عنوان «دُرست بَد» هم پزشک مخصوص شاه بود و هم ریاست دانشگاه را بر عهده داشت.

(همان منبع،ص۲۳۲).

به هر صورت موسسه ی آموزشی و بیمارستان جندی شاپور در روزگار انوشیروان از آن چنان رونق و اعتباری برخوردار بود که در زمان هجوم اعراب و دوره فترت بدون اینکه اهمیت خود را از دست بدهد الگویی برای تأسیس بیمارستان بغداد و بیت الحکمه قرار گرفت و پزشکان آن به خدمت در این راه همت گذاشتند و خدمات ارزنده ای برای پیشرفت آن تأسیسات انجام دادند و نیز بسیاری از آثار فرهنگی و علمی جندی شاپور که در دوره آشوب و آتش زدن آثار نوشتاری توسط قوم مهاجم در امان مانده بود به دست علمای اسلام رسید و مورد استفاده آنان قرار گرفت.

این مسأله و تاثیر برخورد و پیوند فرهنگ های دیگر در آن روزگار موجب شد شالوده ی فرهنگ و تمدن اسلامی با ارزش ها و هنجارهای نویی که از قرآن کریم نشأت گرفته شده بود و در دوره پیامبراکرم (ص) قوام یافته و متجلی شده بود با ظرفیت و بلوغی فراتر از زمان خود به شکوفایی برسد و بعد از آن بزرگوار در گستره وسیع تری از زادگاه خویش نفوذ یافته و به شکوفایی برسد.

 

از همین دسته:

(برای مشاهده تیتر ، نشانگر را یک ثانیه روی عکس نگه دارید)

IMG_0562 5 (3) image_13940821480984 139302100918241292642444

یک دیدگاه