تاریخ خبر: ۰۹ تیر ۱۳۹۵
آخرین سیاه چادر

آخرین سیاه چادر

آخرین سیاه چادر

نقش آفرینی زنان عشیره ای در قوام و پایداری بنیان خانواده درجوامع سنتی

قدم خیر کیست؟

درچه برهه ای به دنیا آمد یا به اصطلاح پدید شد؟

اوچه کار کرده بود که زنان دیگر نکرده بودند؟

وی به کدام طایفه وقبیله وتیره وابسته بود؟

چگونه زندگی کرد وسرانجام چگونه مرد؟

اینها وده ها سوال دیگردرطول یک قرن اخیرهرگاه به مناسبتی نام قدم خیربه میان آمده مطرح بوده است. بسیارکسان فقط ازاو نامی شنیده اند. بدون اینکه ازکم وکیف داستان این زن لرستانی اطلاع داشته باشند.

اصولا گستره مطالعات مردم شناسی درقالب های میان رشته ای ، عاملی برای تحلیل رویکردهای مختلف ازمنظره های گوناگون است وتوسعه مطالعات اجتماعی با رویکرد های اسلامی وملی وعشیره ای یکی ازموارد پژوهش های میان رشته ای است که در حال گسترش می باشد. هرچند می شود گفت تحقیق و پژوهش درچنین مسائلی سخت تر وپیچیده ترازسایر مطالعات میان رشته درحوزه های دیگراست که گاه به دلیل عدم دستیابی به مدارک، اسناد و کمبود عکس ها صرفا متکی به نقل قول هایی که گاه مناط اعتبارنمی تواند باشد، کارتحقیق را ازوجاهت واقعی خود تا حدودی دورمی کند.

اگر امروزقرار باشد سرگذشت ورخدادهای زندگی افرادی نظیرقدم خیرشکل رسانه ای وتصویری بگیرد واین فرصت را پیدا کند که در نظر گاه وتامین اندیشه و قضاوت آگاهان واقع شود، درصورت تایید می تواند پل ارتباطی وموضوعی کارهای مشابه آن بوده و به تبع استقبال همگانی را به دنبال داشته باشد وخلاف آن نیز وازدگی ویاس وبدبینی خاص خواهد بود که از این امر ناشی می شود.

معمولا ابعاد رسانه و امکانات رسانه برای بازنمایی قدرت های نهفته درآن است. این ابعاد همان کارکردهای رسانه بوده که می تواند شامل ابعاد اطلاع رسانی ، آموزشی، هنری، تفریحی باشد.

ابعاد رسانه یا کارکرد های رسانه، تابعی از عوامل مختلف از قبیل سازمان رسانه ای فیلمسازی مستند وتحلیلی، دانش رسانه ای، محدویت های رسانه ای، شناخت دغدغه های گاه دیداری نسبت به طرح مفاهیم هنری دررسانه و چگونگی معرفی مفاهیم رسانه ای ملی و قبیله ای و گونه های مختلف آن است. فیلمسازی متاثر ازساختار یک رویداد خاص درعمق جامعه پذیرش مردمی را به دنبال دارد.

هویت وماهیت ساخت فیلم ازفضاهای متنوع و مردم پسند گرچه خود یک مفهوم مستقل وابسته به رسانه است اما، دراینجا هم ماهیت هنر به مفهوم رسانه ای شدن آن بستگی دارد. این وضعیت، بازتاب شیوه تعامل این دوماهیت وهویت است که اولی، شان وشوکتی ملی، فرهنگی و دیگری اعتبار وشان هنری وارتباطی را در درون خود دارد. ساخت فیلم های تاریخی و گذرا از زندگی ایلیاتی ومعیشت شبانی گذشته ها با هویت شناسی قومی وپیوند آن با اصالت های مردمی پیام های گوناگون دارد. درحقیقت محتوای رسانه ای ونماد و نمود آن در قالب فیلم و تصویرسازی های خاص به جز آنچه که در زبان به معنای گسترده آن وجود دارد خط ارتباطی منظمی است که ما را با گذشته های پشت سر نهاده مربوط می سازد و اینجاست که محتوا با مخاطبان، زمان، مکان و غیره تناسب لازم را به دست می آورد.

باید گفت درباره هرامر و هرپدیده روایات وحکایات فراوانی وجود دارد. بزرگنمایی واغراق در باز گفت برخی مسائل، خصیصه ذاتی برخی ازآدم هاست و هرکس هم براساس ذهنیت های خود هرامری را با شاخ وبرگ های خود ساخته ای بزرگ می کند و ازشگفتی وتعجب مخاطب خود لذت می برد. گاه یک مطلب معمولی وپیش پا افتاده وقتی دست به دست می شود شکل و ماهیت اصلی خود را ازدست می دهد، به خصوص وقتی یکی ـ دونسل هم ازآن می گذرد در بطن ومتن اذهان عمومی به گونه ای جای می گیرد که بیرون کردنش به آسانی امکان پذیر نیست.

قدم خیر زنی است که قریب یکصد سال است به حوزه فرهنگ عامه، یا قومی وبه نوعی به ابیات بومی وموسیقی سنتی ومقامی مردم لرستان وابسته است. او زنی است متعلق به منطقه بالا گریوه وازطایفه قلاوند.

درباره قلاوندها، محققان مختلفی حرف زده اند ازجمله هانری فلید.

وی احتمال می دهد که این واژه یعنی قلاوند، قلاب وند بوده است ومردم آن درمحلی به نام قیلاب زندگی می کرده اند وپسوند (وند) را نیز به معنی طایفه وفرزند معرفی می کند وقلاوند را تخفیف یافته قیلاب با حذف (ی) می داند.

ریشه نژادی قلاوندها به نوعی به دیرکوندهای مهاجری که جدآنان به نام «دیرک» معروف بوده می رسد.

خان های قلاوند میرهای کرکی ومنگره هستند که به نام میرهای منگره معروفند و اولاد مرحوم میرعلی خان می باشند. شعب مختلفی هم به آنان وابسته است نظیر مهتاب وندها و شادانه وند و میرزاوند… خود دیرکوندها را هم به سه شاخه تقسیم می کنند، به نام های میرها وبهاروندها وهمینطور قلاوند.

قدم خیر دختر کدخدای معروف تیره قلاوند است به نام قندی که به گویش محلی و مختصریافته (قنی) شهرت داشته است. قدم خیرسومین دختر این کد خدا و همسرش که به نام جواهرخانم معروف بوده، می باشد. کسانی که پیش ترراجع به قدم خیر و زندگی وی تحقیق کرده اند وی را متولد سال ۱۲۷۸ هجری شمسی می دانند و درگذشتش را حدود سال۱۳۱۴ شمسی. برخی سن او را بین ۴۵ تا ۶۰ سال هم گفته و نوشته اند که با سال تولد و وفات وی همخوانی ندارد و بازتابع همان نقل قول هایی است که چندان مناط اعتبارنمی تواند باشد.

از دوران کودکی وحتی نوجوانی قدم خیراطلاع چندانی دست نیست وحتی عکس و تصویری که چهره او را به علاقمندان نشان دهد هم وجود ندارد، دلیلش هم روشن است . در زمان قدم خیر و دوران زندگی وی صنعت عکاسی بوده و رونق هم داشته است، متنهی به دلیل محدویت وشرایط خاص محلی و نوع وابستگی ها وتعصبات ایلیاتی عکس گرفتن از زنان معمول نبوده است. تنها در سفر نامه مادام فریا استارک بانوی جهانگرد انگلیسی عکسی از زنی که به نام عروس قلعه کفراج منطقه دلفان از آن نام برده اند، دیده می شود.

حتی در دوران قاجار کسی حق نداشت از زنان حرمسرای ناصری عکس بگیرد. خود ناصر الدین شاه که صنعت عکاسی را ازعبداله خان قاجارعکاس دربار ناصری آموخته بود چند عکس از زنان حرمسرا نظیر انیس الدوله و امین اقدس وجیران و یک دو تن ازدخترانش مثل عصمت الدوله همسر دوستعلی خان معیرالممالک وافتخارالسلطنه و تاج السلطنه گرفته که بعد ازکشته شدنش در اداره بیوتات سلطنتی به دست آمد و مردم از آن طریق با برخی پردگیان حرمسرای ناصری آشنا شدند. به هر صورت، بعضی عکس ها وتصویرهای جعلی وساختگی اززنان کُرد را به اسم قدم خیر نشان داده اند که دور از واقعیت است.

به خاطره ای اشاره دارم.

حدود چهل سال پیش نگارنده درمجلسی ازمرحوم شهاب تیمور پورمعروف به ( ایلکه) از معمرین وسرشناسان لرستان و فرزند مرحوم میرتیمورکه در دورانی ازمشاوران و نزدیکان حسینعلی خان ابوقداره والی معروف پشتکوه ( ایلام) بود و آن زمان حدود نود سال داشت در ارتباط با گذشته های پشت سر نهاده و درعین حال پر ماجرا، از وی سوال کردم که یکی از آن سوالات درباره قدم خیروداستان های عجیب و غریب زندگی او بود که ورد زبان مردم بود.

آن مرحوم گفت:

«من دردوران جوانی و میانسالی به دفعات بین قلاوندها وبه دفعات میهمان کدخدا قنی پدرقدم خیر و برادرهایش بودم.

« قدم خیر آن زمان زنی بیست وپنج شش ساله نشان می داد که تازه ازشوهر اولی خود جدا شده و به پسر عمویش معروف به صفقلی شوهر کرده بود ویک یا دو بچه از وی داشت. قامتی بلند داشت با سربند وعمامه محلی و کلنجه و پیراهن بلندی که تا حدودی وضع ظاهری او را با زنان دیگر متفاوت نشان می داد. سر و زبان هم داشت و آمد و رفتش بین مردان عادی بود و ابایی نداشت. آن روزگار معیشت مردم از راه گله داری وکشاورزی بود و قدم خیرهم نظیر سایر زنان لر به مردان ایل و همسرش یعنی همان صفقلی یاد شده کمک دهنده بود.

چیزی که خیلی فراتر از زنان شاخص قوم لر داشته باشد من ندیدم و دیگران هم ندیده بودند. بعد ها که تصنیف قدم خیرساخته شد و ورد زبان ها گشت و با آب و تاب فراوان از آنچه که نبود سخن ها درخلال شعرها به زبان می آمد به معنی بزرگنمایی و اغراق که صفت بسیاری از مردم روزگار ما بود پی بردم».

مرحوم میرشهاب اضافه کرد که:

درسفری که بیست ـ سی سال پیش به عتبات عالیات داشتم. به خسروی، در مرز ایران وعراق که رسیدم وارد قهوه خانه ای شدیم که نهاری صرف کنیم. چشمم به تابلوی نقاشی بزرگی افتاد از زنی که با لباس محلی درحالی که تفنگی دردست داشت و قطارفشنگ به کمرش بسته بود و زیرتابلو نوشته بود قدم خیرلرستانی.

دونفر کُرد که نزدیک ما بودند و درحال غذا خوردن با هم صحبت می کردند، به گونه ای که من به راحتی می دیدم و می شنیدم که یکی از آندو به دوستش می گفت؛ این زن قدم خیرلرستانی است که می گویند یک تنه سرپانصد نفر مرد را بریده است…

من مانده بودم و درحالی که در دل می خندیدم و به دوستان همراهم نیز قضیه را می گفتم و به سادگی و زود باوری انسانهای روزگار خود فکر می کردیم که چگونه بدون تحقیق و بررسی و دستیابی به واقعیت های موجود از خود داستان و افسانه می سازند و تحویل خلق الله می دهند».

بعد ها مرحوم فتح اله خان پورسر تیپ نماینده ادوار پیش مردم لرستان درمجلس نیز که به دفعات قدم خیر را ازنزدیک دیده بود نظیرصحبت های مرحوم شهاب، حقایقی را بازگو کرد که به واقع تایید کننده مطالب میرشهاب بود و هردو دراین باره یک نظرویک نگاه داشتند.

به هرحال این دو مورد بیانگر واقعیتی است که انسانهای صادق وراستگویی که بیشتر به واقعیت ها وابسته اند، به دور از دامنه اغراق و بزرگنمایی هماره قضاوتی منصفانه ودور از هرشائبه ای دارند.

تصنیف قدم خیر چگونه ساخته شد

مرحوم فتح اله خان پورسرتیپ تعریف می کرد که فردی به نام «مراد بک» از ایل وتبارما سگوندهای عالیخانی که محل زندگیش ازنای ممیل یا ایمان آباد بود هر چند وقتی به خاطر وابستگی وداشتن اقوامی بین قلاوندها به حسینیه وبلارود و اندیمشک که درآن روزگار به نام صالح آباد معروف بود می رفت وچند مدتی آنجا می ماند. دریکی ازسفرها که قدم خیر را می بیند وچند شبی هم مهمان پدر اوکد خدا قنی است، دلبستگی خاصی به قدم خیرپیدا کرده وبا رجوع به کدخدا قنی پدرقدم خیر از اوخواستگاری می کند. کدخدا راضی است اما، وقتی مطلب را با دخترش که قدم خیر باشد درمیان می گذارد با جواب منفی وی مواجه و در نتیجه مراد بک مایوس وسرخورده به ازنا برمی گردد و مدتی بعدچند نفر ازنوازندگان و به اصطلاح آن روزمطربان محلی را دعوت کرده و ازآنها می خواهد که ابیاتی را که توصیف قدم خیراست بسازند ودرمحل پخش کنند.

شاید نیت اصلی مراد بک این بوده است که این ابیات به گوش قدم خیررسیده و از خرشیطان پیاده شده و با وی ازدواج کند که ظاهرا این دوا ودرمان هم اثری نداشته وقدم خیر به پسر عمویش صفقلی که ذکرش درمقدمه این مقاله آمد شوهرمی کند وداغ خود را بردل مراد بک می گذارد.

اما، ابیاتی که دراکثرآنها نام قدم خیر ذکر می شود. شعر یا بیت های چندان محکم و قابل قبولی نیستند و از نظر وزن وحالت با اشعار لری که بزرگانی چون میر نوروز و دیگران ساخته اند تفاوت واختلاف فاحش دارد. شاید ازده ها بیت که به اسم قدم خیرمشهور است بشود به زحمت تعدادی شعر قابل فهم و درعین حال تابع وزن وحال پیدا کرد. اما با این وجود مردم بالاگریوه وقلاوند ومیر و بعد ها بومیان خرم آباد وسایر نقاط به سرعت اشعار آنرا به حافظه سپرده و درهرمحفل ومجلسی به مناسبت یا بی مناسبت آنها را ذکر و درموارد بسیار از زبان و ساز نواخوانان محلی آنرا بازگو می کردند.

نگارنده هرگزبه وجه حماسه ای آن اعتقاد ندارم و درمقام قیاس با دایه دایه که تاحدودی از روح حماسه و نبرد وصحنه آرایی های بدیع برخوردار است اساس آنها را متفاوت می بینم و تفاوت فاحش دارد. کشش های موسیقیایی صوت وصدا همزاد آفرینش موجودات وکل هستی و ازجمله انسان است. واژه ها درقالب این صوت ونغمه ها، نغمه وترانه شده وخود وسیله ای برای بیان احساس وحال وهوای زندگی همراه با شادی یا اندوه می گردد.

ترانه را می توانیم همان تصنیف که معمول و مصطلح عام بوده است بنامیم، هر چند مرحوم استاد حسین ملاح در کتاب حافظ و موسیقی تالیف خود، واژه ترانه را به معنای آواز و آوازخوانی و آهنگ سازی می داند و مثال می زند و به این شعر تکیه می کند.

مطرب بیا بلند کن امشب ترانه را

آتش فکن زشعله آواز ، خانه را

ادامه دارد……

 

از همین دسته:

(برای مشاهده تیتر ، نشانگر را یک ثانیه روی عکس نگه دارید)

entekhabat 139302100918241292642444 13940906162000586592824 bam

یک دیدگاه