تاریخ خبر: ۰۹ تیر ۱۳۹۵
خاور میانه گهواره تمدن

خاور میانه گهواره تمدن

خاور میانه گهواره تمدن

با توجه به اینکه می دانیم خاورمیانه قبل ازشکل گیری تمدن، صدها هزارسال پیش ازآنهم سکونتگاه انسانهایی بوده که ازطریق ماهیگیری وشکارو… روزگارمی گذرانیده اند اما شکل گیری تمدن خاورمیانه با قوم سومرشروع شده که بعد ازآن سایراقوام، گروه ها ونژادهای گوناگون هم به این تمدن وارد شده و باعث گسترش آن شدند.

ازمهمترین آنها می توان اکدها (سامیان) اجداد قوم یهود وعرب، آشوریان، آموریان، کنعانیان، فلسطینیان، فینیقیها، کارتاژها، مصریها، آریایی ها، کاسیت ها، مادها، زاکارتیها، عیلامیان ، هیستی ها، هوریها، هیستانیها ودهها قوم ونژاد دیگرکه درمجموع خاورمیانه را به گلستانی ازنژادها، اقوام وطوایف گوناگون تبدیل کرده بود.

هرکدام ازاین اقوام، طوایف ونژادها دارای زبان ولهجه و فرهنگ دین، مذهب، رسم و رسوم خاص بودند که طی هزاران سال نیازهای اقتصادی، جغرافیایی، نژادی، قومی، وفرهنگی آنان را برآورده کرده بود وبه عبارتی این رسم ورسوم، جشنها ومراسم های دینی ومذهبی وغیره باعث می شد تا ازیک طرف خستگی حاصل از کار وتلاش روزانه را برطرف نمایند وازطرف دیگر باعث گردهمایی ها واتحاد وازهمه مهمترتبادل فرهنگی وپیشرفت های اقتصادی بین آنها می شد.

بنابراین قلم زدن درباره تمدن خاورمیانه یا به عبارتی این گهواره تمدن به منزله گرفتن یک تخته پاره دراقیانوس وشنا کردن درآن برای رسیدن به ساحل است چرا که حجم کلی کارهایی که در تمام زمینه های هنری، فرهنگی، علمی، نظامی، کشاورزی، صنعتی، معماری، اخلاقی، دینی، مذهبی، اقتصادی و… صورت گرفته تا توانسته این تمدن را ازمرحله توحش (نوزادی) به مرحله بلوغ (تمدن) برساند به قدری زیاد است که هیچکس قادرنیست به آنها بپردازد.

خلاصه کردن بیش ازده هزارسال کار، تلاش، کوشش، نوآوری، اختراع، خلاقیت، اکتشاف، رنجها، شادیها، جشنها و جنگهایی که این تمدن را بوجود آورده دریک مقاله کوتاه به منزله نادیده گرفتن حق میلیونها نابغه ودانشمند، هزاران پیامبر و پادشاه وفرمانده، تریلیونها صنعتگر، بازرگان، بنا، معمار، هنرمند، کارگر، برده، زن، مرد، کودک وعوامل دست اندرکارساخت این تمدن است.

به همین خاطر ماهم چاره ای نداریم جزاینکه مانند ویل دورانت مورخ بزرگ، این همه حجم عظیم کارانجام شده را دریک عبارت کوتاه(گهواره تمدن) خلاصه کرده وجز ذکر نام تعداد اندکی ازبقیه گهواره جنبانان این تمدن صرفنظرکنیم.

حال سوال این است که به عنوان ساکنین خاورمیانه یا به عبارتی این میراث داران گهواره تمدن چه باید بکنیم؟

آیا باید به آن گذشته باشکوه ودوران طلایی افتخارکنیم که این ما بودیم که خط وچرخ را اختراع کردیم واولین روستاها، شهرها، کشورها، امپراطوری ها را بنا نهادیم؟

این ما بودیم که توانستیم بناهایی به عظمت اهرام مصر، ابوالهول، معابد وپرستشگاه های باشکوه ، مجسمه های سنگی وفلزی فراعنه درمصر، تخت جمشید و ایوان مدائن، برج بابل، باغ های معلق، زیگوراتهای شوش و… نقش برجسته وکنده کاریهای کوه های ایران و… را خلق کنیم؟

این ما بودیم که هزاران پیامبر، متفکر، اندیشمند توانستند با استفاده ازفرشته آزادی بیان، پیام هایشان را به گوش مردم برسانند وادیانی چون مهرپرستی، زرتشتی، مانوی، مزدکی، یهودیت، مسیحیت واسلام را به جهان عرضه کنیم بطوری که امروزه سایه این مذاهب و ادیان به طورمستقیم وغیرمستقیم برنیمی ازجهان حکمرانی می کنند؟

این ما بودیم که زیبا ترین وهنرمندانه ترین زیورآلات، مجسمه ها وصنعت مفرغ را درلرستان وسایر نقاط خاورمیانه پدیدآوردیم که امروزه نه تنها زینت بخش موزه های جهان که منبع درآمد آنهاست؟ این ما بودیم که زنان را به مقام خدائی درآسمان (الهه ایشتار) وملکه بودن درزمین (ملکه صبا، کلتوپاتر، پوراندخت ) رساندیم وحتی حضرت خدیجه (س) جلوه زن کامل مسیر تاریخ شد که دردامان او اسوه ها والگوهای بزرگ انسانی پرورش یافتند؟ این ما بودیم که انسان را ازمرحله توحش به تمدن رهنمون کردیم حال چه باید کرد؟

باید به این گذشته با شکوه ودوران طلایی خود که من به علت نداشتن اطلاعات وآگاهی کافی ووقت وحوصله این مقاله هزاران مورد دیگررا نادیده گرفته ام افتخارکنیم یا افسوس بخوریم؟

به نظر نگارنده در هر دوصورت نتیجه یکسان است. یعنی با افتخارکردن وافسوس خوردن مشکلی برای ما حاصل نمی شود. به نظرمن بهترین راه حل این است که به طبیعت مراجعه کنیم چرا که طبیعت به ما می گوید که قانون حاکم برطبیعت قانون علت ومعلول است. یعنی هرپدیده (معلول) باید علتی داشته باشد. حال اگرما بتوانیم علت انحطاط این تمدن بزرگ را دریابیم می توانیم درهمان مسیرگام برداریم که اجدادمان با دست خالی واندامی برهنه از جنگل ها وغارها وارد میدان شدند وبا استفاده ازنیروی فکر، اراده ، نوآوری ، خلاقیت ، کار، تلاش، کوشش تحمل رنجها وسختی ها و در نهایت ایمان، خشت خشت این تمدن بزرگ وباشکوه را برروی هم نهادند و آنرا برای ما به یادگارگذاشتند.

حال ما می توانیم با استفاده ازآن میراث گرانبها ازیک طرف وتکنولوژی وعلم ودانش امروزی بهره گرفته و راه آنها را خیلی راحت تر وسریعتر ادامه دهیم وروح خسته ودرمانده آنها را که ما فرزندان آنها باشیم شاد کنیم و دین خود را نه به آنها که به تمدن بشری وخودمان ادا کنیم، چرا که این ما هستیم که ازآن بهره مند می شویم. در غیراینصورت مجبوریم به حکم قانون طبیعت چون جغدها بر ویرانه های این تمدن باشکوه آوازشوم مرگ ونابودی سردهیم و خود را برای نه زندگی که همزیستی با شپشها وسایرجانوران آماده کنیم. انتخاب با ماست.

البته همانطور که می دانیم خاورمیانه نه ازشش هفت هزارسال پیش که ازصدها هزارسال پیش سکونتگاه انسانها بوده اما، چرا، تاریخ این تمدن را ازشش هفت هزارسال پیش به حساب می آوریم ومورد بررسی قرارمی دهیم؟ زیرا انسانها ازاین زمان به بعد توانسته اند تولیدات اقتصادی، فرهنگی، هنری، علمی و غیره داشته باشند. به عبارتی این (تولید است که باعث تفاوت انسان از سایر جانداران می شود تا زمانی که انسانها نتوانسته بودند روستاها وشهرها را پدید آورند، محصولات کشاورزی تولید کنند و دریک کلمه (تولید) داشته باشند با سایر جانداران فرقی نداشته اند. به عبارت دیگرتاریخ مساوی است با تولید.

امروزهم هرفرد یا جامعه ای که تولید نداشته باشد درردیف بی مصرف هاست چرا که موجودات دیگر برای نداشتن پیشرفت، علت(گواهینامه) دارند زیرا ساختمان بدنی آنها این اجازه را به آنها نمی دهد گرچه با اینحال بسیاری ازآنها ازجمله زنبوران عسل، درحد خودشان بهترین تولید را دارند درحالی که بسیاری ازانسان ها فقط موجوداتی مصرف کننده هستند.

از آنجا که نسل جدید چندان آشنایی با گهواره وشکل وشمایل وکاربرد آن ندارند شاید بد نباشد توضیحی دراین باره داده شود. گهواره عبارت بود از یک جعبه کوچک چوبی یا فلزی یا پارچه ای روباز که نوزادان را درآن می گذاشتند و با جنباندن آن نوزادان احساس آرامش کرده به خواب می رفتند و رشد می کردند و برای ورود به دوران بلوغ و تکامل آماده می شدند.

پیشنهاد می کنیم شهرداری در یکی از میادین یا ورودی شهرگهواره ای به صورت کار هنری نصب کند تا هم نمادی باشد از گهواره تمدن و هم قدردانی باشد از گذشتگان مان درلرستان که درجنباندن این گهواره از هیچ کوشش دریغ نکرده اند. شاهد این مدعا شاهکارهای هنرمندانه ای است که آنها در ساختن و پرداختن زیورآلات، مجسمه ها، جواهرات و مفرغ هایی که در گنج ها و گنجینه های اکتشافی در کاوش های باستان شناسی بدست آمده و خلق هزاران هزار آهنگ، شعر، ترانه و انواع ریتم ها و آلات موسیقی مورد استفاده از مراسم های سورو سوگ و سایر کارهای هنری، معماری بوده است.

چه خوب بود اگر حداقل در پایتخت های کشورهای خاورمیانه نمادی از گهواره را در یکی از میدان ها یا پارک ها می ساختند تا نسل های امروزی بدانند که:

پیش از من و تو بسیار، بودند ونقش بستند

دیوار زندگی را زینگونه یادگاران

این نغمه محبت بعد از من وتو مانَد

تا در زمانه باقیست آواز باد و باران

باید توجه داشته باشیم وقتی ازتمدن صحبت می کنیم باید بدانیم که تمدن دریک کلمه مساوی است با (تولید) یعتی تولید درهمه زمینه ها اعم از (اقتصادی، فرهنگی، هنری، سیاسی، اخلاقی، تکنولوژی و …)

و مهمترازهمه چیزباید بدانیم که طبق قانون طبیعت هرفرد یا جامعه یا دستگاه یا موجودی (جاندار)که تولید یا (تولید مثل) نداشته باشد محکوم به فناست مگر با فروش همه داشته هایش یا وطنش آنهم برای مدتی کوتاه.

 

از همین دسته:

(برای مشاهده تیتر ، نشانگر را یک ثانیه روی عکس نگه دارید)

8 (4) 139303201934033922966094 2112920 آقای چنگایی

یک دیدگاه