تاریخ خبر: ۱۹ آبا ۱۳۹۴
عطش و آتش

عطش و آتش

تیمور احمدوند
رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کس….
تجربه ثابت کرده است حافظه تاریخی بشرخیلی قوی نیست وبه راحتی پاره ای بدعت های غلط می توانند جایگزین حرکت های اصولی شوند واین بدعت ها طلیعه آفتی است که اگر برای رفع آن برنامه ریزی نشود شاهد چنان انحرافات اساسی درآئین ها وسنت های اجتماعی خواهیم بود که باید به جای میراث فرهنگی ازآن به عنوان ضد میراث فرهنگی یاد کنیم.
زندگی ابنای بشر ازآن زمان که درحافظه تاریخی اش به یاد می آورد، با فراز و فرودهای بسیاری همراه بوده است. فرازو فرودهایی که گاهی مسیرحرکت او را تغییر داده اند .این فراز وفرودها گاهی منشا اجتماعی داشته اند وگاه طبیعی و غیرارادی، یعنی گاهی متاثر از کیفیت حضور او درجامعه ای بوده وگاه اتفاقاتی مانند زلزله وسیل و باد و باران . لذا چنان تاثیری درزندگی اش گذاشته که منجربه ایجاد یا تقویت باوری در درون وی شده چنانکه او را در بستر جامعه وا دار به رفتاری خاص کرده است .رفتاری چنان مانا که درمسیر زمان، علت آنرا فراموش کرده و فقط می تواند ازآن به عنوان یک رویکرد فرهنگی یاد کند. یعنی رویکردی که میزان پایبندی به آن، پذیرش او را درجغرافیای مشترکش با دیگران مقبول تر می کند والبته عدم باورمندی وی به این دسته ازباورها ورفتارهای اجتماعی که مستقیما در کیفیت زیست او تاثیر ندارند، ممکن است موجب طرد وی ازطرف گروه اجتماعی یا پیدایش مشکلاتی برای او شود.
واین به گونه ای بوده است که گاهی می توانیم در صفحات تاریخ، تقلیدهای کور کورانه بشر و خروج او ازمسیر تعالی پیشرفت را شاهد باشیم؛ و البته در لایه های رسوب کرده همین تاریخ، بی نتیجه نخواهد بود اگر به دنبال رد و نشان آن دسته از انسان هایی بگردیم که تجلی روح پرسشگر و حقیقت جوی شان، آنها را وا داشته تا با آن دسته از رفتارها و کنش های اجتماعی که جنبه عمومی و اصطلاحا فرهنگی پیدا کرده اند، مقابله کنند. چرا که تشخیص داده اند این رفتار با آنچه خداوند برای تعالی سرنوشت بشر در نظر گرفته است ، منافات دارد؛ و البته که یا از اول خرافه ای بیش نبوده و یا درمسیرعاری از مولفه پویایی، مانا شده؛ و کهنگی اش موجب تحجر و عقب ماندگی اجتماعی بشر شده است.
پس می پذیریم که مانائی ازخصوصیات غیرقابل انکارشناسایی کنش های اجتماعی یا همان رفتارهای فرهنگی است. ولی همین فرهنگ ها اگر ازپویائی لازم برخوردار نباشند، نه تنها مفید نیست ،موجب عقب ماندگی جامعه یا امکان سوء استفاده اقلیتی ازاکثریت خواهدشد.
برای مثال موضوع پرستش که از اول دغدغه ذهن بشر بوده، ولی بارها درمسیرانتخاب آن دچارخطا شده است.
تا آنجا که درپاره ای موارد منجر به نابودی یک نسل شده ؛ والبته درهرجا که تجارب دیگران درانتخاب و پرستش موجود برترمورد مطالعه قرارگرفته، نتایج خوبی به دست آمده است. مانند آنچه حضرت ابراهیم (ع) تجربه می کند تا به نتیجه مطلوب برسد .
هرچند این ذهن حقیقت جو، او را به تحریک اقلیتی که منافع خود را درخطر می دیدند، توسط اکثریتی که راحت طلبی مانع تفکر درباره ماهیت علت پرستش بت ها بود به آتش افکند؛ ودست آخر بعد از نجات از آتش ، مطرود جامعه نمود.
ازآن روزگاران بیش ازچند هزارسال می گذرد و پاره ای ازاین فرهنگ ها را باد و باران وآفتاب ودیگر دستهای پنهان و آشکارزمان از بین برده ویا کمرنگ کرده اند. چنانکه بررسی کم وکیف بعضی ازآنها نیازمند اما و اگرهای مختلف است و در مواردی هم که پویائی لازم را داشته اند، ازمانائی مطلوب برخوردارند. هرچند در طول تاریخ دست به دست زمان شده اند تا درمکان منظور قراربگیرند.
و اما پدیده های فرهنگی مانند هرپدیده بشری دیگرهمانقدرکه زوال پذیر و قابل انحراف از مسیرمی باشند،قابلیت هدایت ومدیریت به سمت مسیرتعالی جامعه را دارند. برای مثال یکی از شیوه های عزاداری دردامنه های زاگرس میانی را مورد بررسی اجمالی قرارمی دهیم.
هر ساله درایام محرم، خصوصا دهه اول، با شیوه های مختلف عزاداری سالار و سرورشهیدان امام حسین ( ع) بر پا می شود که شامل انواع روضه خوانیها و نوحه سرائی ها و تعزیه می باشد. ولی منحصر به فردترین آنها، آئین چمر و مراسم گل مالی است که بطوراعم در مرکز استان ( شهر خرم آباد) و توابع وبعضا با اندکی تغییردردیگر مناطق دیده می شود.
در این مراسم که البته مشابه آن ازقدیم الایام درسوگ بزرگان و عزیزان هر قوم برگزار می شود افراد سیاهپوش درحالیکه تمام بدن ولباسهای خود را را به گل آغشته می کنند به صورت دسته جات چند هزار نفری درحالیکه نوائی بسیارحزن انگیز پرسوز سرنا ودهل توسط نوازندگان محلی آنها را همراهی می کند در معابر وخیابانهای شهرعبور می کنند. تاثیر این مراسم چنان است که هر بیننده ای که حتی ذره ای پیوند عاطفی واطلاع از اتفاق نداشته باشد متوجه غم واندوه افراد شده و ناخواسته درگریه و مویه با آنها همراه می شود….
البته در مراسم روزعاشورا که از قداست خاصی برخوردار است خاک با آب و گلاب گل می شود چرا که باید همه چیز یاد آور خورشیدی باشد که بر نیزه گُل کرده است.
ولی چرا افراد ازاین شیوه برای ابراز احساسات خودشان استفاده می کنند؟! اینهمه تفاوت در سلیقه ازکجا نشات می گیرد؟
وجود پاره ای ازآثارمفرغی، ابنیه وغارنگاری های باستانی درکنار کشف گورهایی با قدمت بیش از دوهزارسال مبین پیدایش زندگی دراین منطقه از دنیا می باشد. زندگی مدنی که سیر تکامل آن به وضوح قابل بررسی است.
از این گذشته مقایسه پاره ای اصطلاحات موجود درلهجه های مختلف گویش لری نشان از آن دارد که عوامل فرسایشی در گذر زمان موفق به ممانعت ازمانایی فرهنگی این منطقه نشده وجریان های فرهنگی ایران باستان درمناطقی ازاین دست پویا و مانا درجریان است. فقط به تبعیت از پاره ای تحولات اجتماعی، جغرافیای فرهنگی نیز دستخوش اندک تغییراتی شده که بیشتر پیش برنده بوده اند تا باز دارنده و این خود از اشکال مختلف گویای مؤلفه های فرهنگی این مرز و بوم از ادبیات گرفته تا موسیقی کاملا مشهود است .
واما، موضوع گل،نظربعضی دیرینه شناسان که معتقدند مراسم گل گیری توسط انسانها برمی گردد به حوالی دوره غارنشینی وچون کسی از آنها به مرگ طبیعی از دنیا می رفت چنانکه عامل مرگ حیوانات درنده و یا بلایا و اتفاقات طبیعی نبوده برای درامان ماندن از دست این عامل مرموز خود را به گل آغشته می کردند تا در صورت حضور عامل مرگ آنها با این عملیات استتاردرامان بمانند ولی ازآنجا که این عمل توام با ازدست دادن یکی از افراد جامعه کوچک آن زمان بود کم کم رنگ و بوی عزاداری به خود گرفت ورفته رفته وقتی کسی یا کسانی خود را گل آلود می کرده ناخود آگاه تداعی کننده تجربه تلخ مرگ برای همه بودو تلخی قطع وابستگی های زندگی قبل از مرگ که موجب ایجاد حس مشترکی در آنها می شد چنانکه کم کم افراد برای بروز نهایت احساس تالم خود و همراهی دیگران در این موضوع از آن به عنوان یک نشانه استفاده کردند و اما این همه درطول سالیان بسیار صورت گرفت وذهن هوشمند بشرکم کم آنرا مدیریت کرد تا جائی که به یک رسم و آئین تبدیل شد.
البته درپاره ای منابع اسطوره ای ردی از اختصاص روزی برای پاسداشت و تعزیت سیاوش درایران قابل تعقیب است با این مضمون که اگر چه در داغ عزیزان و بزرگان هر طایفه یا خانواده ای بعضا به تناسب جایگاه فرد تعدادی کم یا زیاد اقدام به این کار می کرده اند ولی در روز خاصی همه افرادی که دارای کیش و آئین خاصی بوده اند به همراه هم مراسم و آئین عزا را با تهیه گل و آغشته کردن تمام سرو بدن به آن به جا می آورده اند.
ولی اوج شکوه موضوع وقتی است که مردم حقیقت جو جایگزینی برای جایگاه همه اسطوره های خود که نماد حق طلبی و مظلومیت بوده اند پیدا می کنند.
کسی که هم ویژگی های یک انسان کامل زمینی را داشته وهم ویژگی های معنوی که مختص مقربان درگاه خداونداست.
یعنی کسی که هم واقعیت داشته باشد و هم حقیقت چرا که اساطیر غالبا اگر هم رو به سوی حقیقت داشته اند در واقعی بودنشان باید به دیده ی تردید نگریست چرا که اصولا اساطیر همان اتوپیای ذهنی جامعه برای رهایی از مشکلات توسط ابر قهرمان است .
بله، با پیدایش اسلام و گرایش افراد به دین مبین اسلام و ترویج فرهنگ عدالت خواهی و شهادت طلبی در راه رسیدن به حقیقت بعد از فاجعه کربلا درد و دغدغه مشترک این افراد که دارای سابقه ای چنین بودند می شود امام حسین (ع) و موضوع عاشورا.تا این مرتبه مردم زیر علم کسی سینه بزنند و در گل بیفتند که تجربه ملموس و قابل تکراریست بر کسی پوشیده نیست ،اساطیر اگر چه در بین ملل باور پذیرند ولی یکی از ویژگی های اصلی آنها غیر قابل تجربه بودنشان است.
چنانکه هرساله درروزعاشورا جمعیت چند صد هزارنفری در یک مراسم وآئین مشترک بعد از طلوع آفتاب خود را درحوضچه های گلی که از قبل آماده کرده اند به گل آغشته می کنند و سپس درمعابر وخیابان ها رفته و نوحه سرائی می کنند. ازکارهای فرهنگی زیبائی که بعد از انقلاب به این مراسم خاص اضافه شد حضور این سینه زنان در منزل شهدای محل و افراد خوشنامی است که به مروت وجوانمردی شهره بوده اند.
و به نوعی پیروان مرام ومسلک عاشورائیان.
جا دارد که برای صیانت ازاین میراث فرهنگی که از پویایی و مانائی لازم برخوردار است آنرا با هیچ مراسم دیگری در دنیا مقایسه نکنیم زیرا بازمی گوییم منحصر به فرد است، تا با پاره ای موارد آسیب زا وخرده فرهنگ های وارداتی دیگر کشورها که درسایه سهل انگاری و ساده پنداری دراذهان کم حوصله و راحت طلب افواه عمومی درحال رسوب و شکل گیری است مقابله شود. ازآثار مخرب این دست برنامه ها می توان به بدعت هایی که جدیدا دراجرای موسیقی های آئینی دارد باب می شود یا در اشعار و نوحه ها اشاره کرد یا دراین راستا به رفتارهای نامناسبی مانند گل اندود کردن خودروها به گونه ای که جز شیشه جلو باقی چنان آغشته گل می شود که قابل شناسایی نیست و این خود به معنی زیرپا گذاشتن قانون است یا پشت نویسی ونقاشی خودروها با اشعار و جملات سخیفی مانند: یزید دلخورتم… یزید گوش بل و…
با ترویج فرهنگ عدالت خواهی و شهادت طلبی در راه رسیدن به حقیقت بعد از فاجعه کربلا درد و دغدغه مشترک این افراد که دارای سابقه ای چنین بودند می شود امام حسین (ع) و موضوع عاشورا.تا این مرتبه مردم زیر علم کسی سینه بزنند و در گل بیفتند که تجربه ملموس و قابل تکراریست بر کسی پوشیده نیست ،اساطیر اگر چه در بین ملل باور پذیرند ولی یکی از ویژگی های اصلی آنها غیر قابل تجربه بودنشان است.
چنانکه هرساله درروزعاشورا جمعیت چند صد هزارنفری در یک مراسم وآئین مشترک بعد از طلوع آفتاب خود را درحوضچه های گلی که از قبل آماده کرده اند به گل آغشته می کنند و سپس درمعابر وخیابان ها رفته و نوحه سرائی می کنند

از همین دسته:

(برای مشاهده تیتر ، نشانگر را یک ثانیه روی عکس نگه دارید)

13940510171449525794484 6 (6) image image

یک دیدگاه