تاریخ خبر: ۱۹ آبا ۱۳۹۴
حس رفتن

حس رفتن

محسن زیدعلی
سرا پا پرازحس رفتن شدی
شبیه ی همان بغض پنهانی ات
تمام وجودم پر ازعشق توست
بیا قاب سرد من ارزانی ات
مرا بی تو هرگز نباشد شبی
اگردل به آغوش تن داده ای
دلیل شکستن تو بودی نه من
چه حس غریبی به من داده ای
برایت نوشتم غمی از دلم
به روی دوچشمی که باریده شد
توتنهایی ومن که تنها ترم
همین باعث اشک هردیده شد
بگو ازچه می نالی ای قلب من
درونی که ازدرد وآلودگی ست
چنین خیره ماندن به قاب تو باز
تلاشی پرازرنج بیهودگی ست

از همین دسته:

(برای مشاهده تیتر ، نشانگر را یک ثانیه روی عکس نگه دارید)

6 (3) 5 (2) 5 (7)

یک دیدگاه