تاریخ خبر: ۱۲ اسف ۱۳۹۵
باورم نمی‌شد ‌به دیدار رهبر انقلاب مشرف می‌شویم

باورم نمی‌شد ‌به دیدار رهبر انقلاب مشرف می‌شویم

دیدن حضرت آقا لحظه‌شماری می‌کردم و گاهی نیز تصویر می‌کردم که خواب می‌بینم، دیدار مقام معظم رهبری برایم معجزه بود.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از خرم‌آباد، برگزیده شدن “سیده زهرا موسوی” فرزند شهیده زنده لرستان در نخستین جشنواره طرح ملی ایثار بابی شد تا آرزوی زهرا و مادرش بار دیگر برآورده شود و به‌صورت غیرمنتظره به دیدار مقام معظم رهبری مشرف شوند، دیداری که برایشان باورنکردنی بود و هرلحظه بافکر کردن به آن خود می‌بالیدند.

سیدنورخدا موسوی جانباز صددرصد لرستانی حدود ۹ سال پیش در درگیری با گروهک تروریستی ریگی در منطقه لار به فیض جانبازی نائل آمد و اکنون پس از گذشت سال‌ها همچنان در کما به سر می‌برد و وجود او در منزل قوت قلبی برای فرزندانش زهرا و محمد شده است، فرزندانی که در کنار تخت پدر قد کشیدند و سال‌ها آرزوی لبخند پدرشان را در چشمانشان قاب کردند.

دیدار با امام خامنه ای برایم همانند معجزه بود

کبری حافظی همسر شهید زنده لرستانی در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم در خرم‌آباد از دیدار خود و دخترش با مقام معظم رهبری می‌گوید، دیداری که برایش مثل معجزه می‌ماند و هرلحظه برای رخ دادن آن به خود مفتخر می‌شود.

وی می‌گوید: دخترم سیده زهرا در جشنواره طرح ملی ایثار مقام نخست را کسب کرد و برای حضور در این جشنواره راهی تهران شدیم و پس از پایان مراسم برای برگشت به شهرمان داخل ماشین نشسته بودیم که یک نفر صدا زد ماشین خانم موسوی بماند، وقتی رسید گفت شما تقاضای دیدار با حضرت آقا را دادید؟ شوکه شده بودم نمی‌دانستم منظورش درخواست چهار سال پیش است فکر می‌کردم اشتباه شده زبانم بندآمده بود و با بهت گفتم آری!

انتظار برای دیدار با مقام معظم رهبری

همسر شهید زنده لرستانی می‌افزاید: نماینده بنیاد شهید سپس گفت بمانید سردار انصاری قائم‌مقام بنیاد شهید می‌خواهد شما و زهرا را به دیدار مقام معظم رهبری ببرد اما در باورم نمی‌گنجید که به دیدار حضرت آقا مشرف می‌شویم، برای هماهنگی‌های باید منتظر می‌شدیم، حدود سه ساعت منتظر بودیم اما این انتظار برایم به‌اندازه سه سال طول کشید.

وی عنوان می‌کند: نخستین دیدارمان نبود طی سال‌های گذشته نیز یک‌بار باهمراهی زهرا و یک‌بار باهمراهی محمد دیدار خصوصی با مقام معظم رهبری میسر شده بود و با ایشان ملاقات داشتیم، اکنون نیز برای دیدار با حضرت آقا لحظه‌شماری می‌کردم و گاهی نیز تصویر می‌کردم که خواب می‌بینم.

حافظی بیان می‌کند: در لحظاتی که برای انجام این دیدار منتظر نشسته بودیم، ذهنم لحظه‌ای از سید نور خدا دور نمی‌شد، گریه می‌کردم و این افکار در ذهنم مرور می‌شد، آقا سید چقدر بزرگی که خودت روی تخت هستی و مجروح اما اعتبارت را به من، استان و بچه‌هایت داده‌ای.

وی سپس این‌گونه ادامه می‌دهد: اکنون به این نتیجه رسیده بودم، شهیدان خود حاضرند و آسایش و آرامش را به دیگران منتقل می‌کنند، آری ما در قبال کار سنگین سید، اعتبار پیدا کردیم.

شهید سعادت را فقط برای خود نمی‌خواهد

همسر شهید زنده لرستانی می‌افزاید: فکر سید نور خدا در ذهن مدام گذر می‌کرد، با گریه کارهای سید را در ذهنم تفسیر می‌کردم و می‌گفتم سید تا کجا می‌خواهد مرا بکشاند اینجاست که باید گفت شهادت واقعاً در خیلی از چیزها را به روی انسان باز می‌کند، شهید سعادت را فقط برای خود نمی‌خواهد و اطرافیان نیز می‌توانند بهره معنوی ببرند.

این بانوی لرستانی عنوان می‌کند: از اینکه در ایام شهادت حضرت زهرا (س) دیدار مقام معظم رهبری برایم فراهم‌شده بود احساس غرور می‌کردم و گاهی در ذهنم میسر شدن این دیدار را در این می‌دانستم که سید چقدر مرا دوست دارد گاهی نیز با خود می‌گفتم نه این به خاطر خوب پرستاری کردن از سید است که می‌خواهد طوری جبران کند که من راضی هستم.

حافظی که رقم خوردن این دیدار را عجیب و باورنکردنی می‌داند، می‌گوید: خودم چهار بار و زهرا دخترم دو بار در بیت رهبری با مقام معظم رهبری ملاقات داشته‌ایم اما این دیدار از همه دیدارها برایم بهره معنوی بیشتری داشت.

دیدار همسر و دختر شهید زنده لرستانی با رهبری

همسر شهید زنده لرستانی که این دیدار را از برکات نفس همسرش می‌داند، می‌افزاید: چهار نخبه مقطع دکتری که هرکدام از یک دانشگاه بودند از خیلی وقت پیش در نوبت دیدار خصوصی با مقام معظم رهبری بودند که با کسب رتبه نخست جشنواره ایثار توسط زهرا ما نیز به جمع آن‌ها پیوستیم تا بار دیگر از نزدیک با رهبری دیدار داشته باشیم.

وی که شوق دیدار در کلامش موج می‌زد حرف‌هایش را این‌گونه ادامه داد: دخترم زهرا در حضور مقام معظم رهبری خودش را برای آقا معرفی کرد و گفت من نفر اول جشنواره ملی ایثار شدم، پدرم ۹ سال است که مجروح شده است، حضرت آقا نیز پس از شنیدن سخنان زهرا برای او دعا کرد و گفت موفق باشید.

حافظی عنوان می‌کند: پس از صحبت زهرا با مقام معظم رهبری من نیز گفتم آقا من همسر شهید زنده سید نور خدا موسوی هستم که حضرت آقا در پاسخ فرمودند یعنی مادر زهرایی، مادر این دخترخانم؟ گفتم بله من مادر این دختر خانم هستم.

صحبت مقام معظم رهبری با همسر شهید زنده لرستان

وی لحظات دیدار را در ذهنش مرور می‌کند و می‌گوید: گویا مقام معظم رهبری اطلاع نداشت که سید در کماست، البته می‌دانست که سید مجروح است و روی تخت اما وقتی گفتم همسرم ۹ سال در کماست با تعجب گفتند در کما! سپس در ادامه سردار انصاری به رهبری گفتند که این خانم در منزل از همسرش نگهداری می‌کند که مقام معظم رهبری با شنیدن این موضوع چند بار فرمودند خانم کار بسیار بزرگی انجام می‌دهید، کار عظیمی است.

همسر شهید زنده لرستانی می‌افزاید: در این دیدار یک جلد از کتاب دل نوشته «برای بابای زهرا» را تقدیم مقام معظم رهبری کردم و ایشان هم قول دادند که کتاب را بخوانند.

وی عنوان می‌کند: من و دخترم زهرا پس‌ازاین دیدار شاد و خرسند بودیم و مدام حس خوب و مشترکمان را باهم مرور می‌کردیم…

گزارش از سکینه بیرانوند

از همین دسته:

(برای مشاهده تیتر ، نشانگر را یک ثانیه روی عکس نگه دارید)

image 139505271616173048410134 image image

یک دیدگاه