تاریخ خبر: ۰۹ شهر ۱۳۹۶
نظری بر کتاب دانشنامک خرم آباد

نظری بر کتاب دانشنامک خرم آباد

نظری بر کتاب دانشنامک خرم آباد

تالیف استاد فرید قاسمی
به قلم :گوهر رستمی نژاد

 

با نام سید فرید قاسمی پژوهشگر توانای دیارم پیش از این با خواندن کتاب های ارزشمندش با نام «خرم آباد شناسی آشنا شدم. از آن زمان تاکنون دریافتم که ایشان شخصیتی بزرگ و دارای اندیشه ای شگرف وستودنی می باشد. بزرگمردی شجاع که با نوشتن ازمردان و زنان تاریخی، امتحان خود را دراین عرصه به منصه ظهور نشانده است. او که ملاحظه کاری را جزو لاینفک زندگی خود نمی داند و وبه خود می بالد. او که گنجی پنهان بوده است.
آری ! سخن گفتن ازسید فرید قاسمی برای من کاری آسان نیست زیرا کمترکسی است که به زوایای وجودی علم ودانش او پی ببرد مگرکسانی که خود دستی برآتش دارند.
کتابهای خرم آباد شناسی اش درحقیقت شناسنامه ملی خرم آباد به حساب می آید و او را بیش از پیش به مردم دیارش می شناساند اما دانشنامک خرم آباد اوچیز دیگری است. او در این کتاب طرحی نو در انداخته است وبه قول بزرگان:
قالب این خشت به آتش فکن
خشت نو از قالب دیگر بزن
او کورکورانه ننوشته است و اثرش ازجمله آن آثار نیست که به یک بارخواندن نیارزد و به قول نظامی عروضی درچهار مقاله ارجمندش: « اثر او درهمیشه تاریخ می ماند وماندگار است و به هزار بارخواندن هم می ارزد» زیرا او درجلد اول این کتاب با بهره بری ازشیوه های نقد ادبی دریک تراز وسنجیده کوشیده است ازهمه آنان که به نحوی در این منطقه جغرافیایی ایران به سر برده اند و عمرگرانمایه خویش را در راه زندگانی خرم آبادمان گذرانده اند، نام ببرد. خرم آباد که شیفتگان بسیاری دارد.
در جای جای این کتاب نام انسان هایی با پیشینه های متفاوت به چشم می خورد. اعم از خاص و عام و عارف وعامی که هر صاحب خردی را به اندیشه وا می دارد که این مرد بزرگ چگونه توانسته است فردوسی وار و دهخدا گونه عمرگرانمایه خویش را برسر این مهم بنهد.
زهی مردانگی ! زهی انسانیت! زهی خوشنامی! زهی توانایی و زهی جوانمردی!
درجلد دوم این کتاب ازخرم آباد ونشانه های بی شمارش سخن به میان رفته است. نشانه هایی نیکو که ما را به سرمنزل مقصود ومنزل آن بت عیارکه همانا خرم آباد است می کشاند. خرم آبادی که چونان جان شیرین دوستش می دارد وحتی حاضر است جان برسر این نام بلند که بلند نامش در میان نام ها می درخشد بگذارد. چه زیبا این بزرگمرد قلم فرسایی کرده است و « نام نیک رفتگان را ضایع نکرده است تا که نام نیکش درجهان یادگاربماند» آن سان که سعدی می سراید:
نام نیک رفتگان ضایع مکن
تا بماند نام نیکت یادگار
نام سید فرید قاسمی برای همیشه تاریخ درتاریخ ادبیات ایران می درخشد زیرا که نان را به نرخ روز نخورده است وبرای خوشایند دل کسی ازکسی نام نبرده است. او گمنامان را با بلند نامان دریک جا نهاده است. او شاه وگدا نمی شناسد. برای او انسانیت حرف اول را می زند، نه قضاوت به ظاهرخواص به درد نخور وبه به و چه چه گفتن های واهی. اودلش را به در به دست آوردن دل دیگران خوش می کند. همانگونه که سعدی می فرماید:
به جان زنده دلان سعدیا که ملک وجود
نیارزد آنکه دلی را زخود بیازاری
تا توانی دلی بدست آور
دل شکستن هنر نمی باشد
نویسنده ومولفِ اثرآن قدر در خود توانایی و ارزش دیده است که دست به قلم ببرد و از بزرگان بنویسد زیرا خود می داند گام نهادن در این وادی بیهوده کاری نیست. او کاری کرده است کارستان . کاری که برایش نیک نامی وخوشنامی به ارمغان آورده است. از خرم آباد شناسی هایش گرفته تا دانشنامک اش همگی حکایت از روحی بزرگ دارد، روحی که به آن روح ازلی گرایش دارد. استاد فرید قاسمی همان مُشک است که به مصداق سخن سودی «خود می بوید بی آنکه عطار بگوید» و بازحافظ سروده است:
شکر شکن شوند همه طوطیان هند
زین قند پارسی که به بنگاله می رود
و نیز به مصداق این بیت سعدی:
سعدیا گرچه سخندان و مصالح گویی
به عمل کار بر آید به سخندانی نیست
او درعمل نشان داده است که فرزند خلف این دیاراست ودینی به عظمت سپید کوه به گردن دارد که باید آنرا به مام وطن ادا نماید و ادا کردن دین را چه زیبا جامعه عمل پوشانده است وچه زیباتر ازسرزمینش و از تاریخ وجغرافیا وهنرش، همان هنر ستودنی داد سخن داده است زیرا که فردوسی می گوید:
هنر زان ایرانیان است و بس
نگیرند شیرژیان را به کس
شیر ژیانی چون سید فرید قاسمی بداند دردل تاریخ سرزمینش چون گوهری تابناک خواهد درخشید وبرای همیشه رشک جهانیان خواهد بود. آفرین برقلم توانایش واندیشه سترگش و شجاعتش و به قول بزرگی:
جان متاعی است که هر بی سر وپایی دارد
پس دراین وادی نباید چون بزدلان ازسرزنش های خارمغیلان ترسید.
و سعدی بزرگ استاد سخن هم چه زیبا فرموده است:
« دریغ است هنرمندان بمیرند و بی هنران جای ایشان بگیرند و درجای دیگر باز گوید:
« هنرمند هر جا رود قدر بیند وصدرنشیند . بی هنر رنج بیند ولقمه چیند:
جای جای گلستان سعدی پر ازمثل است که در مورد نویسنده ومولف کتاب صدق می کند آن سان که فرماید:
تا مرد سخن نگفته باشد
عیب و هنرش نهفته است
ازهمه جای سخن استاد فرید قاسمی بوی هنر به مشام جان آدمی می رسد وآنهم چه زیبا هنری. هنرنوشتن، هنر ژرف اندیشی درسرزمین مادری اش، هنرسخنوری درنیا خاکش که به جانش دوست می دارد، مام وطن را دوست می دارد که جان جانش را درقالب آثار ارزشمندش برسرآن می نهد زیرا که از مادری زاده شده است که به قول بیهقی: «بزرگا زنا که این مادرم بود» و پروین اعتصامی هم به زیبایی سروده است:
« دامن مادر نخست آموزگار کودکست
طفل دانشور کجا پرورد نادان مادری»
مردانه نوشتن ومردانه گام نهادن در وادی حیرت چه زیبا دست آوردی دارد و چه زیبا توشه ای و چه زیبا بهایی.
نویسنده اثر، نیک می داند آب اگر یک جا بماند چهره اش افسرد ه می گردد وآهوان عشق از آب گل آلود نمی نوشند به مصداق سخن هوشنگ شفا: «پس باید جاری بود» و به قول فروغ که می گوید:
همه می ترسند، همه می ترسند
اما من و تو به چراغ وآب وآئینه
پیوستیم ونترسیدیم
پس برآن باشیم تا خدا گونگی خود را به گوش فلک رسانیم تا شایستگی خودرا در پیوند با آن محبوب ازلی با آن به اثبات برسانیم.
چه زیباست جان را درطبق اخلاص نهادن وبه پیشگاه وطن و مردمانش تقدیم کردن. کاری که کار هرکسی نیست وتنها آنان را با این امرخطیرکارمی افتد که درسرسودای آسمانی شدن دارند ومی خواهند که سری برخورشید داشته باشند وپای بند زمین چون چهارپایان نباشند. اینان همان گنج های پنهانند تاکه رسالت انسان بودن خود رابه گوش جهانیان برسانند وبگویند که خرم آباد هرگز نخواهد مُرد وخرم آبادی که از بطن مادر ایران زاده شده است و شیرمردانی چون سید فرید قاسمی را دردامان خود پرورانده اند.
آفرین بر او و بر دیارهمیشه جاویدش و هزاران هزارآفرین برآنان که با خواندن آثار او هویت خود را بازمی شناسند وشناسنامه ملی اشان را چونان دری مکنون درقلب خویش نگه می دارند و به آن می بالند وبر آن ارج می نهند.
درپایان امید است که قلم ایشان همواره برصفحه دل سرزمینش نقشی بس زرین بیافریند وپیروزی و سر بلندی ازآن ایشان ودودمان آزاده اش باد.

از همین دسته:

(برای مشاهده تیتر ، نشانگر را یک ثانیه روی عکس نگه دارید)

IMAGE635906456932162678 2171593 6 (7)

یک دیدگاه