تاریخ خبر: ۳۰ شهر ۱۳۹۶
اخلاق شهروندی و رفتارهای ما

اخلاق شهروندی و رفتارهای ما

اخلاق شهروندی و رفتارهای ما

جواد سلیمانی

مهاجرت از شهرهای کوچکتر به شهرهای بزرگتر و همچنین ازروستاها به شهرها برای کسب وکار امری عادی محسوب می شود اما آیا این امردرلرستان که شرایط خاصی از لحاظ قومی و فرهنگی دارد می تواند بی ساز وکار وبدون تدوین برنامه ای خاص ادامه پیدا کند؟
البته این امریک مقوله فراگیر وگسترده است که مصادیق فراوانی دارد که یکی ازآنها خودروهای مسافرکش و رانندگانشان است که جنبه های بصری آن بیشتر به چشم می خورد و ارتباط بیشتری با سطح فرهنگ جامعه بخصوص فرهنگ ترافیک دارد که ازشاخص های فرهنگ هرشهرمحسوب می شود.
البته اگرحرف آخر را اول بگوییم، اینکه شاید دلیل عمده اش استفاده نکردن مسئولین شهری ما از ناوگان عمومی باشد که بسیاری ازآنها سالهاست با تاکسی و.. یا حتی پیاده درشهر رفت وآمدی نداشته اند.
عده ای هرروز از روستاهای اطراف به شهرمی آیند تا با مسافرکشی کسب روزی کنند اما آیا این کارباعث از بین رفتن حق بومیان خود شهرها نمی شود؟ وآیا ورود بی ضابطه این وسایل نقلیه حق شهروندی دیگران را پایمال نمی کند؟
البته هرجا حرف ازضابطه مندی و مجوز است درنظرشهرداری به معنای اخذ مبلغی تصور می شود به نحوی که با پول و تنها پول می توان در شهرداری ها هرمجوزی گرفت وتنها تصور ممکن ازمجوزدادن نه که توجه به میزان تحمل بارترافیکی و ظرفیت خیابان ها ونه توجه به کسب درآمد رانندگان بومی و نه توجه به بی نظمی های بوجود آمده است، نه! تنها منظور ازکسب مجوز واریزمبلغی به حساب و چسباندن برچسب است. مقوله دیگر اینکه، این رانندگان گاهی فصلی و درکنار کشاورزی به رانندگی نیز مشغولند که خود یک بحث فرهنگی است. معمولا و ازقرار، بایستی کسی که به جایی برای کسب در آمد می رود خود را مدیون و مرهون آن جامعه بداند و حداقل احترامی به قوانین و ساکنین آن جامعه بگذارد، اما با یکبار رفتن به یکی از ایستگاه های مسافرکشان در مرکز شهر با انواع بی نزاکتی ورفتارهای سخیف مواجه می شوید که به قول هدایت روحیه شاگرد شوفری را تا عمق جانتان نفوذ می دهند وگویا این عامه مردم جامعه هستند که مرهون آنها می باشند. با اندکی کاوش از کلانتری ها به موارد بسیار بالای درگیری در این ایستگاه ها مطلع خواهید شد که حتی منجربه قتل نیز شده است و جالب تر اینکه کسانی که سابقه ای درحمل مسافر دارند خود را صاحب می دانند تا جایی که از ورود دیگران هرچند بومی همان محل باشند، جلوگیری می کنند. بنظرمی رسد مسئولان ما، درشهرها بخصوص درامور شهری باید در هفته یا ماه یکی دو روزی با ناوگان عمومی به محل کار و … بروند تا مشکلات به ظاهرکوچک اما ویران کننده پایه های فرهنگی جامعه را ببینند.
در نظر بگیرید انسان فرهیخته یا خدای ناکرده مهمان محترمی که قصد استفاده از اینگونه اتومبیل های مسافرکش را داشته باشد، زمانی که پیاده شود چه حالی پیدا کرده است و چه تصوری از شهر ومردم ما خواهد داشت ؟!
عموما انسان به محل خود و زادگاه خود تعصب می ورزد و سعی در بهتر کردن آن دارد اما کسانی که معمولا شهرها و بخصوص خرم آباد را تنها مکانی برای کسب در آمد می بینند وحتی با دیده بغض به آن می نگرند چگونه به قوانین ومردمان آن احترام خواهندگذاشت که به عینه این بی احترامی ها مشهود است.
انواع پارک های بی جا و بی منطق که گاهی برای سوار وپیاده کردن مسافربه خود زحمت راهنما زدن یا به کنارخیابان رفتن را نمی دهند تا ایستگاه های مسافربری که مملو از انواع هرج ومرج و بی قانونی هاست وکافی است از ماموران پلیس راهور بپرسید تا بگویند چه خون دلی ازاینها می خورند.
به هرحال نداشتن احساس تملک وداشتن احساس بردن و رفتن جز این نتیجه ای نخواهد داشت وقربانی اصلی آن مردم شهری هستند که هر چه می کنند که از لحاظ فرهنگی به جلوحرکت کنند هر بار وزنه ای به آنها گره زده می شود که این حرکت را کند می کند و حتی گاه مجبور به عقب نشینی در مقابل این بی فرهنگی ها می شوند و البته مانند بسیاری دیگر از این دست، تنها راه، استفاده از قانون بصورت خشک و غیر قابل انعطاف در مقابل امور فرهنگی است.
قبلا هم تجربه نشان داده که تنها راه کشاندن بعضی به راه صواب تنها زورِ قانون است ولاغیر.

از همین دسته:

(برای مشاهده تیتر ، نشانگر را یک ثانیه روی عکس نگه دارید)

8 (3) image image image

یک دیدگاه