تاریخ خبر: ۰۳ آذر ۱۳۹۴
افسانه‌ی کله‌باد منظومه‌ای در حریم اندیشه‌های سه شاعر لک‌زبان قوم لُر ترکه‌‌میر ‌آزادبخت، مُلا حقلعی و مُلا منوچهر کولیوند

افسانه‌ی کله‌باد منظومه‌ای در حریم اندیشه‌های سه شاعر لک‌زبان قوم لُر ترکه‌‌میر ‌آزادبخت، مُلا حقلعی و مُلا منوچهر کولیوند

کَله‌باد (Kala,bad) چیست و درفرهنگ و ادب قوم لُر چه جایگاهی دارد؟
درباره‌ی این واژه‌ی مرکب، حرف وحدیث فراوان است ومردمان کوهپایه‌ها و ساکنین دامنه‌ی زاگرس هرکدام بر این افسانه شاخ و برگ‌ها افزوده و چهره‌ی واقعیت را در این باره به وادی افسانه و افسون کشانده‌اند ….
واما آنچه که بیانگر واقعی این واژه می باشد ترکیبی است ناظر بر این گفته که:
اواخر بهمن‌ماه که سرمای زمهریر روزهای پایانی خود را طی کرده و به روزهای آغازین اسپندکه طلیعه‌ی نوروز وبهاراست می‌رسد، بادی با طراوت نظیر باد صبا و بادشرطه که مژده‌آورنده‌ و شادان‌کننده‌ی دل‌هاست و به کله‌باد موسوم است، می‌وزد.
کله‌باد، باد خنکی است که همواره خود برزمینی که پس از بارش باران اینک باطراوت است و اندکی نم و نمناک، گرد ریزه‌هایی مشحون از تخم گل‌ها و ریاحین مختلف را بر دامنه‌ی کوه و آنجایی که اندکی ارتفاع دارد و به کوه نزدیک می‌باشد، می‌ریزد. پس از این کار، در اولین بارش و گاه ‌ریزش برف، دانه‌ها یا تخم‌های روی زمین، درلایه‌ی نخستینِ‌ زمین قرار می‌گیرند و با دگرگونی هوا و سپری شدن سرمای سخت، آماده‌ی سر برآوردن از دل خاک می‌شوند.
اواسط فروردین تانیمه‌های اول اردیبهشت این زایش ورویش ادامه دارد و نوید بخش طراوت و شادابی دشت ودمن است. مردم ظاهر شدن این گل‌ها و گیاهان معطر را به فال نیک گرفته و آنرا مبشر سالی پربرکت و سرشار از نعمت و شوکت سرمدی والهی می‌دانند. این امر درکردستان، کرمانشاهان وایلام که به نوعی وابستگی قومی با نژاد لُر دارند نیز وجود دارد و آنها نیز کله‌باد را با همان حرمت و حشمت قوم لُر استقبال می‌کنند.
درباره‌ی قصیده‌‌ی معروف کله‌باد سه تن از شاعران خوش‌قریحه وسرشناس لُر، طبع‌آزمایی کرده وهنر خود را در این مسابقه نشان داده‌اند. پیش‌پرداز این ماجرا تُرکه‌میر آزادبخت است. وی از شاعران برجسته، خَلّاق و مُبتکر می‌باشد. درباره‌ی شاعران لُر و لک‌زبان متأسفانه به دلیل شرایط خاص اقلیمی و معیشت شبانی و دور بودن از مرکز حکومتی و قدرت، در تذکره‌های موجود ذکری از آن‌ها نشده، تنها دریک دو تذکره نظیر «روز روشن»، تذکره‌ی نصرآبادی و «مجمع‌الفصحای» هدایت از چند تن شاعر نظیرعبدالله سلطان‌چگنی، شایق لرستانی، لطفعلی‌بیک، علیقلی‌خان والی، منوچهرخان والی و ملا وارسته چگنی آنهم به طور مختصر و گاه با ذکر چند تک‌بیت نام برده شده است؛ درحالی‌که داشته‌ایم شاعران مطرحی چون میرنوروز، ملا پریشان،‌ غلامرضا ارکوازی که نامی از آنان دیده نمی‌شود.
مرحوم علی‌محمد ساکی، محقق لرستانی درکتاب تاریخ و جغرافیای تاریخی خود که محصول وتألیف‌شده سال ۱۳۴۳ خورشیدی (۵۱ سال پیش) است، وقتی به بحث پیرامون ادبیات لرستان می‌رسد، می‌نویسد: «دوران مدنیت کنونی با وجود درخشندگی آثار صنعتی آن، از نظر شعر و ادب چندان جالب نیست، چه این فن به آرامشی نیاز دارد که ماشینیسم قرن بیست فاقد آن است.
وضع معیشت به عمر آسودگی خیال خاتمه داده و هیاهوی زمان و تلاش انسان‌های این قرن بین گذشته و حال اختلاف فاحش ایجاد کرده است. باید انصاف داد که گذشته‌های ادبیات جهان درخشان‌تر و نغمه‌های مردمان قرون گذشته با همه‌ی کهنگی، دلچسب‌تر و شیرین‌تر است و این مطلب در مورد سرزمین کوهستانی ما صادق می‌باشد. آثار فکری قدمای لُر چون سروده‌های مقدس تکان‌دهنده بوده و بیش ازآنکه قلمشان با جملات منثور آشنا شود، آرزوهای خویش را به وسیله‌ی این نغمه‌ها در قالب اشعاری نغز ریخته و عرضه داشته‌اند.»
روانشاد ساکی سروده‌های گذشته‌ی قوم لُر را صرف‌ِ نظر ازبعضی اختصاصات، شبیه به سروده‌های شاعران دوران جاهلیت عرب نظیر امرؤالقیس و دیگران می‌داند آن هم به دلیل شرایط اقلیمی مشترک نظیر دشت‌های وسیع و صحاری گاه خشک و سوزان، هر چند این گفته‌ی مرحوم ساکی تا حدی قابل تأمل است اما همین امر نیز دلیلی است بر اینکه نوع معیشت و شرایط زندگی شبانی مانع رواج کتابت و همان‌طور که گفتیم مطرح شدن شاعران لُرزبان بوده است.
گفتیم که نخستین شاعر لک‌زبان که درباره‌ی کله‌باد سخن گفته و منظومه‌ای درخور و زیبا خلق کرده، ترکه‌میرآزادبخت است. ازگویندگان نامی لرستان درباره‌ی ترکه‌میر جز آنچه که مرحوم اسفندیار غنضفری امرایی در کتاب «گلزار ادب» آورده است، مطلب دیگری در دسترس نیست.
درباره ترکه‌میرافسانه‌ای در بین مردم طرهان رایج است که ترکه‌میر دارای نیروی خاص(طی‌الارض) بوده که آنرا نشانه‌ی قدرت معنوی وخارج از قدرت فردی عادی می‌دانند که گفتیم افسانه‌ها و روایات اغراق‌آمیز در چنین مواردی گفته و دیده شده که ما جز همان افسانه‌پردازی صورت دیگری برای آن قائل نیستیم.
تاریخ تولدوی معلوم نیست، اما وفاتش را ۱۲۳۶ دوران حکومت فتحعلی‌شاه قاجار نوشته‌اند و این بیت مؤید آن است که یکی از شاعران هم‌عصر او گفته است:
ایسا و ای تاریخ الف گذشته
سنه ودویست و سی وشش گذشته
«سال درگذشت او ۳۳۶ است»
کله‌باد ساخته‌ی تُرکه‌میر، سروده‌ای است در ۷۳ بیت، آن هم با قوافی متفاوت، منتها در هیأت وقالب مثنوی، با این تفاوت که در وزن و بحری ساخته شده که در کردستان و لرستان به آن وزن چپی با تقطیع فَعلُن فاعِلُنْ فَعلُن فاعِلُنْ می‌گویند که بیشتر شاعران لک‌زبان به این وزن روی آورده و شعر سروده‌اند و اینک شعر کله‌باد ترکه‌میر که از بین ۷۳ بیت به معدودی از آن پرداخته شده است:
هانای کله‌باد، بادِ بهاران
ولیعهدِ وَشْت، وکیل واران
(باد بهاران، های ای کله‌باد، بادِ بهاران/ جانشینِ بادِ شمال، مبشر نزولِ باران)
شکوفه سَرْ چَلْ شَکرچه داران
گلپاشِ گلریز، گُلِ بَذرْ کاران
(درختان را شکوفه می‌دهی و شکوفا می‌کنی/ شربتِ گوارا به نباتات می‌چشانی)
یخ‌پاچِ یخی‌بُن، بلاغِ باخان
شینار خرمان ثلج سرداخان
(یخ‌ها را ازهم می‌پاشی، ازیخبندان آنها جلوگیری می‌کنی/ برف را با نسیم جانبخش خود به هوا می‌فرستی.)
قدیم قراول ایلچی «نوری» دشت
بَرد العجوز کَرْ و اردی‌بهشت
(نگهبان قدیم و ایلچی (نوراه)/ سرمای یخبندان را به اردیبهشت مبدل می‌سازی)
قبله مشتاقان، مایه برکت
ژ که قبله وَه باز کَرْ حَرَکَتْ
(قبله‌ی مشتاقان هستی، مایه‌ی برکتی/ بار دیگر از جانب قبله وزیدن گیر)
لَهْ دشت و دامان کُوان وگُلگشت
بدَمَن شمیم خاکِ نجف رشت
(ازدشت‌ها و دامنه‌ی کوهساران به گردش پرداز/ شمیم خاکِ نجف را به آنها بِدَم)
رخ مالْ و مَعْجَر روی روضه حرم
و او ضریح بو مشک‌ شا صاحب‌کرَم
(رخ را برضریح صاحب روضه ارم/ آن ضریح مُشک‌بوی سلطان صاحب کرم علی(ع) بمال)
ژ او دیار ورگرد و ای ولاته وَه
و ای کاو کوان خَمْ خَلاتَه وَه
(از آنجا به این‌سو برگرد/ به این تپه‌ها وکوه‌هایی که گنجینه‌ها در دل خود به خلعت برده‌اند.)
دم بِدَم وَ بان برزی بایران
جولانگه و جیگه وحشی وایران
(نسیمت را بر بلندی‌های خشک و بایربدم/ آنجا که وحوش درکوه‌ها جولان دارند.)
سرتاسر زمین، دشتان دشتان
تارِعنکبوت‌باف، تافته روی کتان
(روی زمین و آ‌ب‌ها را همچون تارهای عنکبوت از نسوجِ گیاهان بباف)
کوره گلالان،‌ کولیده حور دان
صاف بین ژَ دست مغیلان زردان
(گل‌های ریزکوچک که خوراک آهوان بودند/ ازلطمه‌ی خارهای مغیلان آسیب دیده و اغلب از بین رفته‌اند)
تَلیغه تیژا طافِ دَرْوَنان
میل بستن چی مِلْ مینا گردان
(شُرشرِ سیلاب‌های خروشان/ از دربند‌ها برمی‌خیزند)
هانو و سرای «سرنی» توزه ری
مَرْ چلای جرار جنگجو، جوهری
(مانند گردن‌های مینایی صاف و درخشان می‌آیی به سراب «سرنی» و «توزه‌ ری» مانند جنگجویان زره‌پوش)
***
تختِ پاچمن، پاک طلاکاری
چمن چی لرزان، ماکِ مرواری
(تختِ پاکیزه طلاکاری شده پاچمن/ چمن‌های لغزنده به مثابه مرواریدهای غلطان)
ملان وَ مقام موسیقار ماتَن
موران همته‌زارگشت،‌ چَمَه‌را‌تِن
(پرندگان از نعمات موسیقی شیفته شده‌اند/ حتی مورها درانتظار حسرت می‌برند.)

ملا حقعلی کولیوند فیلی
مُلا یک واژه‌ی عربی است به معنی پُر. مصدر این واژه از باب افعال (املاء) و از باب افتعال (اِمتلاء) می‌باشد. در فرهنگ ناظم‌الاطباء مُجَلد چهارم، صفحه‌ی ۳۴۸۳ درباره‌ی ملا چنین می‌گوید: «ملا (molla) به معنی معلم، استاد وکسی که ازعِلم پر است و برخوردار»
این لفظ ملا هم برای زنان به کار می‌رود و هم مردان و لقبی است برای علمای دینی، نظیر: ملامحمدباقرمجلسی، ملامحسن فیض کاشانی، ملاصدرا(صدرالمتألهین)، ملا محمدتقی مجلسی، ملا پریشان.
ملایی رفته لفظی بودکه درقدیم به کسی که به مکتب می‌رفت اطلاق می‌شد. در لرستان این لفظ وعنوان به بسیار کسان داده شده است. ملا رستم ایلامی، ملا وارسته چگنی، ملامختار، ملامصطفی شیارانی، ملا عوضعلی، ملا محمدحسین کولیوند، ملا منوچهر و ملا حقعلی که در این نوشته مورد نظر ماست.
درشهر خرم‌آباد نگارنده دو مکتب‌داردر محله‌ی پشت‌بازار را به یاد دارم که با لفظ ملا از آن‌ها یاد می‌شد. «ملا دایی» پیرمردی که همه‌ی عمرش به مکتبداری گذشته بود و دیگری به نام «ملاامیر» که هنگام رفتن به مدرسه از کنار مکتب او که یک دکان اجاره‌ای بود می‌گذشتم. چند تن از زنان نیز ملایی می‌کردند که نام «ملا کلثوم» بیشتر برایم آشنا بود ویک بار هم او را دیده بودم.
و اما ملاحقعلی نام پدرش ملاگرگعلی بوده است. ملاحقعلی درشعر تخلص «فیلی» را داشته است. درفرهنگ لُری گاه واژه‌ی فیلی را به معنی شورش معنی کرده‌اند.
ملاحقعلی اصلاًسیاهپوش است. سیاهپوش‌های الشترمهاجرینی هستندکه از منطقه‌ی دزفول به لرستان والشتر آمده‌اند. تاریخ تولدملاحقعلی معلوم نیست.
درهیچ تذکره‌ی فارسی نیز نامی از او دیده نمی‌شود. در گلزار ادب مرحوم غضنفری امرایی اشاره‌ی مختصری به وی شده و ضمن آن تاریخ وفاتش را بین سال‌های ۱۳۲۳ تا ۱۳۲۷ هجری قمری ذکر کرده است.
ملاحقعلی هم به فارسی شعر دارد وهم به گویش لکی. اشعارلکی او بیشتر به دل می‌نشیند، البته برای کسانی که با دقایق شعرلکی آشنا باشند.
و اما کله‌بادِ ملاحقعلی مجموعاً آنطورکه درگلزار ادب آمده است ۱۴ بیت است و با همان وزن چپی که ترکه‌میر آزادبخت کله‌بادش را در آن یا با آن سرده است:
کله‌باد خیزان، کله‌باد خیزان
ز درونان دنگ کله‌باد خیزان
(کله‌باد برخاست، کله‌باد برخاست/ از دربندها صدای کله‌باد برخاست.)
زنجیره زرباف، یخ‌بنان ریزان
زمهریر ژ زور بازوش گریزان
(زنجیره‌ی زربفتِ یخبندان ازهم گسیخت/سرمای زمهریر ازفشارنیرویش گریخت.)
بادی وَن ز برز روضه نعیمن
عِطرآلوده خاک کعبه عظیمن
(بادی است از فراز روضه بهشت/ که از خاک کعبه عطرآگین گشته است.)
تشریفش چی بوی مسیحای ثانی
فانیان بارِن پری زنگانی
(مانند نفسِ مسیحا باتشریفاتِ خاص وزیدن گرفت/ تا بیماران مشرف به موت را از نو زندگی بخشد.)
دَمْ بوقُله سر کاوان شازا
نامة بشارت شاه بهار، وانا
(نفسش ازستیغ کهساران برمی‌خیزد/ ونامه‌ی بشارت رسیدن فصل جان‌بخش بهار را به جهانیان ابلاغ می‌کند.)
خان دی ژتختِ جلالت توران
سرزمین ز لوث کثافت شوران
(فرمانده سپاه دی را ازمسند جلالت تاراند‌ و فراری داد/ تا سرزمین را ازلوث پلید‌ی‌ها شتشو داد.)
برفان ژ قله قاف وِرکَنَه وه
علف دانه دُر و گردونه وه
(برف‌ها را ازقله‌ی کوه‌ها برکند/ دانه‌های شبنم مانند عِقد مروارید برگردن گیاهان دیدن دارد.)
سوسن همجوارجوخه نسرینَن
طرحِ نقاشی پر کنده چینَن
(گل سوسن در کنار دسته‌های نسرین/ طرحی است کار استادان کشور چین.)
کالای کرامت نمانانه‌ وَه
خلعت‌پوشان کرد و بانانه وَه
(کالای کرامت را نمایش داد/ و دشت و دمن را خلعت شادی پوشاند.)
هنی گل‌خیزان هر یک وَ رنگی
ملان ملاوان هر یک وَ دنگی
(بازگل‌های رنگارنگ نمایان شده/ باز پرندگان خوش‌الحان نغمه‌های گوناگون سر دادند.)
هم هی رَن، هی رن، آهو رمانن
هنی ساز سویر طافِ چمانن
(بازبگیربگیر رم‌دهندگان شکار در شکارگاه‌ها به گوش مشتاقان طنینی خوش دارد/ و باز جشن عروسی آبشارها بر روی چمن‌ها دیده می‌شود.)
«فیلی» وصف فصل شاه بهار وانا
حقه قدر فیض رحمت بزانا
(فیلی) که فصل بهار را با همه‌ی زیبایی‌های آن توصیف می‌کند/ بجاست که ارزش فیض رحمت پروردگار را درک کند.)

ملا منوچهر کولیوند
ملامنوچهر ازچهره‌های مطرح وشناخته‌شده‌ی ادب وشعرلرستان است. شاعری خوش‌قریحه ومبتکر که قصایدِ خوش‌آهنگ و موزونش پهلو به پهلوی قصیده‌سرایان ادب پارسی سرزمینمان می‌زند. قصیده‌ی معروف «شمس زرین‌بال» وی که در بحر رمل مثمن سالم سروده شده، به حق از اُمّهات ادب شناخته‌شده‌ی این دیار است.
ملا منوچهر فرزند تقی و نوه‌ی نورمحمد‌خان کولیوند است و به همین دلیل نام خانوادگی آنان نورمحمدی است. فرزندان ملامنوچهربه‌ویژه نوه‌هایش نظیر منوچهر نورمحمدی ازدبیران فاضل و پیشکسوت و اهل شعر وادب که صاحب دفتر و دیوان شعری هم می‌باشد.
سه طایفه‌ی حسنوند، یوسفوندوکولیوند که ازنام سه فرزند سلسله‌ی حسن، یوسف و کولی گرفته شده، در لرستان معروف و مشهورند.
مرحوم اسفندیارغضنفری در«گلزار ادب» وزنده‌یاد والیزاده معجزی درکتاب «نام‌آوران لرستان» درباره‌ی ملا منوچهر سخن گفته‌اند. بزرگترین حادثه زندگی ملا منوچهر را می‌شود به یغما رفتن دارایی‌ها و به‌ویژه دیوان شعرش به وسیله‌ی کزازی‌های منطقه‌ی سلطان‌آباد وسربند نام بردکه تا پایان عمرحسرت آنرا داشته است. این اتفاق به نوشته‌ی مرحوم معجزی درسال۱۳۲۷ دراوج منازعات مشروطه‌خواهان ومستبدین به وقوع پیوسته. ملامنوچهر تا منطقه‌ی کزاز برای پیدا کردن دیوان دست‌نویس خود رفته و حتی صمصام نظام کزازی‌خان سرشناس منطقه را هم واسطه‌ی این کار قرار داده وملتمس او شده، اما نه تنها به نتیجه‌ای نمی‌رسد؛ بلکه یک سال بعد از این واقعه یعنی در سال ۱۳۲۸ هجری قمری فوت کرده و غریق رحمت حق می‌شود.
منظومه‌ی کله‌باد حاصل کارملامنوچهرکولیوند۳۱ بیت است و در همان وزن و بحری که ترکه‌میر وملاحقعلی سروده‌اند به نظم درآمده است. منظومه‌ی ملا منوچهر تفاوتش با دومنظومه‌ی دیگرنام بردن ازمناطق مختلف شهر خرم‌آباد، تنگه‌ی شبیخون، رباط وحومه‌ی شهر نظیر: دوره، سراب ناوه‌کش،‌ مله شبانان، پل کشکان، رومشگان طرهان، میشنان و مسائل دیگری است که قالب کار را با دو شاعر دیگر متفاوت نشان می‌دهد.
سال تولد ملا منوچهرنامعلوم و چه مرحوم غضنفری و چه والیزاده معجزی ذکری از آن نکرده‌اند.
کله‌باد
بادِ بهاران، بادِ بهاران
کله‌باد هانای، بادِ بهاران
(بادبهاران، هان، ای نسیم بهاری/ ای جانشین سرما، مبشر باران، که به چمن‌ها جان می‌دهی)
ولیعهد وشت، وکیل واران
گیان‌بخش چیمان،‌ جلای گلزاران
(جانشین دشت و جانشین باران/ جانبخش گیاهان و طراوت‌بخش گلزاران)
برف فرق کوان فنا کَر
جاهد و جولان جدی جدا ‌کَر
(برف‌ها را از فراز کوهستان‌ها ذوب می‌کنی/ می‌کوشی که برودت دی را تبدیل به صفای چمن‌ها سازی.)
بشکفتگی باغ، شادی بلبلان
باعثِ وجود، موجود گُلان
(شکوفایی باغات، شادی بلبلان/ موجب موجودیت گل‌های معطری)
سرمای زمستان نه تختش خیزان
سختی نه صفحه، غبرا گریزان
(سرمای زمستان را برمی‌داری/ سختی‌ها را از بسیط زمین محو می‌سازی)
چالاک و چابک، جلدِ جهان‌گیر
ضدِ زمهریر، سلیمان تسخیر
(چالاک و چابک، کوشا و جهانگیر/ بر ضد زمهریر تسخیر‌کننده چو سپاهیان سلیمان هستی)
تاراج دهنده واحد القهار
بنای بانی ذوق رنگ و بوی وَهار
(تاراج‌کننده زمستان قهار/ بانی و برانگیزنده‌ی ذوق موجوداتی)
سکان و سنگر تخته‌کانه وَه
بنور وای مجنون، نیمه‌گیانه وَه
(ازرنگ و بوی بهار برسنگر بنشین/ و بر تخته‌سنگ‌ها وزیدن گیر)
او یورت تِشکن گذر کو و شاد
اوسا عازم بو پی خرم‌آباد
(شادمانه برنخجیرگاه تِشکِن بگذر/ آنگاه عزم جزم خرم‌آباد کن)
راکه رومشکان تا ملکِ حجیر
ژ سرکلاسان بگذر وینه تیر
(طریق رومشگان تا سرزمین سرکلاسان بگونه تیرتیزگذر کن.
پایان سخن
سروده‌های سه شاعر لک‌زبان دیارما که خلاصه‌ی آنها را به نظر خوانندگان عزیز رساندیم، درهمین حدّ واندازه پایان یافت، اما باز ناچاریم که این گفته را پایان‌بخش بحث خود قرار داده ودامن سخن را به قول سعدی فراهم چینیم.
گفتیم که وزن وتقطیع منظومه‌های سه‌گانه«کله‌باد» درهمان محدوده‌ی وزن «چپی» (chapyi) است که هم در بین شاعران لک‌زبان معمول بوده است و هم شاعران کُردزبان. تقریباً وزنی که برای تلفظ جاری فارسی و معادل با ترانه‌های عامیانه، این وزن حاصل تفاوت کوتاهی‌ و بلندی‌ هجاها و نظم میان آن‌ها نیست. مصوّت‌ها، چنان‌که در تلفظ عادی مشهود است کمیّت ثابتی ندارد، یعنی مثلاً مصوت «آ» به حَسَب وقوع درمحل معین ممکن است بلند یا کوتاه ادا شود و امتداد آن معادل مصوت «زیر» یا دو برابرآن باشد. هرپاره وزن (یا هر مصراع) به قطعاتی تقسیم شده است و هر یک از این قطعات شامل چند هجا است که از آن‌ها یکی شدیدتر و با ضرب قوی تلفظ می‌شود. مثلاً ترانه کودکانه زیرین:
اَتَلْ مَتَلْ توتوله
گاب حَسن کوتوله
دراین ترانه وزنی هست که برای هرفارسی‌زبانی محسوس و آشکار است. هر پاره آن به سه قسم تقسیم می‌شود که دو قطعه اول هر یک دو هجا دارند و قطعه سوم سه هجا. به این ترتیب:
اَتَلْ مَتَلْ توتوله
این کوتاهی و بلندی هجا ثابت نیست و تابع وضع آن‌ها در جمله است واما وزن چپی قوم لُر و کُرد حالتی بین همین وزن عروضی متعارف فولکور است وحالتی که درتقطیع فَعْلُن فاعلن دیده می‌شود. باید گفت ادبیات وسیع و درخشان فارسی دری، چنان پرارزش است که به این آسانی منسوخ نمی‌شود و تا زبان فارسی هست و کسانی هستند که آن را درمی‌یابند نفوذ و تأثیر آن آثار همچنان باقی است.
ادبیات قوم لُربا همه‌ی ویژگی‌های خاص خود درسیطره‌ی ادب فاخر پارسی گرفتاریک نوع انزوای خاص بوده است که خوشبختانه امروز می‌بینیم به کمک محققان و اندیشمندان و از آن برتر شاعران محیط و آگاه، عرصه‌ی فراخی را جولانگاه خود قرار داده و این تعهد و رسالت را به جا و پا برجا به پیش می‌برند. بر این امیدیم و جز این ما را آرزویی نیست.
‌۱. جغرافیای تاریخی و تاریخ لرستان، علی‌محمد ساکی، خرم‌آباد: انتشارات محمدی، ۱۳۴۳، ص ۵۰.
‌۲. در مصراع اول سروده‌‌ی ترکه‌میر سه بار ترکیب فَعْلُن فاعِلُنْ آمده درحالی‌که در مصراع بعدی دو بار، بنابراین وزن شعر نامتعادل می‌نماید.
‌۳. ‌گفتیم که واژه فیلی تخلص شعری ملا حقعلی است‌.
‌۴. نام‌آوران لرستان، محمدرضا والیزاده معجزی، انتشارات حروفیه تهران.
۵‌. در ترجمه هر سه منظومه، از برگردان زنده‌یاد مرحوم اسفندیارخان غضنفری بهره گرفته‌ام.
خرم‌آباد، پاییز سال ۱۳۹۴

از همین دسته:

(برای مشاهده تیتر ، نشانگر را یک ثانیه روی عکس نگه دارید)

دنگ دیر کیارستمی 6 (10) برادران پیمانی

2 دیدگاه