تاریخ خبر: ۱۰ آذر ۱۳۹۴

تحکم و تهدید حرف از تنبیه با مردم

یک همشهری اخطاریه ای را نشانم داد که از شهرداری به در منزلشان تحویل داده بودند.
دراین اخطاریه به ایشان یاد آوری شده بود؛ شما عوارض نوسازی نداده اید و اگر ظرف یک هفته پرداخت نکنید، آب وبرق و… قطع خواهند شد.
می گفت : وقتی به مامورشهرداری یاد آوری کردم که ما عوارض خود را پرداخت کرده ایم گفت: باید با دردست داشتن قبض به شهرداری منطقه بیایید و ثابت کنید که عوارض خود را پرداخت کرده اید.
جالب است که در نامه هیچ مشخصات ملکی وجود ندارد و یک اخطار نامه کلی است.
آن شهروند می گفت: برای خیلی ازهم محلی های ما چنین اخطاری آمده است.
یکباردیگر به لحن اخطاریه توجه بفرمائید: بطورکامل تحکمی از موضع بالا و با تهدید به قطع آب و برق و…تاسیسات شهری! آنهم دراین فصل.
با خودم گفتم: جل الخالق، در کجای دنیا با مردم اینطورصحبت می کنند؟
چرا لحن مدیران واداراتی که باید خدمتگزاران مردم باشند اینگونه تحکمی و تهدید آمیز می شود؟ اصلا مگرعهد بوق است که اختیارآب و برق و تلفن مردم دست شهرداری باشد؟
راستش اگر قانونی هم این حق را به شهرداری داده، باید درآن قانون تجدید نظرشود! منِ شهروندِ نوعی، یک حساب با شهرداری دارم، یک حساب با آب و فاضلاب و یک حساب با مخابرات و
درپس ذهنم به این فکر می کردم که چرا این همه تحکم وتهدید! که چشمم به آقای پلیس افتاد، که دریک دستش برگه جریمه بود و دریک دست خودکار، یعنی تحکم و تهدید به اینکه اگر فلان جا بایستی جریمه می شوی.
البته که باید جلوی خلاف را گرفت واجازه نداد قانون نقض شود اما، می توان بجای این تحکم و تهدید ازاهرم تشویق استفاده کرد.
راستی چرا شهرداری ما به جای این همه تنبیه وتهدید، برای شهروندانِ ساعی و اهل رعایت قانون و مقررات مشوق نمی گذارد ؟ چرا راهنمایی و رانندگی ازاهرم های تشویق استفاده نمی کند؟
درحین همین فکرها یادم آمد که سال قبل نیز چنین تهدیدی از شرکت آب و فاضلاب در یکی ازکوچه های خیابان علوی داشتیم که آنجا هم تهدید کرده بودند اگر بدهی قسط بندی شده ی کنتور آب خودتان را ندهید آب قطع می شود وحالا باید می رفتیم وقبض در دست ثابت می کردیم که عالی جنابان! ما۱۰ سال پیش آخرین قسط خودمان را داده ایم.
جالب است که درآن قضیه هم رفتند و گفتند که اخطاراشتباه آمده است، ببخشید.
لازم است به مدیران سازمان هایی که اینگونه خدماتی را به مردم می دهند عرض کنیم:
اول: خوب تر است به پاس حرمت شهروندان که حق طبیعی آنان هست با لحن بهتری با آنان حرف زد و در ابتدا نامه ای که می فرستید بجای تهدید، حاوی مطالبی باشد مثل اینکه شهرداری یا آب و فاضلاب جهت انجام بهتر امور و رسیدگی به وضع شهر به کمک شما نیاز است و بهترین کمک می تواند واریز به موقع عوارض باشد. سپس برای … به ما مراجعه کنید.
پلیس هم می تواند با تغییر رویکرد از این شیوه استفاده کند و دیگران نیز.
دوم : چه می شد اگر ارگان های خدماتی با ماشینی کردن سیستم های خود و به روز نمودن آن ترتیبی می دادند که هر فردی می توانست در خانه خود آخرین وضعیتش را کنترل کند. برای مثال وقتی من به شهرداری یا آب و فاضلاب یا هرارگان دیگری عوارض و بدهی های خود را پرداخت می کنم این رابطه ازطریق سیستم قابل پیگیری باشد. کاری ندارد، یک طراحی اولیه می خواهد و اینکه هرشهروند یک شماره یا رمز اینترنتی داشته باشد که خودش بتواند وضعیت خودش را رصد نماید.
یادش بخیر یکی ازمدیران سابق استان می گفت، ما رفتیم و در ترکیه دیدیم که رابطه شهرداری با مردم بطورکامل سیستمی وماشینی است.
یک شهروند ترکیه اگرمی خواهد خانه یا مغازه ای بسازد، یا خدماتی دریافت کند، نیازبه مراجعه مستقیم ندارد، همانجا درخانه خودش پشت میز رایانه اش می نشیند، مشخصات زمین یا مغازه یا خدمات خود را ثبت می کند و با توجه به نرخ های منطقه ای چند روز بعد قبض اینترنتی برای او صادر می شود که به همان شیوه قابل پرداخت است.
به این شکل هم راه سوء استفاده های احتمالی بسته می شود، هم مراجعات مکرر شهروندان به سازمان مقصد کاسته شده و در وقت ها صرفه جویی می گردد، هم درجهت کوچک سازی سازمان اقدام به عمل می آید.
می بینید؟ همه ی این ها از مواردی است که ماهم بدنبالشان هستیم و لاجرم باید به آنسو برویم.
سوم : اکرام شهروندان ورعایت حقوق شهروندی اقتضا می کند تا سازمان های خدمات دهنده درهای اعتماد و اطمینان را بگشایند واین اقدام به نحواحسن رقم بخورد، درحفظ حقوق شهروندی پذیرش حرف شهروند واعتماد به قول او ازشرایط اساسی کاراست.آیا این جواب منطقی است که وقتی شهروندی می گوید من بدهکارنیستم، بگوئیم بیا ثابت کن بدهکارنیستی.
سابق براین درشهرداری قبوض طلب عوارض بین شهروندان توزیع می شد، ما بازهم می گوئیم نه آن و نه این. بلکه درسیستم ماشینی نه نیازاست به من شهروند اخطاریه ای با این لحن بدهند و نه نیازاست من برای اثبات پرداخت وجوه بدهی خود متوسل به قسم و اظهار وانکارشوم.بهر روی به عنوان بخشی ازفرهنگ اکرام باید شیوه ولحن برخورد با مردم ازشیوه ی مبتکرانه ی تحکیم وتهدید وتنبیه به سمت شیوه ی تعظیم، تواضع وشخصیت مدرانه گرایش پیدا کند.
و اما، درحال نگارش این مطلب در این صفحه بودم و درهمین نقطه و این سطری که ملاحظه می کنید که اطلاع دادند اخطاری ازطرف وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی به ما داده اند که چون فرم ثبت مجوزهای قدیمی را به موقع پرنکرده اید یارانه شما تا زمان پرکردن وتایید آن برنامه پرداخت نخواهد شد.
با خودم می گویم، این به آن چه؟
چرا ما عادت کرده ایم هرکاری را به کاری دیگرمربوط کنیم.
اما خُب! فرهنگ تحکیم، تهدید و اگر چنین نکنید چنان می شوید، گویی دراین کشور برای ما درونی و نهادینه شده است پس باید:
بنشینم وصبرپیش گیرم
دنباله ی کارخویش گیرم

از همین دسته:

(برای مشاهده تیتر ، نشانگر را یک ثانیه روی عکس نگه دارید)

تیمور احمدوند شب-قدر-1

یک دیدگاه