تاریخ خبر: ۲۴ آذر ۱۳۹۴
سیر تحول و تطور نثر فارسی  از زمان قائم مقام فراهانی تا عصر حاضر (بخش دوم)

سیر تحول و تطور نثر فارسی از زمان قائم مقام فراهانی تا عصر حاضر (بخش دوم)

استاد ایرج کاظمی
دربخش نخستین این بحث ازقائم مقام گفتیم و ازشیوه نگارش وابداعات وخلاقیت های قلمی وهنری وی او درابداع وخلق نوعی ازنگارش زیبا، آهنگین وماندگار که ازامهات ادب پارسی به حساب می آید.سرآمد نثر نویسان زمان خود می باشد.
منظورما ازنثر بیشتر نثرادبی است تا نثرعلمی. کار علم، بیان حقایق مسلم است نه اظهارتمنی وآرزو واگر کتاب های علمی را ورق بزنید هرگزعبارتی که ساخت آن چنین باشد نخواهید یافت:منتهی این عبارت نیست بلکه دو بیت است که مضمون نثری پر شور و حالی دارد
وه که جدا نمی شود نقش تو از خیال من
تا چه شود به عاقبت درطلب توحال من
درزبان علمی میدان جولان تنگ ومحدود است، فقط الفاظ معینی درآن به کار می رود، حتی کلماتی که درزندگی روزانه جایی دارند هرگز از دروازه زبان علمی نمی گذرند. در هیچ علمی کلمات شوق، مهر، ذوق، شور و ناز و مانند آنها راه ندارند.
نثر، اگربه حسب تعریف ما برای اثبات امری یا بیان حقیقی یا ارسال خبری بکار رود، زبانش همان زبان گفتار و زبان علم است. زبانی تنگ میدان ومحدود، با الفاظی صریح ومعین و تبدیل ناپذیر.
اما اگرنویسنده بخواهد که درخواننده به طریقی تاثیرکند وحالتی دراوپدید آورد، به قلمرو شاعری پای گذاشته وناچار باید زبان شعر را انتخاب کند. در این حال نوشته او نوعی شعر خواهد بود. در نثر، لفظ نشانه معنی روشن و صریحی است که در ذهن همه یکسان وجود دارد اما کارشاعر بیان اینگونه معانی نیست. او خود به شکار معانی می رود. آن معنی های رمنده و گریزپا که اندیشه ساده مردمان هرگز برآنها دست نیافته است، آن معنی ها که دور از ذهن سود جوی ومصلحت بین می گردند و هنوز کسی آنها را نشناخته است تا نامی داشته باشند.
دراین سفر به کشور ناآشنا گاهی شاعر خود را نیز با آن معانی غریب موافق می بیند ومانند صائب می گوید:
من آن معنی دورگردم جهان را
که با هیچ لفظ آشنایی ندارم
ارمغانی که معمولا شاعر ازاین سفر آورده غریب وناشناس است. حافظ چنین سفری را وصف می کند، آنجا که می گوید:
ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت
با من راه نشین، باده مستانه زدند
این «حرم سترعفاف» کجاست؟ پیش ازحافظ چه کسی به آنجا رفته بود؟ راستی آن است که چنین عالمی نبود. این عالم را نخست برای شاعر و در ذهن شاعر آفریده اند. اوست که نخستین بار ازآن خبری آورده است، پس اوست که باید برآن نامی بگذارد. حافظ آن جا را «حرم سترعفاف» خوانده است. اکنون دیگرچنین جایی هست ولفظی که زبان نثر ساخته و پرداخته اجتماع است و فرد جز پذیرفتن آن چاره ای ندارد ؟
وحال برمی گردیم به دنباله آنچه که درشماره قبل ازآن سخن گفتیم. از اواخر حکومت فحتعلی شاه قاجار، رفت و آمد بین ایرانیان و اروپائیان قوت گرفت. جمعی به فرنگ رفتند و با ارمغان های تازه ازنوباوه تمدن جدید بازگشتند. چندین چاپخانه در تهران و تبریز دایرگردید، کتاب های علمی وادبی از پارسی و عربی چاپ شد.
روزنامه نویسی هم ازابتدای دولت ناصری آغازگردید و باب ساده نویسی وساده گویی بازشد. دراین بُرهه زمانی که از اواخر قرن سیزدهم آغاز می شود زد وخورد شدید ولی بی سروصدا بین دو دسته قدیم وجدید شروع گردید. هواداران قدیم با آمدن امیرکبیرروی کار، یکباره عقب نشستند زیرا پیش ازامیرکبیر سلف بزرگ و بزرگوار وی یعنی قائم مقام وافراد دیگری نظیر فرهاد میرزا معتمد الدوله تربیت شده جدید بودند.
همانطورکه قبلا به آن اشاره داشتم، قائم مقام درنثر و نظم متجدد بود اما بنا و پایه و اساس قدیم را حفظ می کرد و افکار نو وظرافت کاری های تازه را نیز نشان می داد ولی پس ازآمدن امیرکبیر اوضاع تا حدودی تغییرکرد، یعنی به یکباره درنگارش مواردی چون موازنه وسجع و مراعات النظیر و کثرت مترادفات عربی وفارسی و انبوه شواهد واستدلات رو به قهقرانهادند.
زبان فرانسه درمراسلات خودی نشان داد و در اواسط پادشاهی ناصرالدین شاه سر و صدا از داخل وخارج مبتنی برلزوم قانون وشوردرامور و تقسیم مسئولیت ها و انتظام مالیات ها شروع گردید.
در این عهد چندین نویسنده در داخل وخارج ایران به نوشتن آستین بالازدند. آتشی از افکارسید جمال الدین اسد آبادی دردلها شعله ورگردید ومردم را به تفکر وا داشت. در قفقاز نیز افرادی از ایرانیان پیدا شدند مانند میرزا فتحعلی آخوند زاده وطالبوف و همینطور حاج زین العابدین مراغه ای که نگران اوضاع ایران بودند و خود به اصول تمدن جدید آشنا و مایل به آشنایی دیگران.
مقاله نویسی وکاغذ پرانی از داخل وخارج آغاز گردید. افرادی مانند میرزا صالح شیرازی ومیرزا ملکم خان با روزنامه قانون درایران مطرح ومعرفی شدند. کتاب سیاحت نامه ابراهیم بیک که نشانگر بیداری ایرانیان بود به وسیله طالبوف منتشرگردید. به هر حال این مسائل و این رفت و آمدها موجب شد که خط سیرنوشتن و نویسندگی مسیر جدیدی را انتخاب کند که بعد ها دهخدا وهمفکران او در روزنامه صوراسرافیل تحولی درشیوه نویسندگی ایجاد کردند و خود دهخدا با نوشتن چرند و پرند در روزنامه صوراسرافیل فتح بابی درحوزه طنز نویسی ایجاد کرد و کار اوپیروان زیادی را دراین طریق به کوشش و تلاش و طنز نویسی و درعین حال دل و جرات پیدا کردن واداشت و راه انداخت.
ساده نویسی از چه زمانی شروع شد ؟
شاید خوانندگان وعزیزانی که این سلسله نوشته ها را دنبال می کنند تعجب کنند اگر بگویم ساده نویسی با خود ناصرالدین شاه وسفر نامه نویسی وی آغاز می شود.
ناصرالدین شاه هم خوش خط بود وهم خوش ربط، یعنی خطش به دل می نشست، هرچند گاهی طوری می نوشت که خواندنش مشکل می شد. ناصر الدین شاه نقاشی سیاه قلم را دوست داشت و درآن مهارتی به سزا یافته بود. تصویر سیاه قلم وی از اعتماد السلطنه وزیر انطباعات که سرنهارهای ناصرالدین وظیفه روزنامه خواندن را به عهده داشت ازنمونه کارهای ناصرالدین شاه است. و ی خود نیز آدم محقق ومترجم زبردستی بود و زبان فرانسه را مسلط بود وکتاب های متعددی تالیف کرده است نظیر منتظم ناصری، الماثروالاآثار،.
بنابراین می شود گفت ناصرالدین شاه پایه گذار نوعی ازشیوه ساده نویسی بود. شاهد این مطلب هم سفرنامه عراق عجم و سفر نامه خراسان وی که به خط میرزا رضا کلهر نوشته شده و به قلم خود ناصر الدین شاه است و بسیارساده و روان و دور ازتعقید و لفاظی های نویسندگان دوران قاجار است. ناصر الدین شاه شعر هم می گفت و مرثیه ای بسیار شیوا در باره سید الشهدا (ع) دارد که انصافا دلنشین است. چندین غزل هم دارد که موید ذوق و قریحه نسبتا خوب او می باشد.
عموی ناصرالدین شاه به نام فرهاد میرزا معتمد الدوله از رجال با سواد وخوش ذوق قاجار است.
سفرنامه حج اویکی ازشاهکارهای سفرنامه نویسی است که درنوع خود کم نظیراست. آثار متعددی دارد. کتاب زنبیل که به تقلید کشکول شیخ بهایی نوشته شده به حق سفینه ای است که همه چیز درآن وجود دارد. باز هم اگر به آثار او اشاره کنیم نمی توانیم از کتاب جام جم وی که در زمینه تاریخ و جغرافیا نوشته شده به راحتی بگذریم.
اودرعلم نجوم وهیئت نیز صاحب نظر بوده و کتابی به نام فلک السعاده دراین علم دارد که احکام نجوم را درآن به درستی بیان کرده است.
دربین نویسندگان این دوره به نام معروفی برمی خوریم که از او به عنوان یک نویسنده مبتکر نام می برند. میرزا آقاخان کرمانی از مریدان سید جمال الدین اسد آبادی که مدت ها در استانبول با او زندگی می کرد و به شدت تحت تاثیر او بود. او به نوعی منشی سید جمال بود و اکثرنامه های سید جمال الدین در زمینه اتحاد اسلام به علمای نجف، به خط وانشای اوست. ازآثار عمده اوکتاب تاریخ آئینه اسکندری است که درباره تاریخ ایران باستان است. ازدیگر آثارش «صد خطابه» و دیگری سه مکتوب درباره ملیت ایران می باشد.
میرزا علی خان امین الدوله
میرزا علی خان امین الدوله به حق ازجمله اصلاح طلبان وپیشروان تجدد وآزادی است.
وی پسرمجد الملک وزیر وظایف است که بعد ها خود به صدراعظمی مظفرالدین شاه هم رسید. امین الدوله درایجاد رسم الخط جدید یعنی شکسته نستعلیق و طرز ساده نویسی از سرآمدان زمان خود بوده است.
امین الدوله درسال ۱۳۱۵ دوسال بعد از پادشاهی مظفرالدین شاه صدر اعظم شد ویکسالی با اقتدار وآزاد منشی و کوتاه کردن دست انگلیسی ها و تا حدی روس ها اسم و رسمی در بین آزادی خواهان پیدا کرد. اما همانطور که زاده شرایط زمان و قدرت استعماری ابر قدرت های وقت یعنی روس و انگلیس بود به قول معروف نسخه او را پیچیده و به فرمان همان مظفرالدین شاهی که به فرمان او صدارت یافته بود ازصدارات عزل و به فوریت دستور دادند که از ایران تبعید شود. او هم سفر مکه را انتخاب نمود که درهمین سفر شاهکاری به نام سفرحج بوجود آورد که در شیوه سفرنویسی و قدرت قلم ونویسندگی بی نظیر است و شاید از سفرنامه حاج فرهاد میرزای معتمد الدوله هم پیشی گرفته باشد.
میرزا علی خان امین الدوله پس از سفرحج مدتها بیمار بود و سپس برای معالجه به اتریش رفت وبیماری او شدت گرفت و سر انجام به ایران برگشت و پایان عمر را در« لشت نشای » شمال که ملک موروثیش بود گذراند وچندی بعد یعنی درمحرم سال ۱۳۱۶ درگذشت.
همانطوری که گفتیم شیوه نثر نویسی او بسیار هنرمندانه و سرشارازظرائف ولطائف کلامی است. شیوه نگارش وی وحتی خط شکسته نستعلیق اش پیروان فراوانی را پیدا کرد. در شیوه نگارش وی محمد علی جمال زاده وایرج میرزا نمونه اند و در شکسته نویسی اشخاصی چون احمد قوام « قوام السلطنه» و امیرنظام گروسی نمونه های شاخص این هنر به شمار می روند.
برای اینکه خوانندگان عزیزشیوه نگار وی را دریابند نمونه ای ازسفر نامه حج وی را در اینجا می آوریم. داستان در مورد فردی است به نام حاج شیخ جعفرترشیزی (۱) که در این سفر همراه اوست.
توصیف حاج شیخ جعفر تر شیزی به قلم امین الدوله
حاج شیخ قامتی متوسط دارد و ریش مربع مستطیل و سبیل را از بیخ برانداخته واز افتادن دندان ضواحک به مزه بیان و حسن لهجه افزوده، درکلمات که ادا می کند لحن خراسانی هست و به اثبات خوشخویی تبسم و ضحک تابع هرجمله است.
چون مکرر راه حجاز پیموده و در بلد خود امام جمعه بوده، حروف را ازمخارج می گوید و از اینکه به راه نجد رفته به اسکندریه ومجاورین کربلا وکاظمین مالوف شده، عمامه را پهن و شل می پیچید، تحت الحنک را ازحد ترخص درازترمی گذارد. یقه پیراهن که عربی است گشوده دارد. قبا و ارخالق (۲) و بند کمر باز و عبا را در دوش متمایل می گیرد. درایام سفر که دستش به حمام نرسیده ازمواظبت خضاب بازمانده، دو ریش به اطراف چهره قوس و قزحی موزون افکنده. طبقات سفید و لیمویی وطلایی و سرخ و خرمایی وسیاه، لطف عجیبی به جمالش داده، ازسفرچند سال پیش خودش می گفت که: در راه جبل، نیم شبی که در روی شتر« به تهجد» یعنی نمازشب مشغول بوده از سرین مرکب سریده، نماز را نبریده ، از قافله باز مانده بود.
تازه جوانی زعرب هوشمند، شیخ را ازخاک بر می دارد و به اِبِل حرون می نشاند .چون دعای نیم شبی به کرسی ننشسته بود و شیخ درانتهای صدق متمکن نشده، شتر ازجا می جهد ومتهجد را چنان بزمین می کوبد که استخوانهای کمر درهم شکسته، دمر می ماند. تقدیر آنقدرمساعد بوده است که خُرجین وی هم با خودش به زمین افتاده. نص حدیث که از ایشان مسموع افتاد، پس از چند گاه بیخودی و بی خبری، تابش آفتاب عربستان وآنگهی به تابستان به جای آخرالدواء بیچاره را متبه کرد . اما چه هشیاری، که شکستگی وخستگی خویش و بدن کوفته و خود را فراموش انگاشته فرض کرده درین حال عربی سوخته و سیاه از راه می رسد، به اثرسیاهی تاخته، مردی را درخاک وخون تپیده با خرجین واسبابی پراکنده می بیند. شیخینا در آن حال آشفته با تتبعی که در مرثیه خوانی دارد وکشتن و بستن از بسیار گفتن ملکه راسخه اوست ، فریاد می زند که:
(یا مَلعُون الوالدین، اِن تریُدان تَقتَلنی، فاستَعجل لاِنَ فی التاخیرآفات) (۳)
عرب صحرایی با خشونت طبع وغلظت قلب ازجا درنرفته به دشنام شیخ می خندد که: عمو، این چه موقع بدزبانی است؟ سپس تفقدی ازحالش کرده ، رحمت می آورد می گوید قدری صبرکن تا ترا به منزل خود برم وتدبیر علاج کنم. می رود از یورت و مسکن خودش شتری و مرد دیگری می آورد. شیخ کوفته از هم در رفته را به عبا می پیچاند و با طناب قنداق می کند و دربغل شترلنگه و پار سنگ بار وخرجین خود می شود، به مجرد برداشتن عقال ازشتر، چنان از زمین برمی خیزد که بایستی استخوانهای درست مولانا در هم شکسته باشد. قضای بی برکت درهمین حرکت، کمروپای دررفته شیخ به جا می افتد وجز یک دواستخوان شکسته زیرکمر درشیخ آسیبی نمی ماند. برای راحت و بستن شکسته ها شیخ را در مضیف قبیله یک اربعین قبول می کنند وپس از شفا وعافیت به نجف می رسانند. اینک بنیه ایشان چنان محکم است که با فتق ونقص عظام:
رفتن به چه ماند به خرامیدن جادو
برگشتن و دیدن به چه؟ آهوی رمیده
در کتاب سفرنامه امین الدوله ازاین قبیل شیرین کاری ها دیده می شود ومعلوم می دارد که وی مردی فاضل ونویسنده ای مقتدر و ازادبیات شرقی و غربی به درستی آگاه بوده است.
مایه ای که ازمطالعه کتب فرانسه که بدان آشنایی کامل داشته با سرمایه وافی ازادبیات فارسی و تازی، طبع و ذوق اورا پخته، شیوه وسبک تازه و کاملی را به وجود آورده است. این شیوه در اصل همان شیوه قائم مقام ومجد الملک است که با قدری تتبع ومطالعه نثر فارسی کاملتر شده و اندکی از سبک ساده نویسی ادبی فارسی را که امروز هم می توان ازآن تقلید وتتبع کرد بر روی کارآورده است.
پختگی وسلامت الفاظ متعارفی وفصیح فارسی را با زیبایی« وصف تمام گفت» درنثرامین الدوله می توانیم دید که نه تقلید خشک وخُنُک فرنگی مآبان بیمایه را ازنثر فرنگی در بردارد و نه خشونت و ایجازیا اطناب و روده درازی مترادف بافان وبی ذوقان خودمانی را و بالاخره همان است که باید باشد، یعنی هم جامع است و هم مانع و اگر در واقع کامل و تمام نیست، نمونه نهضتی است که مژده کمال وتمامیت می دهد و امروز هم بدون این سرمایه امید نثر عالی داشتن بعید است.
علی اکبر دهخدا
قبل ازاینکه به سبک و شیوه نویسندگی زنده یاد علامه دهخدا بپردازیم گذری به زندگی شخصی وفرهنگی وعلمی و نیزسیاسی اوداریم وسپس به سبک و شیوه اش خواهیم پرداخت.
میرزا علی اکبردهخدا، فرزند خان بابا خان به سال ۱۲۹۷ هجری قمری در تهران متولد شد. پس ازتحصیلات مقدماتی به خدمت فرهنگ مشغول شد. درنهضت مشروطیت روزنامه صور اسرافیل را با همکاری میرزاجهانگیرخان شیرازی و میرزا قاسم خان صوراسرافیل منتشر ساخت. قسمت فکاهی آن روزنامه به نام چرند و پرند به امضای مستعار( دخو) اثردهخدا است. دهخدا مدتی ریاست دانشکده حقوق و علوم سیاسی را به عهده داشت. پس از پیروزی مشروطه خواهان دهخدا به نمایندگی مجلس رسید. از آثارعمده مرحوم دهخدا می شود به کتاب چهار جلدی امثال وحکم اشاره کرد وسپس به بزرگترین اثر او به نام لغت نامه که عظیم ترین فرهنگ لغت واعلام است که تاکنون به زبان فارسی نوشته شده است.
نگارش لغت نامه ۴۵ سال طول کشیده است. بیشتر لغات و واژگان را مرحوم دهخدا روی جعبه سیگار، روزنامه یا پاکت میوه و غیره نوشته است. سازمان لغت نامه دهخدا که بعد از او به دکترمعین و سپس دکتر سید جعفر شهیدی محول گردید خود تشکیلات منظم و با عظمتی است که دهه ها نفر درآن مشغول بکارند.
آثاردیگر استاد عبارتند از فرهنگ فرانسه به فارسی، شرح حال ابوریحان، تعلیقات بر دیوان ناصرخسرو، تصیح دیوان حافظ، تصیح دیوان منوچهری، تصحیح لغت فرس اسدی، تصحیح صحاح الفرس، ترجمه عظمت والخاط رومیان، ترجمه روح القوانین وتصیح دیوان سوزنی سمرقندی.
علامه دهخدا درساعت چهار ونیم روز دوشنبه ۱۷ اسفند ماه ۱۳۳۴ درتهران درگذشت. نثرمرحوم دهخدا درروزنامه صوراسرافیل که با امضای«دخو» منتشرمی شد بسیارساده، روان وگاه حالت شکسته داشت. مسائل سیاسی را آن مرحوم درقالب طنز و هزل می نوشت ومردم وخوانندگان با اشتیاق کامل روزنامه را خریده و بیشتربه چرند و پرند که نوشته دهخدا بود دلبستگی داشتند.
توضیحات
۱ـ حاج جعفرترشیزی: ازاهالی جنوب خراسان که درکشتی همراه امین الدوله بوده است. مدت چندین ماه مجالست این دو موجب شده است که امین الدوله درباره او قلم فرسایی کرده و با نثر زیبا ودلنشین خود او را توصیف کند.
۲ـ ارخالق: جامه ای است نظیر قبا، قدری نازکتر و واژه ای ترکی مغولی است.۳ـ معنی عبارت: ای لعنت شده پدر ومادر اگر می خواهی مرا بکشی معطل نکن چرا که در تاخیرآفت ها نهفته است.

از همین دسته:

(برای مشاهده تیتر ، نشانگر را یک ثانیه روی عکس نگه دارید)

IMG_9490 کوهنوردی 182590

یک دیدگاه