تاریخ خبر: ۲۴ آذر ۱۳۹۴
ریتم وآهنگ در ادبیات کودکان لرستان

ریتم وآهنگ در ادبیات کودکان لرستان

به قلم عزت اله چنگایی
هرچند ریتم وآهنگ جزء جدایی ناپذیرادبیات جهان و ازجمله کشورخودمان ایران است اما، با بررسی ادبیات بومی کودکان لرستان، به نظرمی رسد که ریتم وآهنگ دراینجا نقش پررنگ تری را بازی می کند.
درتقسیم بندی ادبیات بومی کودکان لرستان به بخش بازی ها که می رسیم بطور برجسته ای این خودنماییِ ریتم وآهنگ رامی بینیم وبازدقیق ترکه می شویم به این نتیجه می رسیم که اغلب دستمایه های موجود این نوعِ ادبی ساخته وپرداخته ذهن بچه های استان بوده است که به فراخور زندگی برای خود ساخته اند تا لحظه های فراغتشان راپرکند.
البته دراین سطور بیشتربه سراغ ادبیات بازی های کودکان لرستان می رویم ومروری هرچند کوتاه داریم براین مقوله با ذکر نمونه هایی که امید است درحد وسع، حق مطلب را ادا نماید.
کودکان لرستان اززمان های بسیار دوربازی هایی داشته اندکه این بازیها در قالب شعر موزون و دارای ریتم وموسیقایی بوده است بطوری که به قول امروزی ها برای بازی خود حتی آرم یا نشانه آغازین وپایانی هم داشته اند.
صبحگاه یا هنگام غروب هنگامی که اولین بچه ها به قصد بازی به «دالگه» یا درشهرها به داخل کوچه می آمدند برای باخبرکردن سایردوستان وهمبازی ها یک بیت شعرمی خواندند که می توان این بیت را آرم یا نشانه شروع بازی دانست.
اولین کودکی که قدم به کوچه یا دالگه می گذاشت دست ها را دوردهان، بلندگو می کرد و با ریتم خاصی می خواند:
یه چینه زیر پام شیشه
هر کَس دَرِ کیچَه
این چیست زیرپای من؟ شیشه: هرکس درکوچه! ( کسی درخانه نماند و همه به کوچه بیایید)
نفر اول که به کوچه می آمد این بیت را می خواند.
بچه ها یکی یکی ازخانه بیرون می آمدند، دم می گرفتند و با ریتم ضربی بیت را می خواندند و از اول تا آخرکوچه را می پیمودند و همراه با ریتم آهنگ بیتی که خوانده می شد، کف می زدند.
وجود شیشه درزیرپای کودکان درخانه، به نوعی نشان بیقراری آنها برای بازی است زیرا شیشه، نماد شکنندگی است و بودن شیشه زیرپا بیقراری می آورد.
بازی کودکان همچنان که دارای آرم ونشانه شروع بود، آرم ونشانه ای هم برای پایان داشت که با همین ریتم وآهنگ در پایان بازی خوانده می شد:
یه چینه زیرپام تاوه
هرکَس حونه ی باوه
این چیست زیرپای من؟ تابه (ساج نان پزی) هرکسی به خانه ی پدرخودش برود.
اگربازی بعدازظهر یا به زبان لری (ِدماظهر) شروع شده بود هنگام غروب یا «چراغ روشِه» زمان پایان بازی به شمارمی رفت.
چراغ روشه در زبان لری، زمانی بود که آرام آرام سیاهی شب برسپیدی روز غلبه می کرد، خانه ها ومغازه ها یکی پس از دیگری چراغ ها را روشن می کردند، در این هنگام یکی از بچه ها به همان شیوه ای که برای شروع گفته شد دست ها را دور دهان بلندگو می کرد و با صدای غرا می خواند:
یَه چینه زیر پام تاوه
هرکس حونه ی باوه
ودیگربچه ها هم دم می گرفتند واین ترانه را همراه با ریتم ضربی و کف زدن می خواندند و یک دورمسیرکوچه را به صورت رفت و برگشت طی می کردند و به در هر خانه که می رسیدند کودکی که متعلق به آن خانه بود ازجمع جدا می شد واین ترانه تا حضورآخرین کودک تکرار می شد.
تاوه که ساج نان پزی است درفرهنگ و ادبیات لرستان مظهر سوزندگی وداغی است، چنان که در آن زبانزد معروف می گوید:
اَر خُومِه بَنیم سَرِ تاوه
ههِ وِم مُوئَن زن باوه
اگرخودم را (ازروی دلسوزی) برروی ساج گداخته بسوزانم آخر به من زن پدرگفته می شود به هرحال این یک اشاره بود خارج از بحث اصلی.
گفتیم بازی بچه های لرستان درقالب ترانه هایی اجرا می شود وبطور ریتمیک شکل می گیرد.
بچه های هرمحله ویا هردسته از بچه های یک محله به خصوص درفصل زمستان، در داخل کوچه یا دالگه برای آنکه ضمن بازی گرم بشوند آتش می افروختند وسعی می کردند آتش را روشن نگه دارند.
چون دراغلب موارد کودکان پائین محله وبالای حمله در دسته های جداگانه بازی می کردند و بقول امروزی ها یارگیری می نمودند، هردسته برای خود آتشی جدا روشن می کرد و سعی می کرد آتشی را که روشن می کند شعله ورتر ازآتش دسته رقیب باشد و همین حس رقابت وتلاش وکوشش برای شعله ورتر نمودن آتش رونقی به بازیها می داد، ضمن اینکه برای اینکار هم ترانه ای یک بیتی داشتند که به صورت رجز خوانی با همان وزن وریتم ضربی می خواندند و پایکوبی می کردند.
بیت ترانه این بود:
تش ایما بلیز بلیز
تش شما کورِکلیز
آتش ما شعله ور و شعله ورتر
آتش شما خاموشِ خاموش
هردسته ای شعله بلندآتش خود را به رخ دسته رقیب می کشید.
البته بعضی ها گفته اند این بازی ازعلاقه به آتش دربین پیشینیان به ما به ارث رسیده و در بین بچه ها هم رسوخ کرده است.
اَفتاو زیه گِلسو
هنگامی که پس ازچند روز برف و باران هوا آفتابی می شد بچه هایی که با شوق و ذوق ازخانه بیرون آمده بودند و بخصوص درمیان برف ها وجلوآفتاب بازی می کردند درحین بازی با ریتم و آهنگ شاد درحالی که دورگرفته بودند دایره ای تشکیل می دادند و حول محیط دایره ای که می ساختند پایکوبان می چرخیدند ومی خواندند:
اَفتاو زیه گِلسو
دایا وری گوشت بسو
گوشتنه گروَه بُردَه
دایا دِ غُصه مُردَه
آفتاب در گلستان زد
پیرزن برخیز و گوشت بخر
گوشت را گربه ربوده
وپیرزن از غصه مرده است
دایا درگویش لری به معنی پیرزن است ومراد از پیرزن درادبیات کودکان کشورما وخیلی ازنقاط جهان زمستان است. دایا درداستان های کودکان لرستان دوپسر دارد به نام های هیمل (امیل) وممیل که نمادهای چله بزرگ و چله کوچک هستند.
واما دراین بازیِ ترانه ای، بچه های لرستان که ازتابیدن آفتاب سرشوق آمده اند به پیرزن طعنه می زنند ومی گویند گوشت پیرزن را گربه خورده است.
مراد ازگربه آفتاب است که چون می تابد برف را ذوب می کند، سرما را مغلوب می کند و در واقع برف و سرما را که سلاح پیرزن زمستان هستند از او می گیرد وپیرزن از غصه می میرد.
البته درعرف وفرهنگ عامه هم سابقه دارد که وقتی می خواهند به کسی بگویند طرفندهایت بی نتیجه بود، یا اینکه بگویند نمی توانی کوکبه ودبدبه گذشته را داشته باشی، به خصوص اگر آن فرد صاحب قدرت و زور بوده که اکنون دیگر آنرا ندارد به طعنه به اومی گفته اند:
آن ممه را لولو خورد.
واین نیزچیزی است شبیه همان طعنه به گربه ی آفتاب، که گوشت پیرزن را خورده است و کاری از دست پیرزن ساخته نیست.
به همین ترتیب وبه عنوان شاهد مثال درموضوع ریتم وآهنگ درادبیات کودکان لرستان می توان به مثال های بیشتری اشاره داشت ازجمله:
بازیِ زن قاضی زی دِرا
گروه دختران دست بدست هم می دهند وبا تشکیل یک دایره، حمامی برای بازی می سازند، یک نفر ازدختران درنقش زن قاضی مشغول حمام می شود. دخترانی که دایره را تشکیل داده اند از او می خواهند که زودتر ازحمام بیرون بیاید و اوهردفعه بهانه ای می آورد که این خواسته ی گروه در قالب تک مصرع زن «قاضی زی درا» و جواب های زن قاضی ترانه ای زیبا را می سازد.
گروه: زن قاضی زی درا
زن قاضی: دارم سر می شورم!
گروه : زن قاضی زی درا
زن قاضی: دارم سنگ پا میکم!
گروه : زن قاضی زی درا
زن قاضی: دارم لیف می زنم
و…..
به همین ترتیب زن قاضی هربار به بهانه های مختلف کاررا طول می دهد تا درنهایت با استفاده از غفلت حمامی پول به حمامی نمی دهد و فرار می کند.
فرار زن قاضی وتعقیب وگریز بچه ها برای دستگیری او بازی پرهیجانی را می سازد و…
وازنمونه های دیگر بازی ها می توان به این نمونه ها اشاره کرد:
ـ دام دام -دختر ملا دیکم بی
ـ اسیا و و لوئینه
ـ دادا گسنمه ـ رولَه رولَه چِخ چیلَه
و…………
اشاره کرد که جملگی به شکل ترانه با ملودی و آهنگ اجرا می شود و ملودی ها همگی ضربی ، شاد ونشاط آور است.

از همین دسته:

(برای مشاهده تیتر ، نشانگر را یک ثانیه روی عکس نگه دارید)

گونگادین 82182481-70926783 کنسرت کودکان 2171593

یک دیدگاه